مهــــ❤ـــری
مهــــ❤ـــری

دستور پختی یافت نشد

شیرینی دانمارکی
در من دخترکی پر از شور و نشاط ، تمام روز ، با شادترین موزیک ها ، شافل می رقصد ،
در من زنی غمگین ، تمام شب ، شجریان گوش می کند و اشک می ریزد ،
در من کودکی بیخیال ، هر گرگ و میش صبح ، شیطنت می کند ،
در من نوزادی بی پناه ، هر غروب ، دنبال آغوش می گردد .
من ترکیب ناهمگونی از غم ها و شادی ام
و به طرز مشکوکی ؛ انسان !
شاید جا مانده از قبیله ای باشم ،
یا جدا مانده از سیاره ای ، کهکشانی ، چیزی ...
گمان می کنم در زندگی قبلی ام شمعدانی بوده ام ، عاشق رنگ ها و آفتاب ... و در زندگی های قبل ، پوتوس بوده ام ؛ دیوانه ی سایه ها و سکوت ...
کنج های دنج را دوست دارم و با تمام علاقه ام به آفتاب ، گاهی دلم لک می زند برای سایه ها . برای اینکه پرده ها را ببندم و در سکوت و تاریکی اتاق بنشینم .
سایه ها همیشه بد نیستند !
گاهی لازم است در گوشه ی تاریک اتاقی لابه لای آشفتگیِ افکارت ، خودت را پیدا کنی ،
باورهایت را مرتب بچینی ، ایده هایت را به بلوغ برسانی ،
بلند شوی ، سایه ها را پس بزنی و دنبال آفتاب بگردی ...

#نرگس_صرافیان_طوفان‌

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

#شیرینی#دانمارکی#شیرینی_دانمارکی#شیرینی_بدون_فر#عصرونه#پذیرایی#خوشمزه#شیرینی_تر
...
اب انار

اب انار

۴ آذر ۹۹
یادمه حتی مدرسه ی بچمونم انتخاب كرده بودیم...
توی اون چند سال همه ی اول مهرا ٧ صبح دمه اون مدرسه بودیم ...
میشستیم لب جدول به دخترای صورتی نگاه می كردیم چند دفعه گفتم : بیا یه سالم بریم دمه مدرسه پسرونه از كجا معلوم بچمون پسر نشه ؟
هر دفعه می گفت : من میدونم دختره ...
چرا اصن میشستیم دمِ مدرسه ؟ اصن چی شد مثلن ؟ كدوم مامان بابای دیوونه ای چند سال قبل ازدواج و بچه دار شدنشون میرن میشینن دم یه مدرسه كوفتی ؟... فردا بالاخره پاییز میره مدرسه یادته می گفتی از چشمای من سیاه تَر ندیدی ؟
چشمای پاییز از من سیاه تَرِ كه ... فردا روز اول مدرسه رفتنشه نمی دونم چی شد فقط میدونم به خودم كه اومدم اونجا ثبت نام كرده بودمش..
حتی نمی دونم چرا كفش و كیفش همونیه كه بأهم انتخاب كرده بودیم میدونی چند ساعت گشتم تونستم شبیهشو واسه پاییز بخرم ؟
میدونم صبح یه چیزی منو میكِشه تو اون سوپری و صدای تو توی گوشم میگه" شیر كاكائو و ویفر موزی هم یادت باشه بخریم واسش"
می ترسم فردا دخترم بیاد خونه بگه بغل دستیم كیف و كفشش كٌپه من بود تازه اونم شیر كاكائو و ویفر موزی آورده بود راستی مامان اسم اونم پاییز بود...باباش گفته بود بشینه ردیف اول مگه ردیف اول چی داره كه توام به من گفتی ؟😢😔

#اب_انار#انار#نوشیدنی#نوشیدنی_خنک#پاییز#ابمیوه
...
مربای به

مربای به

۴ آذر ۹۹
من رویاهامُ همین امروز میخوام...
همین امروز دلم میخواد با صدایِ سازم آروم کنم دلِ آدمایِ مهمِ زندگیمُ...
همین حالا دلم میخواد یه عکاسِ ماهر باشم تا لبخندِ عزیزترینامُ ثبت کنم
یا یه خیاطِ درست حسابی، یه نویسنده یِ بی نقص ....
الانه که دلم می خواد ورِ دلم، تو تک تکِ روزا و لحظه هام باشی...
من همین امروز، همین حالا که بیست سالمه دلم میخواد شروع کنم راهِ به رویاهام رسیدنُ....
همین حالا که بازوهام زور داره و چشمام سو...
همین الان، تو بیست سالگی که پاهام توان داره و تن و فکرم انرژی...
تو چهل سالگی رسیدن به این رویاها دردی رو دوا نمیکنه از من
تو پنجاه سالگی اینا دیگه برام رویا نیست، حسرته....
تو شصت سالگی، نرسیدن به رویاهامه که بغض میشه تو گلومُ اشک میشه تو چشمام...
خیلی چیزا رو
تو همین بیست سالگی
همین امروز
همین حالا که جوونمُ سرِ حال میخوام که داشته باشم...
تو چهل، پنجاه سالگی
دوست دارم اینا برام خاطره باشن نه حسرت...

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

دستورش👇👇👇

مربای به
https://sarashpazpapion.com/picture/b3dadcec046e375fb8b677810422e998
فقط دوتانکته:
👈من به ازای یک کیلوبه,600گرم شکرریختم ک شیرینش بنظرم خیلی خوب بود
👈یکم پودرهل,زعفران,وگلاب هم بهش اضافه کردم

#مربا#مربا_به#به#مربای_به#پاییز#صبحانه
...
کیک شکلاتی

کیک شکلاتی

۱۶ آبان ۹۹
پاییزراببین....
مثل زن ها نیست؟
هر دقیقه می‌بارد، می‌خروشد، آرام می‌گیرد، سرد و گرم میشود و گاهی هم سردرگم؛ انگار تکلیفش با خودش مشخص نیست.
خسته که میشود از رنگِ سبز، تغییر دکوراسیون می‌دهد، قلم مو را بر میدارد و زرد و قرمز میکند پیراهنِ درختان را.
غروب های جمعه اوج احساستش است. بی منطق و بی خیال، آنقدر شعر غمگین می‌خواند که حالِ آسمانش خاکستری و ابری ‌می‌شود.
وقتی که به یاد ظلمتِ زمستانِ سرد می افتاد، رقص کنان و لبخند زنان، از فرصت استفاده میکند و ساز گرما میزند.
همیشه رفتن ها و ناراحتی ها را پشت نقاب زرد و نارنجی خود پنهان میکند، رژ قرمز میزند،لبخند همیشگی اش را به رخ سرما میکشد و رسالتش این است که گاهی با زبان باد و رقص برگ ها این مهلکه را برای ما قابل تحمل سازد. غروب ها هم بی حوصلگی می‌آید سراغش و درد و غم ها و حرف های نگفته اش را آنقدر میبارد تا خالی شود.
پاییز،
زنی‌‌ست با رژ قرمز، پالتو نارنجی، زیبایی وصف نشدنی و لبخند هایی که پشتشان هزاران درد، پنهان شده است...
#شقایق_جلیلی

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
این کیک خیلی خوشمزه روبادستورسمانه جون درس کردم....اینم دستورش👇👇👇

کیک شکلاتی
https://sarashpazpapion.com/picture/256e77f25e33ca936936347c9821cff6

👈گلای روشم ترکیب مقدارمساوی خامه صبحانه وشکلات کاکائوییه ک بن ماریشون کردم دوساعت گذاشتم داخل یخچال وبعدباهمزن فرم دادم😍


#کیک#کیک_تولد#کیک_شکلاتی#تولد#گاناش#کیک_خامه_ای
...
ژله

ژله

۱۶ آبان ۹۹
قبل از اینکه برم مدرسه یاد گرفته بودم از صفر تا صد رو برعکس بشمارم!

همیشه قبل از اینکه بخوابم به این فکر می کردم که چند نفر تو دنیا قبل از رفتن به مدرسه می تونن از صفر تا صد رو برعکس بشمارن. بعد به خودم می گفتم تو یه نابغه ای...
با دکتر مهندس های فامیل مسابقه می ذاشتم و می بردمشون. هیچ‌کس نمی تونست تندتر از من صفر تا صد رو برعکس بشماره.
معلم کلاس اول وقتی وارد کلاس شد ازمون پرسید تا چند بلدید بشمارید؟ من گفتم صفر تا صد رو برعکس میگم! گفت جدی؟ بگو...‌انقدر سریع گفتم که کلی ذوق کرد.اولین کارت هزار آفرین رو داد به من...
بعد بهم گفت حالا از صفر تا صد بگو. شروع کردم ولی وسطش قاطی کردم. چون برعکسش رو بیشتر گفته بودم. بیست و هشت ، بیست و نه ، سی‌‌ ، بیست و نه ، بیست و هشت‌ ،‌بیست و هفت و ... خانم معلم خنده رو لبش خشک شد ولی گفت اشکالی نداره بچه ها تشویقش کنید. مسخره ترین دست جهان رو به افتخار من زدن!
بعد گفت بچه ها چیزی که به دردتون می خوره رو باید یاد بگیرید نه برعکسش رو... اینطوری قاطی می کنید و درستش رو یادتون میره.
فقط خواستم بگم خیلی از ما زندگی رو بلدیم، عاشقی رو بلدیم ، رفاقت رو بلدیم فقط برعکسش رو تو زندگی بیشتر دیدیم! برای همین قاطی می کنیم! برای همین درستش رو یادمون رفته...

#حسین_حائریان

#ژله#دسر#دسر_اسون#انار#پاییز#تولد#تزئین_ژله#ژله_لیوانی
...
کوکی میکری

کوکی میکری

۲۰ مهر ۹۹
مِثل خرمالو‌های رسیده حیاطِ مادربزرگ
مِثل عطرِ دارچینِ چای‌‌های عصرانه
مِثل بارانِ پاییز
مِثل عود
مِثل انارِ دانه‌دانه با گلپر
مِثل موسیقی خش‌خشِ برگ‌ها
مِثل نوشتنِ آخرین خطِ مشق‌های دوران کودکی
مِثل عید
مِثل آب ‌بازی
چیز‌های خوب ساده اند
و تنها شنیدنِ اِسمشان کافیست تا خوب شود حالِ دلت...!
نبودِشان زندگی را متوقف نمیکند امّا زندگانی را تَلخ خواهد کرد...!
...
شله مشهدی

شله مشهدی

۲۰ مهر ۹۹
یک روز خوب می آید .

روزی که با رنگ ناخن هایمان ،
دماغ های چسب خورده یا نخورده مان ،
ازدواج های نکرده در بیست و چند سالگیمان ،
موهای بلند یا کوتاه ،
آبی یا مشکیمان قضاوت نمی شویم .
روز خوبی که حرف هایمان زیر سرپوش آهنی احتیاط نمی گندد
یک روز خوب می آید .
روزی که دلواپس سوال های مطرح نکرده مان در مورد مسائل شخصی زندگی دیگران نیستیم .
روزی که جای نقد یا تمجید از نوشته هایم
در مورد رنگ رژلبم دیدگاه دریافت نمیکنم !
یک روز خوب که درک کنیم
همه مثل ما ،
مادرمان ،
برادر و پدر و خواهرمان لباس نمی پوشند و
حرف نمی زنند و فکر نمیکنند
و اگر کسی زندگیش با ما فرق داشت
شبیه یک کشف جدید تا کمر از پنجره ی حریم خصوصیش نرویم داخل.
عزیزم میخواهم بگویم
تو مسئول لاغر بودن ،
چاق بودن ،
دماغ گنده یا عملی ،
لب های باریک یا تزریقی ،
پرایدسفید یا ماتیز مشکی داشتن کسی نیستی.
تو مسئول نگرانی برای دختر بیست و پنج ساله ای که مدرک کارشناسی ارشدش را بیشتر از شوهر کردن دوست دارد نیستی .
تو مسئول دلواپسی برای رنگ مبلمان خانه ی
سرور خانم که هیچ با دیوارهای خانه اش ست نشده نیستی !
باید روز خوبی بیاید .
روزی که ما مسئولیت زندگی خودمان را سفت بچسبیم .
کتاب های نخوانده و رویاهای فردایمان را سفت بچسبیم .
به فرهنگ قضاوت نکردن و بدگویی نکردن سفت بچسبیم .
در آخر هم به قول دکتر هولاکویی عزیز به بهانه ی حقیقت و رک بودن نمی توانیم
به حریم شخصی دیگران تجاوز و اظهار عقیده کنیم.

#الهه_سادات_موسوی

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
بادستوخیلی عالی نفیسه خانوم👇👇👇

آش شله مشهد
https://sarashpazpapion.com/picture/1d1f5a31c2e3da048f441a8ecf5c1595

#اش#شله#شله_مشهدی#حلیم#سوپ#قیمه#خورش_قیمه
...
مرغ شکم پر

مرغ شکم پر

۲۰ مهر ۹۹
ما آدمها خوب بلدیم بعد از شنیدن داستان زندگی دیگران بگوییم:

" اگر من بودم هرگز این کار را نمی‌کردم "

غافل از آنکه یکی از بازیهای زندگی اینست که آدمی را با همان " هرگزِ با اطمینان " پرت کند وسط همان داستان و مشغولِ همان عمل نکوهش شده!

یادمان باشد
قصه های زندگی تکراری‌اند،
فقط جای شخصیتها عوض میشوند
و آنکه با تعصبی کورکورانه پیش میرود سقوطی عمیقتر دارد...
...
یه شب نشینی دونفره باتم پاییزی
پاییز را ببین.

مثل زن ها نیست؟
هر دقیقه می‌بارد، می‌خروشد، آرام می‌گیرد، سرد و گرم میشود و گاهی هم سردرگم؛ انگار تکلیفش با خودش مشخص نیست.
خسته که میشود از رنگِ سبز، تغییر دکوراسیون می‌دهد، قلم مو را بر میدارد و زرد و قرمز میکند پیراهنِ درختان را.
غروب های جمعه اوج احساستش است. بی منطق و بی خیال، آنقدر شعر غمگین می‌خواند که حالِ آسمانش خاکستری و ابری ‌می‌شود.
وقتی که به یاد ظلمتِ زمستانِ سرد می افتاد، رقص کنان و لبخند زنان، از فرصت استفاده میکند و ساز گرما میزند.
همیشه رفتن ها و ناراحتی ها را پشت نقاب زرد و نارنجی خود پنهان میکند، رژ قرمز میزند،لبخند همیشگی اش را به رخ سرما میکشد و رسالتش این است که گاهی با زبان باد و رقص برگ ها این مهلکه را برای ما قابل تحمل سازد. غروب ها هم بی حوصلگی می‌آید سراغش و درد و غم ها و حرف های نگفته اش را آنقدر میبارد تا خالی شود.
پاییز،
زنی‌‌ست با رژ قرمز، پالتو نارنجی، زیبایی وصف نشدنی و لبخند هایی که پشتشان هزاران درد، پنهان شده است...
#شقایق_جلیلی
...
لازانیا رولی

لازانیا رولی

۲۰ مهر ۹۹
قبل از اینکه برم مدرسه یاد گرفته بودم از صفر تا صد رو برعکس بشمارم!

همیشه قبل از اینکه بخوابم به این فکر می کردم که چند نفر تو دنیا قبل از رفتن به مدرسه می تونن از صفر تا صد رو برعکس بشمارن. بعد به خودم می گفتم تو یه نابغه ای...
با دکتر مهندس های فامیل مسابقه می ذاشتم و می بردمشون. هیچ‌کس نمی تونست تندتر از من صفر تا صد رو برعکس بشماره.
معلم کلاس اول وقتی وارد کلاس شد ازمون پرسید تا چند بلدید بشمارید؟ من گفتم صفر تا صد رو برعکس میگم! گفت جدی؟ بگو...‌انقدر سریع گفتم که کلی ذوق کرد.اولین کارت هزار آفرین رو داد به من...
بعد بهم گفت حالا از صفر تا صد بگو. شروع کردم ولی وسطش قاطی کردم. چون برعکسش رو بیشتر گفته بودم. بیست و هشت ، بیست و نه ، سی‌‌ ، بیست و نه ، بیست و هشت‌ ،‌بیست و هفت و ... خانم معلم خنده رو لبش خشک شد ولی گفت اشکالی نداره بچه ها تشویقش کنید. مسخره ترین دست جهان رو به افتخار من زدن!
بعد گفت بچه ها چیزی که به دردتون می خوره رو باید یاد بگیرید نه برعکسش رو... اینطوری قاطی می کنید و درستش رو یادتون میره.
فقط خواستم بگم خیلی از ما زندگی رو بلدیم، عاشقی رو بلدیم ، رفاقت رو بلدیم فقط برعکسش رو تو زندگی بیشتر دیدیم! برای همین قاطی می کنیم! برای همین درستش رو یادمون رفته...

#حسین_حائریان
...
البالوپلو

البالوپلو

۳۰ مرداد ۹۹
فرقی ندارد چند ساله باشیم.

همه مان یک دانه #دختر کوچولوی سرتق تخس بدبین اما #مهربان و #عاشق توی خودمان داریم که دلش بند #بهانه ست... که فکرش وسط همه دردهای ریز و درشت توی جمله " #چی بپوشم؟ " گیر کرده باشد... همه ما #خاطره داریم از پا کردن #کفش پاشنه تق تقی و مالیدن قرمزترین #ماتیک #مادر به سرتاپایمان
و کجکی کوتاه کردن #چتری خودمان یا عروسکمان
و #لاک زدن #ناخن های توی گوشت رفته اش...
آشناییم با دختر #کوچولویی که گاه #اشک ریخته و گاه پایش را روی زمین کوبیده و گاه از ته ته دل خندیده
و حواسش نبوده که کسی دندانهایش را دیده یا نه .. و این #دخترک کسی ست که تا آخر دنیا همراه ما "میماند"!😊
...
دونات

دونات

۳۰ مرداد ۹۹
#کاش همه ی روزهایمان #آفتابی ،
همه ی #خاطره هایمان شیرین ،
و همه ی اتفاقاتِ #زندگیِ مان ، خوب بود ...
کاش لب هایمان همیشه ،
حتی بدونِ #بهانه می خندید ...
کاش این #زندگی را ؛
نه ما سخت می گرفتیم ،
نه جهان سخت می گرفت ،
نه زمانه ، سخت ترش می کرد ... #نرگس_صرافیان_طوفان

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

دونات یا پیراشکی
مواد لازم برای۱۰ نفر

خمیر مایه   ۲ قاشق سوپ خوری
شیر (ولرم)   ۱/۲ فنجان
شکر   ۱۱۵ گرم
کره   ۷۵ گرم
آرد   ۴۴۰ گرم
تخم مرغ   ۲ عدد

طرز تهیه
۱- خمیر مایه رو 10 دقیقه تو یک دوم پیمانه آب ولرم میذاریم تا پف کنه.
۲- به شیر (ولرم) کره و شکر رو اضافه میکنیم و تا حل شدن شکر، هم میزنیم. 110 گرم آرد رو اضافه کرده و مخلوط میکنیم.
۳- تخم مرغها رو به خمیر مایه اضافه کرده و هم میزنیم تا مخلوط بشن. بعد به مواد ترکیب شده مون اضافه میکنیم و بقیه آرد هم تو ترکیبمون میریزیم و مخلوطشون میکنیم تا خمیری یکدست و نرم داشته باشیم.
۴- روی خمیر رو میپوشونیم و حدودا 2 ساعت جای گرمی قرار میدیم تا پف کنه.
۵- روی سطح مورد نظرمون برای قالب گیری، آرد میپاشیم و خمیرمون رو با قطر نیم سانتیمتر پهن میکنیم و به شکل دونات یا همون پیراشکی قالب میزنیم.
۶- حالا تو یه ظرف پر از روغن داغ (بطوریکه خمیر قالب زده کاملا تو روغن قرار بگیره نه فقط یک سطحش) سرخشون میکنیم. روغن زیاد برای اینه که پیراشکی هامون کاملا پف کنن و شکل دلخواهمون رو به خودشون بگیرن و بعد اجازه میدیم خنک بشن.

سایر نکات
تزئین این دونات های خوشمزه هم بنا بر سلیقه هر نفر متفاوته. میشه همینطور ساده سرو بشه و یا بعد از خنک شدن با پودر قند یا شکلات مایع و ترافل و چیپس شکلاتی و خیلی مواد تزئینی دیگه سرو کرد که ترکیب همه این تزئینات خیلی زیباتر هم میشه.

#دونات#پیراشکی#خوشمزه#شیرینی#عصرونه
...
لواشک

لواشک

۳۰ مرداد ۹۹
آدم ها با هم فرق دارند...
یکی هوای زندگی اش که ابری می شود به کنج اتاقش پناه می برد... درمان دردش تنهایی است و سکوت و زمان...دیگری اما دورش را شلوغ می کند...می گوید و می خندد آنقدر که صدای غمش در همهمه و شلوغی گم شود...نه که بی خیال باشد، نه...فقط راه آرامش آدم ها با هم فرق دارد!
یکی دوست داشتنش را فریاد می زند ...دلتنگی اش را بروز می دهد...
از ترس از دست دادن حرف می زند...
دیگری اما حتی از عمیق ترین احساساتش به سختی حرفی به میان می آورد...دلتنگی امانش را هم که ببرد منطقش را نمی گیرد...همیشه جایی گوشه ی ذهنش بدون ترس و وحشت به از دست دادن و زندگی بعد از آن فکر می کند... نه که آدم خشک و سردی باشد، نه...فقط احساسات آدم ها با هم فرق دارد!
یکی هزار بار هم شکست بخورد باز از شروع دوباره نمی ترسد... صبرش زیاد است و نا امیدی اش کم... دیگری اما با کوچک ترین ناملایمتی از پا می افتد
با اولین شکست قید همه چیز را می زند...نه که ضعیف باشد نه، فقط ظرفیت آدم ها با هم فرق دارد!
یکی در بیست سالگی تصمیم می گیرد تنهایی اش را برای همیشه بیمه کند ، در بیست و پنج سالگی فرزندانش را تر و خشک می کند و در سی سالگی به زندگی اش با رضایت لبخند می زد... دیگری اما در سی و چند سالگی یادش می آید تنهاست حس می کند نیاز به خانواده ای دارد که فقط و فقط برای خود او باشد... نه که دیر شده باشد و از وقتش گذشته باشد، نه...فقط زمان آدم ها با هم فرق دارد!
یکی هر هفته در نمازهای دسته جمعی بهترین حال دنیا را دارد...دیگری اما با رقص و آواز و مهمانی حالش خوب می شود نه که آدم عجیبی باشد ،نه...فقط اعتقاد آدم ها با هم فرق دارد!
کاش قبل از یاد گرفتن تمام قانون های ریز و درشت زندگی این را بدانیم هر آدمی که طبق انتظار ما رفتار نکرد؛ شبیه ما فکر نکرد؛ معیار و اندازه های زندگی اش به زندگی ما نخورد؛ مثل ما لباس نپوشید،مثل ما به زندگی نگاه نکرد ،نه که آدم بدی باشد...نه که موجود عجیب و غریبی باشد...نه...فقط آدم ها در همه چیز با هم فرق دارند...
این ساده ترین قانون زندگی ست که گاهی فهمش برای ما آدم ها غیر ممکن ترین کار دنیا می شود...

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
...
کیک یخچالی

کیک یخچالی

۵ خرداد ۹۹
مشاهده موارد بیشتر