عکس کاپ کیک شکلاتی آلمانی
خانم آقا محمدم
۲۸۴
۲.۸k

کاپ کیک شکلاتی آلمانی

۳ تیر ۹۸
دوستای عزیزم از پیامهای مهر انگیزتون بی نهایت سپاسگذارم🌷🌷🌷
من سعی میکنم تا جایی که بتونم با لایک کردن کاراتون گوشه ی خیلی کوچیکی از محبتتون رو جبران کنم❤
دوستان چند وقت قبل من و همسرم با خانواده ی همسرم به مشکل بر خوردیم ، منم برای اینکه بتونم راه درست رو انتخاب کنم و با مشکل به درستی مواجه کنم ، ماجرا رو برای چند نفر با هدف مشورت گرفتن و کمک خواستن مطرح کردم ، من جمله ؛ مادرم ، پدرم ، برادرم ، مادر بزرگم و دو تا از دوستان پاپیونی....
اما راستش حرفای هیچ کسی کمکی بهم نکرد ، درصورتی که همیشه مادرم مشورتای خوبی بهم میداد یا حد اقل پدرم ...
خلاصه خواست خدا این بود که کسی به من مشورت خوبی نده.....
و من به شدت درگیری ذهنی داشتم و نمی دونستم با ناراحتی و دلخوری و قهر بی مورد مادر شوهرم چه کنم ؟
ماجرایی پیش اومده بود که من واقعا بی تقصیر بودم اما قضاوت میشدم و امکان دفاع نداشتم....

از طرفی یه دوستی دارم که یتیم و بی کس هست ، هیچ کسی رو نداره ، ازدواج کرد و شوهرش خوب از آب در نیومد ، چندین سال بچه دار نشد و بعدش خدا یه بچه ی ناقص بهش داد که بچه ی معلول که محدویت غذایی شدیدی داره و باید پروتیین مصرفیش محاسبه بشه و مدام آزمایش خون بده (فکر کنید به پسر دوساله نتونه غذاهایی که می بینه رو بخوره😐اگر بخوره آسیب جدی به مغزش وارد میشه)
دوست مظلوم و رنج کشیده ی من تو اوج مشکلاتش و سر و کله زدن با بیماری نادر پسرش ناگهان متوجه شد که همسرش یه تومور بزرگ توی کبدش داره و باید عمل بشه شایدم پیوند کبد ، همسرش تو راه بیمارستان پاش میشکنه و میشه قوز بالا قوز....
چند وقت قبل با من صحبت میکرد میگفت ؛
همه ی مشکلاتم یه طرف بی کسی و تنهایی یه طرف ، نه مادری ، نه پدری ، نه شوهر خوب ، نه مادر شوهر ، نه خواهر شوهر ، حتی دوستی هم ندارم فقط تویی که ازم خیلی دوری.....
اگر کسی رو داشتم میرفتم ازش کمک میگرفتم..

وااااااای این جمله رو که گفت زدم زیر گریه ، گریه و گریه.....
یاد خودم افتادم که چند وقت قبل برای مشکلم به همه رو زدم و کمک خواستم اما نتیجه نگرفتم .
ناگهان یاد یه سکانس از سریال مریم مقدس افتادم ، حضرت مریم از حضرت زکریا پرسید ؛ خدا مگه منو دوست نداره ؟ پس چرا پدر و مادرم رو ازم گرفته و من رو تنها گذاشته؟؟
پاسخ حضرت زکریا شامل این مفاهیم میشد؛

خداوند هرکسی را که دوست بدارد اطرافش را خالی میکند تا تنها بماند ، زیرا نمی خواهد سراغ کسی جز او برود....
به دوستم گفتم ؛
من توی مشکلاتم اول میرم سراغ پدر و مادرم بعد فامیل و دوست و آشنا ....
اگر نتیجه نگرفتم تازه یادم میوفته ، یه کسی هست به اسم خدا که کلید همه ی مشکلای کوچیک بزرگ رو داره....
آخرش بخاطر حل مشکلم میرم سراغ خدا....

اما تو از همون اول مستقیم میری پیش خدا چون کسی رو نداری ، خدا تو رو بی کس و تنها کرده چون قلبت برای خودش میخاد ، کلی امتحانای سخت داره ازت میگیره و نمیذاره رنگ خوشی روببینی چون ما آدما تو خوشی خدا رو فراموش میکینم ، اما خدا اوووووونقدر دوست داره که نمیخاد حتی یه لحظه خوش باشی مبادا از یادش غافل بشی....
از خودم بدم اومد و بلند بلند گریه کردم که چرا توی مشکلاتم میرم سراغ بنده های ناتوان خدا....
به دوستم غبطه خوردم.....
واقعا خدا به هرکی سختی میده صبر تحمل کردنش رو هم میده ، ازمون امتحان میگیره و هرکسی رو بیشتر دوست داشته باشه امتحانش رو سخت تر میگیره....
دلیل این حرفم زندگی انبیا و ائمه اس که همشون با مشکلات بزرگ و سختی مواجه بودن و زندگیشون پر از مشقت و سر و کله زدن با مردم معاند بود ، چقدر تهمت و افترا شنیدن و اذیت شدن.....
امتحانای اونا از همه ی ما سخت تر بوده پس هرکی امتحانش سخت تر ، نزد خدا عزیز تر....
...
نظرات