الناز
الناز

دستور پختی یافت نشد

سالاد ماکارانی

سالاد ماکارانی

۲ ساعت پیش
چرا برای امام زمان عجل الله باید صدقه داد؟!

وقتی امام زمان(عج) بدنیا آمد، شیطان فریاد بلند کشید
همه فرماندهان شیطان جمع شدن و پرسیدن چی شده؟

شیطات گفت آخرین امام خدا بدنیا آمد وقتی ظهور میکنه ما میمیریم
فرماندهان شیطان هرکدام پیشنهاد دادن یک نفر گفت در کودکی امام او را بکشیم
شیطان گفت اگر او را بکشیم ما نابود میشیم و تصمیم گرفتن سلامتی امام زمان (عج) را به خطر بندازن
...
مربای به
الناز
الناز
۲۲

مربای به

۱ ماه پیش
🔞 شخصی تعریف می‌کرد ؛ وقتی از نماز جماعت صبح برمیگشتم جماعتی را دیدم که به زورقصد سوار کردن گاو نری را در ماشین داشتند . گاو مقاومت می‌کرد و حاضر نبود سوار ماشین بشود، من رفتم دستی به پیشانی گاو کشیدم ؛ گاو مطیع شد و سوار شد.
من مغرور شدم و پیش خودم گفتم《این از برکت نماز صبح است》.
وقتی به خانه رسیدم دیدم مادرم گریه و زاری می‌کند، علت را که جویا شدم گفت ؛
*《گاومان را دزدیدند》*

گاو مرا شناخته بود ،
ولی من او را نشناختم ...


😆😆😂😂🤣🤣

🚫به عبادتهای نا چيزمان مغرور نشويم 🚫
...
سالاد الویه شام ۱۱ آبان منو همسرم
الناز
الناز
۱۳
‍ بیست جمله کوتاه و ناب 🌻‍

۱- خوشبختی خانه در خدا پرستی است.
۲- عزت خانه در دوستی است.
۳- ثروت خانه در شادی است.
۴- زیبایی خانه در پاکیزگی است.
۵- پاکی خانه در تقوا است.
۶- نیاز خانه در معنویات است.
۷- استحکام خانه در تربیت است.
۸- گرمی خانه در محبت است.
۹- صفای خانه درمحبت است.
۱۰- پیشرفت خانه در قناعت است.
۱۱- لذت خانه در سازگاری است.
۱۲- سعادت خانه در امنیت است.
۱۳- روشنایی خانه در آرامش است.
۱۴- رفاه خانه در حرمت و تفاهم است.
۱۵- ارزش خانه در اعتماد و اطمینان است.
۱۶- سلامتی خانه در نظافت و پاکیزگی است.
۱۷- صفت خانه در انصاف و گذشت است.
۱۸- شرافت خانه در لقمه حلال است.
۱۹- زینت خانه در ساده بودن است.
۲۰- آسایش خانه در انجام وظیفه است.
...
عدس پلو باگوشت گوسفندی و سالادشیرازی
الناز
الناز
۲۷
در مشکلات مختلف،باید به کدام یک از معصومین علیه السلام متوسل بشویم؟


🌼مرحوم علامه مجلسی نقل میکند:

✅فردی به نام "ابوالوفای شیرازی" در زمان حکومت ابی علی الیاس زندانی و تهدید به قتل شد.

🍃ایشان متوسل به حضرات اهل بیت علیه السلام میشود.

🌟شب در عالم رؤیا،حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله را زیارت میکند.حضرت میفرمایند:

🌹در حوائج دنیوی به من متوسل نشو،
🌹به دخت گرامی ام متوسل نشو،
🌹به حسن و حسین علیه السلام هم متوسل نشو،
💠بلکه در امور بلند و معنوی به این ها متوسل شو.

🌹از امام باقر و امام صادق علیه السلام آخرت را بخواهید،
🌹از امام زین العابدین علیه السلام، دفع شرّ سلاطین و شیاطین را بخواهید،
🌹از امام موسی بن جعفر علیه السلام عافیت را بطلبید،
🌹اگر در مسافرت به مشکل برخورد کردید به امام رضا علیه السلام استغاثه کنید.

🌺آنگاه فرمودند:

✨ولی اگر کارد به استخوان رسید و شمشیر به گردنت رسید، یوسف زهرای اطهر فرزندم را صدا بزن و بگو:
🌺یا صاحبَ الزَّمان اَنا مُستَغیثٌ بکَ
یا بگو:
🌺الغَوثَ اَدرِکنی.
"مهدی جان؛من به تو پناهنده شدم. به فریادم برس؛
یا غوث حقیقی؛ به فریادم برس..."

✅ابوالوفا میگوید:
من این جملات را در عالم رؤیا گفتم و از خواب پریدم.

🍁یک وقت دیدم مامورین ابی علی الیاس آمدند و ما را پیش او بردند.
وی گفت:
به چه کسی متوسل شدی؟
گفتم:
به منجی عالم بشریت، مصلح حقیقی،به فریاد درماندگان و بیچارگان!

✅ سپس معلوم شد در خواب به ابی علی الیاس گفته بودند:
اگر دوست ما را رها نکنی نابودت میکنیم و حکومتت را بهم میریزیم...

🌀بعد مبلغی پول و هدایا به ابوالوفا داد و آزادش کرد.
~~~~~~~~~~~~~~~~~
🔴نکته: اهل بیت علیهم السلام خودشان تقسیم کار فرموده اند،این یک تقسیم کار در عرصه هستی است،
اختلاف در شأن و مقام و منزلت نیست و در مرتبه نورانیت و حقیقت هیچ اختلافی نیست✨

📘بحارالانوار،جلد 53 ،ص678

@saraynoor
...
کتلت مرغ خوشمزه
الناز
الناز
۸۱

کتلت مرغ خوشمزه

۲۲ مهر ۹۸
*ترجمه حدیث" چه کسی روح امام حسین (علیه السلام) را قبض کرد؟*
*عزرائیل برای قبض روح امام عذر آورد*
*پس چه کسی روح حضرت را قبض کرد؟*
از امام جعفر صادق علیه السلام
در حالی که حضرت در میان اصحابش نشسته بود و عاشورا و آنچه را که بر امام حسین علیه السلام گذشته بود،را یاد آوری کرد
سپس فرمود:برای شما حدیثی را بگویم که عرش خدای جلیل از آن به اهتزاز درآید
هنگامی که جدم حسین علیه السلام بر زمین سقوط کرد و از بالای اسبش به زمین خاک آلود افتاد
شمر لعنت الله علیه بر سینه جدم نشست در حالی که او تشنه بود،او را به صورتش برگرداند و با شمشیر مشغول بریدن رگهای گردن او کرد،در حالی که او صدا میزد واعطشاه و جسد پاک او زخمی بر زمین ماند
در این هنگام
خداوند متعال به جمیع مخلوقات در زمین و آسمان وحی کرد که که به حبیب رسول خدا صلی الله علیه و آله نظر کنید که او بر این حالت است در حالی که بر بلایای دنیا و سختی آن صابر است
پس خداوند متعال به ملک موت وحی کرد که روح حسین را قبض کند
عزرائیل گفت من به خدا پناه میبرم که اگر به من دستور بدهی......من دستور را انجام نمی دهم و ندای توی خداوند را لبیک نمی گویم...و من در امر پسر حبیبت متحیر مانده ام..
یا رب ....من به حبیبت و بر گزیده ات و پیامبرت پیامبر رحمت،متوسل می شوم که عذر من در قبض روح حبیبت و پسر غریب حبیبت را بپذیری
عطشان مظلوم و بی کس
ابی عبد الله الحسین
خداوند جلیل فرمود:ای عزرائیل برای چه این در خواست را از من داری
عزرائیل گفت:خداوندا هیچ عضو سالمی برای حسین نمانده اسن تا روحش را از آن عضو قبض کنم و من از رسول خدا خجل هستم و از امیر المومنین ... و فاطمه زهرا حیا می کنم که او را قبض روح کنم
خداوند فرمود ای ملک الموت از سرش او را قبض روح کن
ملک الموت ندا داد:خداوندا تو عالمی که به دو چشم او تیر اصابت کرده
خداوند فرمود:او را از دهانش قبض روح کن....گفت:آه واحسرتا بر او که با تیر بر دهان او زدند و دندانهایش در دهانش شکست
خداوند فرمود:از سینه اش....گفت:چهار هزار زخم به سینه او رسیده است و سینه او را قطعه قطعه کرده اند
خداوند فرمود:از پیشانی اش
گفت:به پیشانی او سنگ خورده است
خداوند فرمود:از خاصره اش
گفت:نیزه ای به خاصره اش خورد که به خاطر آن بر روی خاک افتاد
پس خداوند با غضب به ساکنان آسمان و زمین وحی کرد:ای امت طاغی و ظالم بر پسر دخت پیامبر
قسم به عزت و جلالم
من به قتل او مباهات می کنم و او به خاطر شما نفسش را فدا کرد
بدانید کسی نیست که بر حسین گریه کند یا او را زیارت کند یا بر او تباکی کند و بدنش به حرکت درآید و اقامه عزای حسین کند مگر اینکه من آتش را بر بدنش حرام می کنم و او را در بهشت هایم وارد می کنم ولو اینکه سنگینی گناه انس و جن را داشته باشد
سپس خداوند فرمود"من با دست خودم حسین را قبض روح می کنم"
ای ملک الموت و ای ملائکه من و ای ملائکه ساکنان آسمان و زمین و ای ملائکه زمین و ای ملائکه حامل عرش به زمین کربلا فرود کنید پس هنگامی که روح حسین را قبض کردم پس به محمد مصطفی و علی مرتضی و فاطمه زهرا تعزیت بگویید و گریه کنید و خاک بر سرتان بریزید
پس هنگامی که به زمین کربلا رسیدند و در این هنگام شمر لعین!!!در حال قطع سر مولایمان امام حسین علیه السلام بود
پس خداوند به روح حسین وحی کرد" یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی"
پس روح مولایمان حسین خارج شد
پس کائنات ندا دادند وا اماماه وا حسیناه وا ذبیحاه وا غریباه
سلام الله علی اسمک حبیبی یا حسین
...
شامی برای خواهرشوهر و مادر شوهرم
الناز
الناز
۲۰
چیزی که به آن فکر می کنید
همان چیزی است که احساس می کنید
و چیزی که احساس می کنید ،
همان چیزی است که جذب می کنید.
پس به چیزهای خوب فکر کنید...
...
ژله قالبی
الناز
الناز
۲۸

ژله قالبی

۹ مهر ۹۸
♦♦#داستانهای_آموزنده

مردی ثروتمند که زن و فرزند نداشت تمام کارگرانی که پیش او کار می کردند برای صرف شام دعوت کرد.

و جلوی آن ها یک نسخه قرآن مجید و مبلغی از پول گذاشت و هنگامی که از صرف شام فارغ شدند از آن‌ها پرسید قرآن را انتخاب می‌کنید یا آن مبلغ پولی که همراه آن گذاشته شده است.


اول از نگهبان شروع کرد پس گفت: انتخاب کنید؟


نگهبان بدون اینکه خجالت بکشد جواب داد: آرزو دارم که قرآن را انتخاب کنم ولی تلاوت قرآن را بلد نیستم لذا مال را می‌گیرم چرا که فائده آن با توجه به وضعیت من بیشتر هست و مال را انتخاب کرد.


بعداً از کشاورزی که پیش او کار می‌کرد، سوال کرد. گفت اختیار کن؟


کشاورز گفت: زن من خیلی مریض است و نیاز به مال دارم تا او را معالجه کنم اگر مریضی او نبود قطعا قرآن را انتخاب می‌کردم ولی فعلا مال را انتخاب می‌کنم.


بعد از آن سوال از آشپز بود که آیا قرآن یا مال را انتخاب می کنید؟


پس آشپز گفت: من تلاوت را خیلی دوست دارم ولی من پیوسته در کار هستم وقتی برای قرائت قرآن ندارم بنابر این پول را بر می گزینم.


و در سری آخر از پسری که مسئول حیوانات بود پرسید این پسر خیلی فقیر بود پس گفت: من به طور قطعی می دانم که تو حتما مال را انتخاب می کنید تا این‌که غذا بخری یا اینکه به جای این کفش پاره پاره خود کفش جدیدی بخری.


پس آن پسر جواب داد: درسته من نیاز شدیدی دارم که کفش نو خرید کنم یا این‌که مرغی بخرم تا همراه مادرم میل کنم ولی من قرآن را انتخاب می کنم چرا که مادرم گفته است: یک کلمه از جانب الله سبحانه و تعالی ارزشمندتر از هر چیز است و مزه و طعم آن از عسل هم شیرین تر است.


قرآن را گرفت و بعد از این‌که قرآن را گشود در آن دو کیسه دید در اولین کیسه مبلغی ده برابری آن مبلغی بود که بر میز غذا بود، وجود داشت و کیسه دوم یک وثیقه بود که در او نوشته بود: به زودی این مرد غنی را وارث می‌شود.


پس آن مرد ثروتمند گفت: هر کسی گمانش نسبت به الله خوب باشد پس الله او را ناامید نمی کند.


پس گمان شما به پروردگار جهانیان چگونه است.
...
سینی دو نفره شام۳۱ شهریور
الناز
الناز
۳۷
⚫چرا اسبها که حیوانات فهمیده و نجیبی هستند، روز عاشورا بر پیکر مطهر امام حسین علیه السلام تاختن؟!

▪️حدود هشتاد سال پیش
یکی از علمای اصفهان که از سادات خیلی اصیل هم هستند...

✔آن زمان ايشان جوان بوده و روضه خوان
دهه اول محرم بوده، به يكى از روستاهای اطراف منبر می رود. آن روز برف سنگينى مى ‏آمده است.

🔹وقتى روضه اش تمام مى ‏شود بايد به يك روستای ديگر با فاصله مثلاً يك فرسخ برود.

🍂نقل می کند:
عباى زمستانيم را به سر كشيدم و سوار بر الاغ شدم و رفتم. برف سنگينى مى‏ آمد. مقدارى كه آمدم احساس کردم، گويا يك سوارِ ديگر از پشت سر من، دارد مى‏ آيد.

☘حدس زدم یه نفر از روستا آخرش آمده مراقب من باشد.

▪️بعد آن آقا كه پشت سر من مى ‏آمد گفت:« آ سيد مصطفى سلامٌ عليكم».
🔹گفتم:« سلام عليكم» .
▪️گفت: «مسئلةٌ»(یعنی سوالی داشتم؟)
🔹گفتم:« بفرماييد».
▪️گفت:« آيا در روز عاشورا دشمن بر جسد حضرت سيدالشهداء اسب تاخت؟

🔹گفتم:« بله من در تاريخ خوانده‏ ام كه چنین کاری کرده اند.

▪️آن آقا گفتند:« و اسب ها هم بر بدن رفتند؟»
🔹گفتم: «بله در تاريخ هست كه اسب ها هم بر بدن رفتند.»

🔸مدتى گذشت و يك خورده جلوتر آمديم. باز آن آقا گفتند:« آسيد مصطفى! آيا متوكل عباسی خواست قبر حضرت سيدالشهداء (علیه السلام) را، منهدم كند؟»
🔹گفتم: بله سعى كرد كه از بين ببرد».

▪️گفت:« گاوها را فرستاد كه قبر را شخم بزنند و مساوى كنند؟»
🔹گفتم:من در تاريخ خوانده‏ ام كه فرستادند اما گاوها نرفتند.

▪️گفت« چطور؟ اسب كه حيوان نجيب و خوش فهمى است و در عالم خودش بيش از گاو متوجه می شود، اما بر جسد و بدن مبارك حضرت سيدالشهداء (علیه السلام) رفت ولى آن گاوها حتى بر قبر مطهر هم نرفتند و قبر را از بين نبرند؟!»

✔آقا سید می گوید:
من به فکر رفتم که عجب سوالى شد! اين از محدوده توانائى فکری اين آبادى و اين منطقه بيرون است! داشتم به جوابش هم فكر مى‏ كردم.

🔆گويا حس كردم از همان پشت سر نورى به دلم افتاد و جوابی برای این سوال به نظرم آمد.

🔸گفتم:« البته اين قضيه يك جوابى دارد».
گفتند:« چى هست؟»

🔸گفتم:« روز عاشورا حضرت سيد الشهداء (عليه ‏السلام) خواسته بودند كه هر چه دارند را براى خدا بدهند حتى اين يك مشت استخوان را گذاشتند وسط و خودشان اجازه دادند و خودشان خواسته بودند كه اسب بر بدن مبارکشان برود. خود حضرت خواستند هر چه داشتند را در راه خدا داده باشند.

🔥اما در جريان متوكل، اينها مى‏ خواستند آثار حضرت را از بين ببرند.

▪️نظر امام حسین (علیه السلام) بر از بين رفتن آثارشان نبود، از اول خود حضرت مى‏ خواستند، آثارشان محفوظ بماند تا مردم به اين وسيله بهره ببرند و مقرّب به خدا شوند».

⚘آن آقا كه پشت سر بود، فرمود:« درست است.»

🔹آقا سید مصطفی می گوید: بعد پشت سرم را نگاه كردم ديدم هيچ كسى نيست حتى جاى پائى غير از همين مسيرى كه من آمده‏ ام، نيست...(فهمیدم آقا امام زمان عج بوده اند)
‌ ‌
📚دفتر نشر بیانات حجت الاسلام شیخ جعفر ناصری

🙏 اللهم عجل لولیک الفرج
...
کیک مرغ برای بار اولم
الناز
الناز
۵۹
💞 کراماتِ نوکران واقعی حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام

👈🏼👈🏼 پدرم در سال چهل از دنیا رفت و من شش ماه بعد از وفاتش بدنیا آمدم.
در شش سالگی که کمی خواندن و نوشتن آموختم تازه فهمیدم که آن شعری که بر پدرم وصیت کرده بود تا بر سنگ قبرش بنویسند مفهومش چیست (در بزم غم حسین مرا یاد کنید).

♻️ بعدها و در جوانی همیشه کنجکاو بودم که آیا پدرم حقیقتا حسینی بوده ؟؟
روزی در سن حدودا بیست سالگی در کوچه میرفتم که مردی حدودا پنجاه ساله بنام حسین که فهمیده بود من پسر حاج عباسعلی هستم ناگهان مرا در آغوش گرفت و سر بر شانه ام گذاشت و گریست و گریست.

♻️وقتی آرام شد راز گریستن خودش را برای من اینگونه تعریف کرد:
در جوانی چند روز مانده به ازدواجم گرچه آهی در بساط نداشتم ولی دلم را به دریا زدم و با نامزد و مادر زنم به مغازه ی زرگری پدرت رفتیم و یواشکی به پدرت ندا دادم که پولم کم است لطفا سرویسی ارزان و کم وزن به نامزدم نشون بده طوری که مادر زن و همسرم متوجه نشوند
از قضا نامزدم سرویس زیبا و‌ بسیار گرانی را انتخاب کرد ،

♻️ من که همینطور هاج و واج مانده بودم که چکار بکنم ناگهان پدرت گفت : حسین آقا قربان اسمت ، با احتساب این سرویس طلایی که نامزدت برداشت الباقی بدهی من به شما از بابت اجرت بنایی که در خانه مان کردی صد تومان است و سپس (به پول آن زمان) صد تومان هم از دخل در آورد و به من داد

♻️ من همینطور هاج و واج پدرت را نگاه می‌کردم و در دلم به خودم می‌گفتم کدوم بدهی؟ کدوم بنایی؟ من طلبی از حاجی ندارم!!
بالاخره پدرت پول طلا را نگرفت که هیچ ، بلکه صد تومان هم خرج عروسی ام را هم داد و مرا آبرومندانه راهی کرد

♻️ گذشت و گذشت تا اینکه بعد از مدتها شنیدم حاجی عباسعلی در سن چهل و یک سالگی پس از آمدن از سفر کربلا از دنیا رفته
آمدم خانه خیلی گریه کردم و برای اولین بار به زنم راز خرید طلای عروسیمان را تعریف کردم.

♻️ وقتی همسرم شنید که حاجی طلاها را در موقع ازدواجمان مجانی به او داده زد زیر گریه و آنقدر ناله کرد که از حال رفت
وقتی زنم آرام شد از او پرسیدم تو چرا اینقدر گریه میکنی و همسرم با هق هق اینگونه جواب داد :
آنروز بعد از خرید طلا چون چادر مادرم وصله دار بود حاجی فهمید که ما هم فقیریم ، شاگردش را به دنبال ما فرستاد تا خانه ما را یاد گرفت و چون شب شد دیدیم حاجی به در خانه ما آمده و در میزند.
من و مادرم رفتیم و در را باز کردیم و حاجی بی‌آنکه به ما نگاه کند که مبادا ما خجالت بکشیم پولی در پاکت به مادرم داد و گفت خرج جهاز دخترتان است حواله ی امام حسین علیه‌السلام است، لطفا به دامادتان نگویید که من دادم !!

♻️ تا همسرم این ماجرا را تعریف کرد باز هر دو به گریه زار زدیم که خدایا این مرد چه رفتار زیبایی با ما کرده ، بگونه ای که آنروز پول طلا و خرج عروسی مرا طوری داد که زنم نفهمید و خرج جهاز زنم را طوری داد که من نفهمیدم !!!

♻️ وقتی این ماجرا را در سن بیست سالگی از زبان حسین آقای کهنه داماد شنیدم فهمیدم که پدرم همانگونه که در عزای حسین بر سر می زده دست نوازش بر سر یتیمان هم می‌کشیده ، همانگونه که در عزای حسین بر سینه میزده مرهمی به سینه درد مندان هم بوده ، و همان‌گونه که برای عاشورا سفره نذری می‌انداخته هرگز دستش به مال مردم و بیت‌المال آلوده نبوده و یک حسینی راستین بوده است ...

♻️ داود همراز (پورعبداله)
آری مجالس امام حسین علیه‌السلام منشاء همه خیرات و برکات است



🌹🏴🌿💞🏴🌹🌿💞🏴
...
آش رشته شام۲۶ شهریور۹۸
الناز
الناز
۱۸
هنوز پاییز نیومده شوهرم سرما خورده 🙁
...
کیک خیس شکلاتی
الناز
الناز
۱۳

کیک خیس شکلاتی

۲۵ شهریور ۹۸
۲۴شهریور۹۸
...
فلافل با دستور مارال خانم
الناز
الناز
۱۵
شام ۱۱شهریور۹۸
...
خورش سبزی
الناز
الناز
۱۱

خورش سبزی

۹ شهریور ۹۸
ناهار روز اولی که همسرم تازه از کشور اوگاندا برگشته بود بعد از ۳۷ روز ماموریت و نبودن دقیقا شنبه ۳ شهریور۹۸
...
مشاهده موارد بیشتر
سایر کاربران
کاربر فعال سرآشپز پاپیون
شیراز نویسنده،شاعر،نقاش،فرهنگی دارای مدرک بین‌الملل سفره آرایی 😊
👑تَڪ کِہ باشي از شآه هم سَری👑 متولد76💙خیابان تابستان💚کوچه شهریور💜پلاک1 تک دختر بابام👸عاشق اشپزی و کیک پزی😍💖🍰
پیج اینستا:Sanal.torsh@
بانوی جنوبی هستم.با عشق آشپزی میکنم..۲۸ساله..خردادی عاشق شیرینی..
کاربر فعال سرآشپز پاپیون