آیلین و نیلیا
آیلین و نیلیا

دستور پختی یافت نشد

باسلوق زعفرانی

باسلوق زعفرانی

۴ روز پیش
دوستان عکسها رو اگه ورق بزنین عکس دوم برش نخورده ی باسلوقه
و اما عکس سوم⤵
پسرم که عکسارو میگرفت از گردش دسته جمعی کلاغها دور
کوه زیبای شاهو در این هوای ابری عکس گرفت,
دوست داشتم شما نازنینان هم چهره ی برفی کوه شاهو
رو از نمایی نزدیکتر ببینید
اونم در اواخر پاییز برگریز
و همراه با پرواز مهموناش بر فرازش💚💙💚
...
خورش گل کلم

خورش گل کلم

۱ ماه پیش
صبر کن سهراب! آری… تو راست می گویی👇
آسمان مال من است پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین، مالِ من است!
اما سهراب تو قضاوت کن، بر دل سنگ زمین جای من است؟!
من نمی دانم که چرا این مردم، دانه های دلشان پیدا نیست…
صبر کن سهراب! قایقت جا دارد؟
من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم...
...
کتلت لپه بدون تخم مرغ
با عکس از سرخ کردن
درس های روزگار:

سال ها گذشت...
❤️فهمیدم همیشه اونى که میخواى نمیشه...
💛فهمیدم هرکسى که باهاته الزاماً "دوستت" نیست!
💚فهمیدم کسى که تو نگاه اول ازش بدت میاد یه روزى میشه صمیمى ترین دوستت و بالعکس...!
💙فهمیدم که بى تفاوتى بزرگ ترین انتقامه...
💜تنفر یه نوع عشقه...
❤️دلخورى و ناراحتى از میزان اهمیته...!
💛غرور بزرگ ترین دشمنه...
💚خدا بهترین دوسته...
💙خانواده بزرگ ترین شانسه...
💜سلامتى بالاترین ثروته...
❤️آسایش بهترین نعمته...
💛فهمیدم" رفتن" همیشه از روى نفرت نیست...
💚هرکى زبونش نرمه دلش گرم نیست...
💙هرکى اخلاقش تنده، جنسش سخت نیست!
💜هرکى میخنده، بدون درد و غم نیست!
❤️ظاهر دلیلى بر باطن نیست...
💛فهمیدم کسى موظف به آروم کردنت نیست...
💚فهمیدم جنگ کردن با خیلیا اشتباه محضه...
💙فهمیدم خیلى موقع ها خواسته هات، حتى با گریه و التماس، انجام شدنى نیست...
💜فهمیدم گاهى اوقات تو اوج شلوغى تنهاترینى!
❤️گاهى اوقات دلت تنگ اون آدماى دوست داشتنى سابق میشه...
💛گاهی اوقات صمیمی ترین دوستت میشه غریبه ترین آدم
💚گاهی اوقات با همه وجودت یک نفرو دوس داریو اون نمیبینه تو رو
💙گاهی اوقات باید رفت، باید دل کند، باید گذشت، باید رد شد و عوض شد.، باید رفت...
...
کوفته تبریزی 
بدون تخم مرغ
یک عمر باید بگذرد
تا بفهمی
بیشتر غصه هایی که خوردی
خوردنی نبود
فقط دور ریختنی بود...
...
نان گردویی کردستان
با عکس از مراحل تهیه
ببخشید، یک سکه دوزاری دارید؟

میخواهم به گذشته ها، زنگ بزنم!
به آن روزهای دور...
به دل های بزرگ،
به محل کار پدرم،
به جوانی مادرم،
به کوچه های کودکی،
به همبازیهای بچگی.

میخواهم زنگ بزنم به دوچرخه ی خسته ام،
به مسیر مدرسه ام که خنده های مرا فراموش کرده،

به نیمکت های پر از یادگاری،
به زنگ های تفریح مدرسه،
به زمستانی که با زمین قهر نبود،
به بخاری نفتی که همه ی ما را با عشق دور هم جمع میکرد،
میدانم آن خاطره ها کوچ کرده اند...
می دانم...

آری میدانم که تو هم ، دنبال سکه میکردی!!
افسوس...هیچ سکه ای در هیچ گوشی تلفنی ،
دیگر ما را به آن روزها وصل نخواهد کرد...
حیف ...

صد افسوس که دوزاری مان بموقع نیفتاد !
...
خورش لوبیا سبز
با گوشت چرخ کرده
رک بگویم...از همه رنجیده ام!
از غریب و آشنا ترسیده ام
با مرام و معرفت بیگانه اند
من به هر سازی که شد رقصیده ام
در زمستان سکوتم بارها...
با نگاه سردتان لرزیده ام
رد پای مهربانی نیست...نیست
من تمام کوچه را گردیده ام
سالها از بس که خوش بین بوده ام
هر کلاغی را کبوتر دیده ام
وزن احساس شما را بارها...
با ترازوی خودم سنجیده ام
بی خیال سردی آغوشها
من به آغوش خودم چسبیده ام
من شما را بارها و بارها...
لا به لای هر دعا بخشیده ام

" فریدون مشیری "
...
خورشت کرفس

خورشت کرفس

۱ ماه پیش
" گوش هایم را می گیرم !
چشم هایم را می بندم !
زبانم را گاز می گیرم !
ولی حریف افکارم نمی شوم !
چقدر دردناک است فهمیدن !!!...
خوش بحال عروسک آویزان به آینه ی ماشین ,
تمام پستی بلندی زندگیش را فقط میرقصد !!!...

کاش زندگی از آخر به اول بود ..
پیر به دنیا می آمدیم ..
آنگاه در رخداد یک عشق
جوان میشدیم ..
سپس کودکی معصوم میشدیم
و در نیمه شبی تاریک ,
با نوازش های مادر
آرام میمردیم ... "
...
قرمه سبزی,ترشی خانگی
انار ارگانیک شهر ما
می رود قافله ی عمر، چه ها می ماند...؟
هر که غفلت کند از قافله جا می ماند

شیشه عمر چه زیباست ولی حساس است
که به رویش اثر لکه و « ها » می ماند

باید از شیشه خود لکه زدایی بکنیم
خوب و بد در پس این شیشه بجا می ماند

هر که نیکی کند و دست کسی را گیرد
دست او یکسره در دست خدا می ماند

هر که یک ذره در این حادثه ظالم باشد
آخر قصه گرفتار بلا می ماند
...
کلانه و نان کردستان
تابلو هم کار پسرمه
دوستان عزیز برای دیدن نان و مراحل تهیه ی کلانه لطفاً ورق بزنین،
بقیه رو با قاب ارسال کردم چون برنامه اندازه ی عکسها رو قبول نمیکرد و حتی با قاب هم تا حدی برش داد عکسامو !!!
...
نان محلی کردستان
بعد مدتی دوباره پختم
معلمی گفت : توانا بود هر که... ؟

دانش‌آموز گفت :
« توانا بود هر که دارا بود»
ز ثروت دل پیر برنا بود
تهیدست به جایی نخواهد رسید
اگر چه شب و روز کوشا بود
ندانست فردوسی پاکزاد
که شعرش در این ملک بیجا بود
گر او را خبر بود از این روزگار
که زر بر همه چیز والا بود
نمیگفت آن شعر معروف را
«توانا بود هر که دانا بود»
...
پیتزا

پیتزا

۲۷ خرداد ۹۸
هیچ وقت ;
" قرص هایی " که
حال آدم را " خوب " می کنند
جای " خوب هایی " که
دل آدم را " قرص " می کنند
نمی گیرند ...
...
دلمه

دلمه

۲۴ خرداد ۹۸
به نام آن که گل را خنده آموخت
و بر جان شقایق آتش افروخت
به نام آن که جان را زندگی داد
طبیعت را به جان پایندگی داد
...
دمی گوجه فرنگی

دمی گوجه فرنگی

۲۳ خرداد ۹۸
علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد
دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست
به روزگار سلامت سلاح جنگ بساز
وگرنه سیل چو بگرفت, سد نشاید بست
...
کتلت با سیب زمینی خام
بدون تخم مرغ
رسم دنیا در همین است آنکه آمد رفتنی است
بعد رفتن نام نیکت بر زبانها ماندنی است
تا توانی خلق را از خود مرنجان با سخن
آنکه بالاتر نشیند آخرش افتادنی است
دل مبند بر مال دنیا، مال دنیا بی وفاست
خرقه ی زر هم بپوشی سیم و زر نابردنی است...
...
سوپ
در هوای بارانی امروز
پروردگارا ...
تنها مگذار کسی را که
در تنهایی اش به تو پناه می آورد،
خالی برنگردان دستانی که
به امید اجابت دعا
به سویت بلند شده اند ...
مهربانا ...
ناامید مکن دلهایی که
در پی امید هستند،
لبخندی بنشان بروی تمام لبهایی که
در پشت خود بغض ها دارند،
خدای من با تمام وجود می خوانمت
و میدانم که جوابم را خواهی داد ...
...
مشاهده موارد بیشتر
سایر کاربران
کاربر فعال سرآشپز پاپیون
مامان حنا جون وحسام جون..کارشناس ارشد ادبیات عرب..دبیر عربی وخییییلی علاقمند به آشپزی..ممنون بخاطر لایکاتون وکامنتای پرمهرتون⚘⚘⚘⚘
MINA ABADAN❤ همه جای ایران سرای من است ،دوستتون دارم دوستای پاپیونی 😍😍
🌻 اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم🌻 🌼دخترشمالی😊ساکن تهران🌼 افتتاح پیجم ۹۵/۳/۱۲ به اشپزخونه ام خوش اومدید
اهل یزدم ..عاشق هنرو آشپزی...با دو پسر کوچیک و یه دختر ...ایام به کامتون همیشه
کاربر فعال سرآشپز پاپیون