به ترتیب

دستور پختی یافت نشد

به ترتیب
گِمنِه
فرنوش
فرنوش
۱۰

گِمنِه

۱۱ مرداد ۹۷
۴۰
گمنه
دستور درپست های قبل
...
آش رشته

آش رشته

۳ مرداد ۹۷
۱
سلام دوستان گل پاپیونی جای همگی سبز
اینم آش رشته نذری هرسالهءمن برای تولد آقا امام رضا.
...
  # (بلغور گندم)

# (بلغور گندم)

۲۲ تیر ۹۷
۷
سلام دوستان گلم این غذا با بلغور گندم درست میشه
و اسمش هم دُرُشته یا گِمنِه است.
درست کردن این غذا خیلی راحته و مقویه
۱)بلغور گندم ۴پیمانه ریختم داخل قابلمه داغ و تفت دادم کمی تا بوی خامیش گرفته بشه
۲)بعد بهش آب قلم پخته و زعفران و نمک اضافه کردم و اب که باید ۲برابر بلغور باشه.( من چون آب قلم چرب بود دیگه روغن نریختم شما اگه آب قلم نداشتین روغن اضافه کنید)
۳)به شکل کته یا دمپختک دمش میکنم. تنها نکته ای که داره باید نیم ساعت بیشتر روی شعله نباشه و ته دیگ نزنه چو باعث میشه بلغور خشک بشه و گلو گیر
۴)بعد نیم ساعت که دم کشید بهش پیاز داغ و گوشت چرخ کرده سرخ شده و کشمش که با کره تفت دادیم اصافه میکنیم و سرو میکنیم.😋😋😋😋😋
...
#کشک و بانجون
فرنوش
فرنوش
۱۰

#کشک و بانجون

۱۸ خرداد ۹۷
۳۲
#ترشی

#ترشی

۷ خرداد ۹۷
۳۴
سلام دوستان گل پاپیونی من
اینم ترشی های خوشمزه من----ترشی زیتون---ترشی سپتون یا انبو---ترشی بنک
🌷
🌷
🌷
داستان کوتاه و آموزنده درخت و مسافر

مسافري خسته كه از راهي دور مي آمد ، به درختي رسيد و تصميم گرفت كه در سايه آن قدري اسـتراحت كند غافـل از اين كه آن درخت جـادويي بود ، درختي كه مي توانست آن چه كه بر دلش مي گذرد برآورده سازد...!

وقتي مسافر روي زمين سخت نشست با خودش فكر كرد كه چه خوب مي شد اگـر تخت خواب نـرمي در آن جا بود و او مي تـوانست قـدري روي آن بيارامد.
فـوراً تختي كه آرزويـش را كرده بود در كنـارش پديـدار شـد !!!

مسافر با خود گفت : چقدر گـرسـنه هستم. كاش غذاي لذيـذي داشتم...

ناگهان ميـزي مملو از غذاهاي رنگارنگ و دلپذيـر در برابرش آشـكار شد.
پس مـرد با خوشحالي خورد و نوشيد...

بعـد از سیر شدن ، كمي سـرش گيج رفت و پلـك هايش به خاطـر خستگي و غذايي كه خورده بود سنگين شدند. خودش را روي آن تخت رهـا كرد و در حالـي كه به اتفـاق هاي شـگفت انگيـز آن روز عجيب فكـر مي كرد با خودش گفت :

قدري ميخوابم. ولي اگر يك ببر گرسنه از اين جا بگـذرد چه؟
و ناگهان ببـري ظاهـر شـد و او را دريد...

هر يك از ما در درون خود درختي جادويي داريم كه منتظر سفارش هايي از جانب ماست.

ولي بايد حواسـمان باشد ، چون اين درخت افكار منفي ، ترس ها ، و نگراني ها را نيز تحقق مي بخشد.

بنابر اين مراقب آن چه كه به آن مي انديشيد باشيد... .
...
#آب قلم
فرنوش
فرنوش
۲۲

#آب قلم

۶ خرداد ۹۷
۵۲
سلام دوستان گل
این آب قلم هست که پختم و استخوان ها رو جداکردمو داخل یخچال گذاشتم مثل ژله بست
سپس برش میزنم و بسته بندی میکنم میزارم فریزرو توی خورش ها و خوراک لوبیا استفاده میکنم.😋😋😋
🌷
🌷
🌷
پیرمرد هر بار که می‌خواست اجرت پسرک واکسی کر و لال را بدهد،


جمله‌ای را برای خنداندن او بر روی اسکناس می‌نوشت. این بار هم همین کار را کرد.

پسرک با اشتیاق پول را گرفت و جمله‌ای را که پیرمرد نوشته بود، خواند.

روی اسکناس نوشته شده بود:

وقتی خیلی پولدار شدی به پشت این اسکناس نگاه کن

پسر با تعجب و کنجکاوی اسکناس را برگرداند تا به پشت آن نگاه کند.

پشت اسکناس نوشته شده بود: کلک! تو که هنوز پولدارنشدی!

پسرک خندید با صدای بلند؛ هرچند صدای خنده خود را نمی‌شنید...
...
#کماج

#کماج

۳ خرداد ۹۷
۱۸
سلام دوستان گل پاپیونی طاعات و عبادات همگی مقبول در گاه حق.
🌷
🌷
🌷
دخترک حوصله اش سررفته بودبه پدرش گفت:
بيا بازي كنيم؛
پدركه بخاطر مشكلاتش بي حوصله بود چندتكه از روزنامه را كه عكس نقشه دنيا بود تكه تكه كرد وبه دخترش داد و گفت:برو درستش كن،
دختر هم رفت و بعد ازمدتي عكس را به پدرش داد؛
پدرديد دخترش نقشه جهان روكاملا درست جمع كرده!
ازاوپرسيدكه نقشه جهان روازكجايادگرفتي؟
دخترگفت:
من عكس ان آدم پشت صفحه رو درست كردم،وقتي آدما درست بشن دنيا هم درست ميشه!
...
#مرغ ترش
فرنوش
فرنوش
۱۱

#مرغ ترش

۱ خرداد ۹۷
۱.۳k
سلام دوستان گل پاپیونی طاعات و عبادات همگی مقبول درگاه حق.
روش پخت مرغ ترش من به این صورته.که میام یه پیاز رو خورد میکنم و تفت میدم و تکه های مرغ رو به شکل کبابی خورد کردم رو بهش اضافه میکنم و سرخ میکنم بعد بهش نمک وزرچوبه و فلفل و ادویه خورشتی میزنم و چوب دارچین و فلفل دلمه هم اضافه میکنم وآب جوش میریزم تا روی مرغ ها بیاد و بهش قارا یا همون قره قوت میزنم بر ای چاشانیش که مزه ترشی بگیره.آخر سر هم زعفران و سیب زمینی نگینی سرخ شده رو اضافه میکنم بهش.😋😋😋
📚 داستانی آموزنده وزیبا

حاکمی هر شب در تخت خود به آینده دخترش می اندیشید ...که دخترش را به چه کسی بدهد مناسب او باشد

در یکی از شبها وزیرش را صدا زد و از او خواست که شبانه به مسجد برود تا جوانی را مناسب دخترش پیدا کند که مناجات و نماز شب را بر خواب ترجیح دهد

از قضا آن شب دزدی قصد دزدی در آن مسجد را کرده بود تا هرچه گیرش بیاید از آن مسجد بدزدد...پس قبل از وزیر و سربازانش به آنجا رسید ...در را بسته یافت و از دیوار مسجد بالا رفت و داخل مسجد شد

هنگامی که به دنبال اشیاء بدرد بخورش می گشت وزیر و سربازانش داخل شدند و دزد صدای در راشنید که باز شد بنابراین راهی برای خود نیافت الا اینکه خود را به نماز خواندن مشغول کرد ..

سربازان داخل شدند و اورا در حال نماز دیدند ،
وزیر گفت : سبحان الله ! چه شوقی دارد این جوان برای نماز....
و دزد از شدت ترس هرنماز را که تمام می کرد نماز دیگری را شروع می کرد ..

تا اینکه وزیر دستور داد که سربازان مراقب باشند از نماز که تمام شد نگذارند نماز دیگری را شروع کند و او را بیاورند ،
و اینگونه شد که وزیر جوان را نزد حاکم برد .

و حاکم که تعریف دعا ها ونمازها ی جوان را از وزیر شنید ، به او گفت : تو همان کسی هستی که مدتهاست دنبالش بودم و می خواستم دامادم باشد ، اکنون دخترم را به ازدواج تو در می آورم و تو امیر این مملکت خواهی بود ...

جوان که این را شنید بهت زده شد و آنچه دیده و شنیده بود را باور نمی کرد، سرش را از خجالت پایین آورد و با خود گفت: خدایا مرا امیر گرداندی و دختر حاکم را به ازدواجم در آوردی، فقط با نماز شبی که ازترس آن را خواندم ! اگر این نماز از سر صداقت و خوف تو بود چه به من می دادی و هدیه ات چه بود اگر از ایمان و اخلاص می خواندم !
...
#بلدرچین

#بلدرچین

۳۰ اردیبهشت ۹۷
۱.۳k
سلام دوستان گل پاپیونی اینم افطار من جای همگی سبز. بلدرچین رو پیاز خورد کردم روش با نمکم فلفل و زرد چوبه و پودر سیرو پودر موسیر و گلپر پختم تا از آبش ۱لیوان موند
بعد تو کره سرخش کردم. یه فنجون گردو خورد شده رو تفت دادم و رب انار و آلو ریز کمی شکر( با توجه به ذائقه )و چوب دارچین رو بهش اضافه کردم و آبی که از پخت بلدرچین موند رو ریختم روش وقتی به جوش اومد بلدر چین رو گذاشتم داخلش وشعله رو کم کردم تا جا بیفته و آخر سر زعفران رو اضافه کردم.
ولی نمیدونم چرا پاپین جان اینقد ارسال عکسش کنده آدم خسته میشه😥😥😥😥پاپیون جان لطفآ یکم سرعت پیدا کن😅😅😅😅
👌 داستان کوتاه پند آموز

💭 مرد بیسوادی قرآن میخواند ولی معنی قرآن را نمیفهمید. روزی پسرش از او پرسید: چه فایده ای دارد قرآن میخوانی، بدون اینکه معنی آن را بفهمی؟
پدر گفت: پسرم!
سبدی بگیر و از آب دریا پرکن و برایم بیاور.
پسر گفت: غیر ممکن است که آب در سبد باقی بماند.

💭 پدر گفت: امتحان کن پسرم.
پسر سبدی که در آن زغال میگذاشتند گرفت و به طرف دریا رفت.
سبد را زیر آب زد و به سرعت به طرف پدرش دوید ولی همه آبها از سبد ریخت و هیچ آبی در سبد باقی نماند.
پسر به پدرش گفت؛ که هیچ فایده ای ندارد.
پدرش گفت: دوباره امتحان کن پسرم.
پسر دوباره امتحان کرد ولی موفق نشد که آب را برای پدر بیاورد. برای بار سوم و چهارم هم امتحان کرد تا اینکه خسته شد و به پدرش گفت؛ که غیر ممکن است...!

💭 پدر با لبخند به پسرش گفت:
سبد قبلا چطور بود؟ پسرک متوجه شد سبد که از باقیمانده های زغال، کثیف و سیاه بود، الان کاملاً پاک و تمیز شده است.
پدر گفت:
این حداقل کاری است که قرآن
برای قلبت انجام میدهد.

دنیا و کارهای آن، قلبت را از
سیاهی ها و کثافتها پرمیکند؛
خواندن قرآن همچون دریا
سینه ات را پاک میکند،
حتی اگر معنی آنرا ندانی...!!
...
#فرنی

#فرنی

۲۹ اردیبهشت ۹۷
۲.۱k
سلام دوستان گل پاپیونی طاعات و عباداتون قبول درگاه حق و التماس دعای فروان عزیزان دل🙏🙏🙏🙏
-- ♥ -حکایتی از مولانا--♥-
پیر مرد تهی دست، زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی می گذراند و با سائلی برای زن و فرزندانش قوت و غذائی ناچیز فراهم می‌کرد.
از قضا یک روز که به آسیاب رفته بود، دهقان مقداری گندم در دامن لباس اش ریخت و پیرمرد گوشه های آن
را
به هم گره زد و در همان حالی که به خانه بر می گشت با پروردگار از مشکلات خود سخن می گفت و برای گشایش آنها فرج می طلبید و تکرار می کرد : ای گشاینده گره های ناگشود
ه عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای.
پیر مرد در حالی که این دعا را با خود زمزمه می کرد و می رفت، یکباره یک گره از گره های دامنش گشوده شد و گندم ها به زمین ریخت او به شدت ناراحت شد و رو به خدا کرد و گفت :
من تو را کی گفتم ای یار عزیز
کاین گره بگشای و گندم را بریز
آن گره را چون نیارستی گشود
این گره بگشودنت دیگر چه بود ؟!
پیر مرد نشست تا گندم های به زمین ریخته را جمع کند ولی در کمال ناباوری دید دانه های گندم روی همیانی از زر ریخته است !پس متوجه فضل و رحمت خداوندی شد و متواضعانه به سجده افتاد و از خدا طلب بخشش نمود...

نتيجه گيري مولانا از بيان اين حكايت:
تو مبین اندر درختی یا به چاه / تو مرا بین که منم مفتاح راه
...
#هویج پلو-#گوشت قلقلی
فرنوش
فرنوش
۱۹

#هویج پلو-#گوشت قلقلی

۲۷ اردیبهشت ۹۷
۲.۳k
سلام دوستان گل پاپیونیم اولین افطاری که تقدیم نگاه مهرباون شما میکنم.
طاعات و عبادات همگی قبول درگاه حق و التماس دعا🙏🙏🙏


روزی مردی نابینا در کنار یک خیابان شلوغ ایستاده و منتظر بود تا فردی پیدا شود که به او برای عبور از خیابان کمک کند. همین طور که کنار خیابان ایستاده بود، احساس کرد یک نفر با انگشت به شانه اش می زند. سپس صدای مردی را شنید که به اومی گفت: ببخشید آقا، من نابینا هستم. به من کمک می کنید از خیابان عبور کنم؟ مرد نابینای اول، دست وی را گرفت و هر دو به اتفاق هم از خیابان عبور کردند. جالب است بدانید این یک داستان واقعی از «جورج شیرینگ نابینا»، پیانیست معروف است. او بعد از این اتفاق با خود گفت: خدای من، چه کاری توانستم انجام دهم؟ من آن مرد نابینا را از عرض خیابان گذراندم. این بزرگ ترین و هیجان انگیزترین اتفاق زندگی ام بود.»
اگر از ریسک کردن بترسید، در واقع به خودتان فرصت نمی دهید تا توانایی هایی را که در درونتان نهفته است، شکوفا کنید. یکی از ویژگی های افراد خودساخته، توانایی ریسک کردن است.
بلند پرواز و عقاب صفت باشید.
...
بی عنوان

بی عنوان

۲۶ اردیبهشت ۹۷
۱.۵k
سلام اینم نهار ساده ما😋😋😋😋آخه همیشه نباید برنج و خورشت باشه درسته🤗🤗🤗حالا بریم یه حکایت بگم براتون در مورد یه آدم خسیس😑😑😑😑
نهایت خساست

بزرگی که در ثروت، قارون زمان خود بود، اجل فرا رسید و امید زندگانی قطع کرد. جگر‌گوشگان خود را حاضر کرد.
گفت: ای فرزندان! روزگاری دراز در کسب مال، زحمت‌های سفر و حضر کشیده‌ام و حلق خود را به سرپنجه گرسنگی فشرده‌ام، هرگز از محافظت آن غافل مباشید و به هیچ وجه دست خرج بدان نزنید.
اگر کسی با شما سخن گوید که پدر شما را در خواب دیدم قلیه حلوا می‌خواهد، هرگز به مکر آن فریب نخورید که آن من نگفته باشم و مرده چیزی نخورد. اگر من خود نیز به خواب شما بیایم و همین التماس کنم، بدان توجه نباید کرد که آن را خواب و خیال و رؤیا خوانند؛ چه بسا که آن را شیطان به شما نشان داده باشد. من آنچه در زندگی نخورده باشم در مُردگی تمنا نکنم. این بگفت و جان به خزانه مالک دوزخ سپرد.
...
#زرشک پلو بامرغ

#زرشک پلو بامرغ

۲۴ اردیبهشت ۹۷
۳۲۲
سلام بر دوستان گل پاپیونی . از اینکه کارام لایک نمیخوره واقعآ ناراحتم ولی با این حال ناامید نمیشم😅😅😅😅حالا برسیم به حکایت ☺☺
امروز صبح شیطان را دیدم.
نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت.
گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند.
شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد.
گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟
گفت:
من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است؟
شیطان در حالی که بساط خود را برمیچید تا در کناری آرام بخوابد، زیر لب گفت: آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن، نمیدانستم که نسل او در زشتی و دروغ و خیانت، تا کجا میتواند فرا رود، و گرنه در برابر آدم به سجده میرفتم و میگفتم که:
همانا تو خود پدر منی ...
...
#دمنوش دارچین

#دمنوش دارچین

۱۹ اردیبهشت ۹۷
۳۱۵
سلام چوب دارچین رو توی کتری انداختم و گذاشتم بجوشه تا حسابی رنگ پس بده بعد با نبات شیرینش کردم.اینم رنگ طبیعی داچینه هم خوش بو هم خوشمزا😋😋😍😍😍
نه سیخ بسوزه نه کباب

شجاع‌السلطنه ـ پسر فتحعلی‌شاه ـ یک وقتی حاکم کرمان بود و اسم کوچکش حسنعلی میرزا بود، او در کرمان تجربه کرده و متوجه شده بود ترکه‌های نازک انار می‌تواند کار سیخ کباب را بکند.
و کباب بر سیخی که چوبش انار باشد خوشمزه‌تر هم می‌شود. بدین جهت پخت کباب با چوب انار را باب کرد که در کرمان به «کباب حسنی» معروف شد؛ و حاکم وقتی میل کباب داشت به نوکرها میگفت:
طوری کباب را بگردانید که نه سیخ بسوزد نه کباب.
این دستور او بعدها ضرب‌المثل شد و در واقع مصداق همان اعتدال است که این روزها ورد زبان این و آن شده است ...
...
مشاهده موارد بیشتر
دستورپخت های پیشنهادی
کوکوی تره

کوکوی تره

۱۳.۱k
 کوکو سیب زمینی شکم پُر

کوکو سیب زمینی شکم پُر

۹.۵k
سالاد انار

سالاد انار

۵.۶k
نان پیشی ترکیه سرخ کردنی

نان پیشی ترکیه سرخ کردنی

۱.۵k
کیک بدون شیر و تخم مرغ

کیک بدون شیر و تخم مرغ

۱.۳k
خمیر پیتزا ساده

خمیر پیتزا ساده

۲.۶k
سایر کاربران
همه چی آرومه.... جنوبی ام با افتخار✌
اهل شهر ترانه و مفرغ وبلوط (خرم اباد) مامان هستی خانم واقا صالح
به گالری کوچک من خوش اومدید👋
کاربر فعال سرآشپز پاپیون
یا اباالحسن..دارد زمان امدنت دیر میشود..دارد جوان سینه زنت پیر میشود اینستاzzzzzhhhhh7422
کاربر فعال سرآشپز پاپیون