fateme zahra
fateme zahra

دستور پختی یافت نشد

نودل گوشت
fateme zahra
۱۷

نودل گوشت

۲۳ مرداد ۰۱
...
دونات
fateme zahra
۲۰

دونات

۸ مرداد ۰۱
...
شله زرد نذری
fateme zahra
۲۰

شله زرد نذری

۲۹ فروردین ۰۱
میلادت مبارک...🎊
ای کریم اهل بیت...🎉
ماه رمضانتون سرشار از عشق به امام حسن 💖🌸
#قرار_گروهی
#آشپزی_به_وقت_عشق
...
بستنی
fateme zahra
۵۴

بستنی

۴ اسفند ۰۰

سلاااام😘
بستنی بسیار خوشمزه من هم برای تولد داداشم هم شصتمین پستم هم 260 تایی شدنمون😘😍
چقدر هم😆
قول دستورش رو داده بودم.
من از نکات مریم جان(مریمانه )استفاده کردم و با دستور سوزان شریعت.
https://sarashpazpapion.com/picture/ef0cb34eca8b846539a8f089491dfe7e
این نکات👆
https://sarashpazpapion.com/picture/a278c4769114a17f3643932fadee7155
و لینک دستور👆که البته من کمی تغییرش دادم.
950 گرم شیر پرچرب میهن ریختم و حدود 50 گرم خامه کاکائویی که مامانم برای صبحانه بچه ها درست کرده بود و مونده بود.
با همون مقدار کاکائو هم خیلی خوشمزه بود و طمع دهنده دیگه ای استفاده نکردم.
شکر رو هم 1 ویک پنجم پیمانه ریختم. چون خیلی شیرین دوست نداریم. بازم زیاد بود.
ثعلب هم همون طور که توی دستور گفته بودن بستگی به مرغوبیتش داره و برای من 2 و نیم قاشق چایخوری شد.
طبق نکات مریم جان با گوشتکوب برقی برای اولین بار امتحان کردم.
عالیییییی شد😋
حتما امتحان کنید😍😘
لایک یادتون نره ها😜



صاحب دلى، براى اقامه نماز به مسجدى رفت
نمازگزاران همه او را شناختند؛ پس از او خواستند که پس از نماز، بر منبر رود و پند گوید.
صاحب دل پذیرفت که جماعت را پندی دهد…
نماز جماعت تمام شد، چشم ها همه به سوى او بود.
مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست.
بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود،

آن گاه خطاب به جماعت گفت :
مردم! هرکس از شما که مى داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد، برخیزد!
کسى برنخاست !
گفت : حالا هرکس از شما که خود را آماده مرگ کرده است، برخیزد!
باز کسى برنخاست !!!

گفت : شگفتا از شما که به ماندن اطمینان ندارید؛ اما براى رفتن نیز آماده نیستید!

*
┈┈┈┈••✾🌿🌺🌿✾••┈┈┈┈
داستان کوتاه•✾📚
https://eitaa.com/joinchat/1501364256Cc04c71959b
📚✾•
┈┈┈┈••✾🌿🌺🌿✾••┈┈┈┈
#بستنی #خوشمزه #لایک
#مریمانه #سوزان_شریعت
#تجربه_اول#لایک #پند
...
از مکافات عمل غافل مشو...
fateme zahra
۱۸
🔷 توی بیمارستان فیروز آبادی دستیار دکتر مظفری بودم.
روزی از روزها دکتر مظفری ناغافل صدایم کرد اتاق عمل و پیرمردی را نشان ‌دادن که باید پایش را بعلت عفونت می بریدیم.
دکتر گفت که اینبار من نظارت می کنم و شما عمل می کنید...
به مچ پای بیمار اشاره کردم که یعنی از اینجا قطع کنم و دکتر گفت: برو بالاتر!
بالای مچ را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر!!
بالای زانو را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر!!!
تا اینکه وقتی به بالای ران رسیدم دکتر گفت که از اینجا ببر...
عفونت از این جا بالاتر نرفته!

لحن و عبارت «برو بالاتر» خاطره بسیار تلخی را در من زنده می كرد خیلی تلخ.
دوران کودکی همزمان با اشغال ایران توسط متفقین در محله پامنار زندگی می کردیم.
قحطی شده بود و گندم نایاب بود و نانوایی ها تعطیل.
مردم ایران و تهران بشدت عذاب و گرسنگی می کشیدند که داستانش را همه میدانند.

عده ای هم بودند که به هر قیمتی بود ارزاق شان را تهیه می کردند و عده ای از خدا بی خبر هم بودند که با احتکار از گرسنگی مردم سودجویی می کردند.

شبی پدرم دستم را گرفت تا در خانه همسایه مان که دلال بود و گندم و جو می فروخت برویم و کمی از او گندم یا جو بخریم تا از گرسنگی نمیریم.
پدرم هر قیمتی که میگفت همسایه دلال ما با لحن خاصی می گفت: برو بالاتر... برو بالاتر... !!!

بعد از به هوش آمدن پیرمرد برای دیدنش رفتم.
چقدر آشنا بود...
وقتی از حال و روزش پرسیدم گفت: بچه پامنار بودم.‌..
گندم و جو میفروختم...
خیلی سال پیش...
قبل از اینکه در شاه عبدالعظیم ساکن بشم...

دیگر تحمل بقیه صحبت‌هایش را نداشتم.
خود را به حیاط بیمارستان رساندم.

*من باور داشتم که «از مکافات عمل غافل مشو، گندم از گندم بروید جو ز جو»؛
اما به هیچ وجه انتظار نداشتم که چنین مکافاتی را به چشمم ببینم.*

📚 دکتر مرتضی عبدالوهابی


خوبین؟ از داستان متحیر شدین ؟
کاش پاپی قبول کنه😭
...
دسر برفی
fateme zahra
۳۹

دسر برفی

۷ دی ۰۰
بسیااااار خوشمزه⁦(๑♡⌓♡๑)⁩ که البته من با کمی آب لبو که داشتیم رنگی کردم(。♡‿♡。)
(っ˘з(˘⌣˘ )
...
آش شله قلمکار. پست خداحافظی⁦⁦⁦⁦(╯︵╰,)⁩
fateme zahra
۱۸
خیلی تلاش کردم تا پیجم رو به اینجا برسونم....
و حتما دوباره میام....
گوشیم ضربه دیده و الان هم صفحه داره سیاه میشه...
انشاالله بعد از تعمیر یا خرید گوشی جدید دوباره میام😉😉
واقعا دلم برای همتون تنگ میشه...
اگه بیشتر دوست دارین بدونین شاید توی همین کپشن دوباره بنویسم ....
منتظرم باشیداااا😜
حتما دوباره میام...
چقدر لحظه وداااع سختتتته ...
فکر کردین وداع با شما🤣 نه باباااا وداع با گوشییی😭😭😭😭😭🤧🤕🤕🤕🤧🤧🤕🤕🤕🤕🤕
الان دقیقا حس توی ایموجی ها رو دارم....
دوست دارم زاااااار زاااااار گریه کنم🤧🤧
...
جوکُلکُوی
fateme zahra
۲۳

جوکُلکُوی

۱۹ مهر ۰۰
😋 یه صبحانه خوشمزه گیلانی که با برنج نیم دونه تازه درست می شه...
و با پنیر خاکه و مغز گردو خورده میشه💕😋
امیدوارم بپسندین و حتما درست کنین❤️❤️
...
کیک یخچالی کاراملی
fateme zahra
۱۵
۱۲ پاییز گذشت...
من وارد سیزدهمین پاییز زندگی ام شدم...
کیک یخچالی کاراملی بسیار خوشمزه بود و من با تنها دستور پخت توی پاپیون درست کردم... تولدم ۱۵ م هست ولی چون شهادت امام رضا بود ۱ ربیع الاول گرفتم ‌..
عیدتون مبارک...😘😘
ممنونم از همه کسایی که تولدم رو تبریک گفتم ...
مخصوصا شهرزاد جون و مبینا جون...💖💖
*┄━═✿♡﷽♡✿═━┄

♦️طبق قانون فیزیک قراردادن یک آهن در میدان مغناطیسی،
پس از مدت کوتاهی آنرا به آهنرُبا تبدیل میکند.
حال قراردادن یک ذهن در میدان مغناطیسی بدبختی، 
میشود بدبختی رُبا،
و قرار دادن در میدان مغناطیسی خوشبختی میشود 
خوشبختی رُبا،
هرچه را که می بینید، 
هرآنچه را که می شنوید،
و هر حرفی که می زنید،
همه دارای انرژی مغناطیسی هستند و ذهن شما را همانرُبا میکنند،
پس اگر به دنبال سلامتی هستید، 
هرگز با کسانی که از بیماری مینالند،
همنشین نشوید،
زیرا در آنصورت چشمان و گوشها و زبانتان اطلاعات بیماری

را به ذهنتان انتقال میدهند...
و به مرور ذهنتان میشود بیماری رُبا.
پس پیوسته با افراد سالم، باهوش، عالم و دانشمند،

موفق و سعادتمند معاشرت نمایید تا خصوصیات آنها را جذب کنید...

...
مسقطی شیرازی
fateme zahra
۲۶

مسقطی شیرازی

۱۴ مهر ۰۰
با دستور محبوبه جون.
من دستور رو ۲ برابر کردم و حدود ۲ برابر توی عکس مسقطی داد😍
من برای یه مهمونی ۱۵ نفره تدارک دیدم و یه کوچولوش زیاد اومد.
اونم دادم به خوردشون😁 .
تمام....
لایک کنیدا😜
...
مشاهده موارد بیشتر