❤Leyla❤
❤Leyla❤

دستور پختی یافت نشد

کیک یخچالی

کیک یخچالی

۴ روز پیش
دستانم تشنه دستان تو شانه هایم تکیه گاه خستگیهایت♥♥
ای قشنگترین بهانه زندگی ام سالروز میلادت مبااارک عشق جانم🌹🌹🌹♥♥♥
کیک یخچالی با رسپی دوست نازنینم مامان حنا و حسام. ممنونم بابت دستور خوبتون عااالی بود😍🌹♥
...
دسر شکلاتی

دسر شکلاتی

۴ روز پیش
....مرا دوره کن گاهی
شبیه آهنگ های قدیمی
که بعد از سال‌ها هنوز هم در خاطرت مانده ...
دلتنگ توام
گاهی یک گوشه بنشین
و مرا دوره کن ...!!!!!
...
حلوای هویج

حلوای هویج

۱ ماه پیش
سلام دوستای مهربونم واسه اولین بار حلوا هویج درستیدم 😍خییییییلی خوشمزه بود😋 حتما امتحان کنید😋👌ممنونم بابت دلگرمی محبت تک تکتون خیلی دوستتون دارم جاتون اینجاس♥♥♥😘😘😘

وقتی چیزی در حالِ تمام شدن باشد ، عزیز میشود ...
یک لحظه آفتاب در هوای سرد غنیمت میشود ...
خدا در موقع سختی ها ، تنها پناه میشود ...
یک قطره نور در دریای تاریکی، همه دنیا میشود...
یک عزیز وقتی از دست رفت ، همه کَس میشود ...
پاییز وقتی که تمام شد ، به نظر قشنگتر می شود ...
و ما همیشه دیر متوجه میشویم !
“ قدر داشته هایمان را بدانیم ...”
“ چرا که خیلی زود ، دیر میشود...
...
ژله عشق

ژله عشق

۲ ماه پیش
👇 چندتا متن تقدیم به حضور پر مهر دوستای مهربونم.♥♥♥🌹️
...
یادمون باشه
در املای زندگی
همیشه برای محبــّت
تشدید بگذاریم
تا از دوستیمان حتی
نیم نمره هم کم نشه..!!!
❤ ️ .
هر چقدر غصه بخوری
دنیا پاسخی به دلت نمیدهد!
شاد باش،شاد بودن اگر نتواند
مشکلاتت را کم کند اضافه نمیکند.
ارزش واقعی تو زمانی ست
که در اوج مشکلات شاد باشی
و برای راه حل بکوشی!
❤ ️ .
بیچاره گل فروش!!!

تنها کسی است که،وقتی با گل وارد خانه می شود،همه غمگین می شوند!
❤ ️ .
آدما از یه جایی به بعد ...

دیگه اون‌طوری که
خودشون هستن رفتار نمیکنن!!!!

بلکه اون‌طوری رفتار میکنن که
باهاشون رفتار کردین!!
❤ ️ .
راز تغییر اینه که،
همه انرژیتو

روی ساختن چیزای جدید بذاری،
نه روی جنگیدن با چیزای قدیمی!
❤ ️ .


من مشکلاتم رو حل نمیکنم. طرز فکرم رو درست میکنم مشکلاتم خودشون حل میشن.

خوشبینی ، آهنربای خوشبختیه.
اگه مثبت بمونی،
چیزای خوب و آدمهای خوب به
سمتت کشیده میشن ‌.
...
❤ ️🍂 🍁 🌹
...
چیز کیک شکلاتی

چیز کیک شکلاتی

۲ ماه پیش
یاد کودکی هایم بخیر
شیطنت دختربچه ای مرموز و کنجکاو
با کفش های قرمز و براق تق تقی !
یاد چادر مادرم بخیر
که بی اجازه تکه ای از آن را بریدم و برای عروسکم لباس دوختم
خانه ی دنج و آرامی که با بالش و رختخواب می ساختم
قابلمه هایی که صندلی می شدند
و مهمانی هایی ساده اما پر از ذوق و شوق
که با ظروف و فنجان های کوچک پلاستیکی ترتیب می دادم
با چای و خوردنی هایی که با چشم بصیرت دیده می شد
و بزرگترها را که به زور گریه و پا به زمین کوبیدن
در ضیافت کودکانه ام شریک می کردم
چه روزهای خوبی بود
نهایت حسرتم یک عروسک بود که مو داشته باشد
و اوج حسادتم با یک بوسه و آغوش ، تمام می شد
از خط خطی و حکاکی هایم روی دیوار نگویم
غول های کج و معوج و ترسناکی که با دستان کوچکم می کشیدم
و کفر همه را در آورده بود !
بیچاره کلاغ بخت برگشته ای که توی قفس حبس کرده بودم
از آفرینش من ، بدجور شاکی بود
دلم برای آن روزهای مادرم می سوزد
که شیطنت های عجیب و غریبم کلافه اش می کرد
گاهی بالای درخت بودم
گاهی روی دیوار
و گاهی در حال فرود از روی طاقچه یا رختخواب ها
آخر دختر بچه هم اینقدر بازیگوش ؟!
هر بار وسط کنجکاوی و بلند پروازی هایم
جایی از بدنم آسیب می دید و زخمی می شد
و بازهم تسلیم نمی شدم و دست بردار نبودم
دارم فکر می کنم به روزهای مدرسه
گاهی از فرط تنبلی ، شب ها با لباس می خوابیدم
تا مث...
...
دسر پان اسپانیا

دسر پان اسپانیا

۲ ماه پیش
آدم هایِ امروز ، دفتر خاطرات ندارند !
درد دل ها ، مجازی شده ... ما درد دل هایمان را برایِ هم پست می کنیم !
ما حرف هایمان را تویِ صفحات چتِ عزیزترین هایمان می نویسیم و به در و دیوارش عکس و شعر و نوشته های قشنگ می چسبانیم !
دفترِ خاطراتِ آدم هایِ امروز ، یک صفحه ی لمسیِ چند اینچی است با کوله بارِ سنگینی از حسرت و حرف و خاطره هایِ تایپ شده ...
قبل تر ها ، برای فراموشی ، دفترهایِ خاطراتمان را سر به نیست می کردیم ...
این روز ها ولی ، هر بار که کم آوردیم ؛ می افتیم به جانِ سوابقِ چت هایمان ...
و کسی چه می داند چه اندازه درد دارد ، بعضی از همین سر به نیست کردن هایِ بی بازگشت !
در روزگاری که آدم ها در یک پروفایل خلاصه می شوند و فراموش کردنشان به یک لمسِ چند ثانیه ای بند است !
آدم هایِ وفاداری نیستیم ، زود دل می بندیم و زود فراموش می کنیم ... !
کاش در دورانِ همان دفترخاطره هایِ قفلی ، جا مانده بودیم !
...
جوجه کباب تابه ای
زن عشق می‌کارد و کینه درو می‌کند! دیه‌اش نصف دیه‌ی توست. می‌تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی! برای ازدواجش در هر سنی اجازه‌ی ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می‌توانی ازدواج کنی. او کتک می‌خورد و تو محاکمه نمی‌شوی. او می‌زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می‌کنی. او درد می‌کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد. او بی‌خوابی میکشد و تو خواب می‌بینی. او مادر می‌شود و همه جا می‌پرسند نام پدر... و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر میشود؛ پیر میشود و میمیرد...
...
مربای هویج

مربای هویج

۲ ماه پیش
پاییز
شعری ست که
دست های من و تو
قافیه ی
آخر آن می شود
سخت ،، محکم ،، گرم و عاشقانه♥♥♥
...
رنگینک

رنگینک

۲ ماه پیش
#پاییز
استاد دلتنگیست ؛
از خاطراتِ اویی که رفته ،
برای اویی که مانده
سنگ تمام میگذارد ... 🍂🍁
...
لواشک الو

لواشک الو

۶ مهر ۹۸
از #تُ  ❤ 🍃
همه چیزت را دوست دارم
تا دکمه های پیراهنت
حتی بند کفش هایت...
از خودم اما
تنها قلبم را دوست دارم که
برای #تُ  و هر چه متعلق به #تُ ست می تپد...♥♥
...
دمی گوجه

دمی گوجه

۱ مهر ۹۸
🍂🍁از بس که خدا عاشق نقاشی بود... هر فصل بروی بوم یک چیز کشید... یکبار گمان کنم خدا عاشق شد.... یک گوشه دنج رفت و پاییز کشید🍂🍁
...
خورش الو مسما

خورش الو مسما

۲۷ شهریور ۹۸
🍁 صدای پای پاییز می آید ...
حواست هست
🍁 که شهریور هم گذشت ..
و باید دل خوش کنیم
🍁 به آمدن پاییز...

🍁 یک پاییز خوشرنگ
یک پاییزی که مهر و آبان
🍁 و آذرش تو را ،
به یاد هیچ خاطره ای نیاندازد ..

🍁 یک پاییز دوست داشتنی
و پر از عشق ..
🍁 که شاید مال من و تو باشد ..
می مانیم به امید پاییزی که،،،
🍁 نه از فاصله ..نه درد ...نه جنگ ،،
نه فقر ،،، فقط عشق، باشد .
🍁 پاییزی که وقتی به آخرش رسید ،،
جوجه ای از جوجه هایش
🍁 کم نشده باشد ..
به امید عشق ...
🍁 به امید شیرین ترین
لحظه های زندگی ..
...
ژله انار

ژله انار

۲۷ شهریور ۹۸
این روزهایِ پایانیِ شهریور ، دلهره ی عجیبی دارد !
دلهره ای از جنسِ حال و هوایِ نابِ کودکی ،
با عطرِ دلبرانه ی کتاب هایِ نو و طعمِ گسِ خرمالو ...
ما دیگر آن کودکِ بی غم و خندانِ سالهایِ دور نیستیم ، اما این دلهره ، یادگارِ خوبِ همان روزهاست ،
روزهایِ خوبی ، که نگرانیِ مان ، بخاطرِ معلمِ تازه ای بود که نمی شناختیم ،
و تمامِ ترسمان ، برای درس هایی ؛ که قرار بود سخت تر از سال هایِ قبل باشد ...
چه حال و هوایِ بی نظیری بود !
هنوز هم که هنوز است ، پاییز ، دلنشین تر از تمامِ فصل هاست ،
قدم زدن در خیابان هایِ نارنجی و خِش خشِ جانانه ی برگ ها ، تسکینِ خوبی ست ...
اما کاش برایِ یک روز هم که شده به روزهایِ خوبِ کودکی بر می گشتیم ،
مثلا اوایلِ مهر باشد و حیاطی شلوغ و بچه هایی شاد و خندان ، که با اشتیاقی بی وصف ، لباس و کفش هایِ جدیدشان را به هم نشان می دهند ،
مثلا پاییز باشد و کودکی که بی غم و آسوده ، کوله پشتی اش را روی دوشش گرفته و سرخوش و لی لی کنان ، به سمتِ خانه می دود ،
و چه موسیقیِ دلنوازی ست ، خش خشِ برگهایِ پاییزی ؛
وقتی دلت کودکانه می تپد ،
وقتی نگرانِ هیچ چیز نیستی ...
...
یتیمچه بادمجان

یتیمچه بادمجان

۲۳ شهریور ۹۸
بکوشید تا عاشق شوید
چرا کھ مسیر عشق بےانتهاست ... !
مبدأش کربلا
مقصدش تا خداست ... !

یا_حسین(ع) ❤
...
اش رشته

اش رشته

۱۷ شهریور ۹۸
#بخونید :)
هشت سالم بود... تابستان آن سال همه ی رویایم شده بود داشتن یک جوجه رنگی... اطرافیانم مدام می گفتند به دردت نمی خورد ...نمی توانی نگهش داری...اما من گوشم بدهکار این حرف ها نبود...آنقدر برای داشتنش پا فشاری کردم تا به دستش آوردم...
در یک جعبه ی کوچک بود... برایش آب و دانه می گذاشتم... فکر می کردم او هم مثل من خوشحال است... همه چیز عالی بود تا اینکه کم کم ماجرا عوض شد... مدام خودش را به جعبه می زد و تلاش می کرد بیرون بیاید... وقتی می خواستم با او بازی کنم فرار می کرد... می گفتم یعنی من را دوست ندارد که فرار می کند؟! روز به روز اوضاع بدتر شد... حالا دیگر من هم از داشتنش لذت نمی بردم چون با چیزی که در ذهنم تصور می کردم فرق داشت ... یک روز صبح بیدار شدم و دیدم دیگر صدای جیک جیکش نمی آید!
من ماندم و یک بغض... بغضی که می گفت چرا هیچوقت از خودم نپرسیدم او هم می خواهد برای من باشد؟ می خواهد بماند؟
حالا پس از سال ها جواب سوالم را از زندگی گرفته ام... حالا می دانم به زور خواستن پشیمانی می آورد ، می دانم دوست داشتن یک طرفه جواب نمی دهد حتی اگر همه چیز را برایش فراهم کنی ، چون هر کسی برای خودش دنیایی دارد...
دوست داشتن ما نباید باعث شود کسی را به اجبار از دنیایش دور کنیم... کسی که از دنیایش دور می شود دیگر زنده نمی ماند...
#حسین_حائریان

پی نوشت: 👇
گفتم :چرا ساکتی ؟یه چیزی بگو
گفت : با بعضی از آدما میشه ساعت ها حرف زد بدون اینکه لازم باشه لباتو وا کنی ، با نگاه کردن بهشون ، با زل زدن تو چشماشون ، همه ی حرفاتو میزنی و اونم میشنوه توهم همینطور حرفای اونو میشنوی!
گفتم: ولی تو خیلی کم با من صحبت میکنی!
گفت من با اونایی که حرفی باهاشون ندارم صحبت می کنم و با اونایی که خیلی حرف دارم براشون ، فقط نگاشون میکنم!
#بابک_زمانی
...
مشاهده موارد بیشتر
سایر کاربران
اللّهم صَل عَلی محمّد وآل محمّد و عَجل فَرجَهم 🧡💕 ❤
تمام زندگیم همسرم وپسرم 💕💕💕
💝جانانِ من پسرم دلم که بیقرار میشود تو را نگاه میکنم تویی قرارِ هرشب و هرروزِ من💝
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم... نه حرف عقل بزن با کسی ، نه لاف جنون که هر کجا خبری هست ادعایی نیست...
اهل خراسان شمالی... عاشق آشپزی و کیک و دیزاین
به آشپز خانه من خوش آمدین... مرسی که از کارهام دیدن میکنین...