lady chef
lady chef

دستور پختی یافت نشد

کیک زبرا
lady chef
lady chef
۴۴

کیک زبرا

۶ روز پیش
❗یکی تو ۲۳ سالگی ازدواج میکنه و اولین بچه شو ۱۰ سال بعد به دنیا میاره،اون یکی ۲۹ سالگی ازدواج میکنه و اولین بچه شو سال
بعدش به دنیا میاره

‼یکی ۲۵ سالگی فارغ التحصیل میشه ولی ۵ سال بعدش کار پیدا میکنه، اون یکی ۲۹ سالگی مدرکشو میگیره و بلافاصله کار مورد علاقه شو پیدا میکنه

❔یکی ۳۰ سالگی رئیس شرکت میشه و در ۴۰ سالگی فوت میکنه، اون یکی ۴۵ سالگی رئیس شرکت میشه و تا ۹۰ سالگی عمر میکنه

✅ تو نه از بقیه جلوتری نه عقب تر. تو توی زمان خودت وباشرایط خودت زندگی میکنی پس آرام باش،از زندگی لذت ببر و خودت را با دیگری مقایسه نکن.

اللهم عجل لولیک الفرج
...
کوکی ترک با دستور خانوم نائبی عزیز
lady chef
lady chef
۱۵
عید سعید قربان بر همه ی شما دوستان عزیز پاپیونی مبارک.

#رشد_فردی
همزمان با عید قربان دلت را قربانی محبت، عشق، صمیمیت و مهربانی کن.

❗️زباله جمع کن نباشیم❗️🗑

🌼اغلب مردم تعریف و تمجیدها را ظرف چند
🌼دقیقه فراموش می‌کنند، اما یک اهانت را
🌼سال‌ها به ‌خاطر می‌سپارند.

🌸آن‌ها مانند زباله جمع‌کن‌هایی هستند که هنوز
🌸توهینی را که مثلا بیست‌ سال پیش به آن‌ها
🌸شده با خود حمل می‌کنند و بوی ناخوشایند
🌸این زباله‌ها همواره آنان را می‌آزارد.

🌷برای شادبودن باید بر «افکار شاد» تمرکز کنید.
🌷و باید ذهن خود را از زباله‌های
🌷تنفر، خشم، نگرانی و ترس رها کنید.
...
دمنوش به لیمو  و بهار نارنج
lady chef
lady chef
۲۳
‍ شیخ رجبعلی خیاط مستاجری داشت که زن و شوهر بودند و 20 ریال اجاره از آنها میگرفت.

بعدازچند وقت این زن و شوهر صاحب فرزند شدند.

رجبعلی به دیدنشون رفت و به مرد گفت: داداش جون فرزند دار شدی خرجت بالاتر رفته، از این ماه به جای ۲۰ ریال ۱۸ ریال اجاره بده...

۲ ریالشم واسه فرزندت خرج کن. این ۲۰ریال رو هم بگیر اجاره ی ماه گذشته ایه که بهم دادی، هدیه ی من باشه برای قدم نوزادت "

اون وقت تو دوره زمونه الان دقیقا کرایه هارو با فرزند دار شدن مردم بالا میبرن...

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند: «خداى رحمانِ خجسته و والا، به مردمانِ دلرحم رحم مى کند. (پس) به ساکنان زمین رحم کنید تا آن که در آسمان است به شما رحم کند.»
...
شیرینی بهشتی
lady chef
lady chef
۱۲

شیرینی بهشتی

۴ هفته پیش
♦️مشکلات مربوط به تبعیض نژادی سال‌هاست که در آمریکا جریان داره و در هر زمان به شکلی خودش رو نشون داده

🔹یکی از عجیب ترین موارد دندان‌های جرج واشنگتن، نخستین رئیس جمهور آمریکاست. جرج واشنگتن تقریبا در تمام سال های زندگی خود از مشکلات دندانپزشکی رنج می برد و از دندان مصنوعی و پروتز استفاده میکرد. دندان‌های مصنوعی که برای او استفاده شده بود، دندان‌های کشیده شده از دهان برده‌های سیاهپوست بود!

اَللّٰهُمَ عَجْل لوَلِیِّکَ اَلفَرَج
...
سس مخصوص پیتزا خونگی
✅داستان کوتاه

✍یکی از آقایان نقل می کند: برادرم را که مدتی پیش فوت کرده بود در خواب دیدم با وضع و لباس خوبی که موجب شگفتی بود. گفتم: داداش دیگر آن دنیا کلاه چه را برداشتی؟! گفت: من کلاه کسی را برنداشتم. گفتم: من تو را می شناسم. این لباس و این موقعیت از آن تو نیست. گفت: آری . دیشب، شب اول قبرِ مادر قبرکن بود. آقا سید الشهدا(ع) به دیدن آن زن تشریف آوردند و به کسانی که اطراف آن قبر بودند خلعت بخشیدند و من هم از آن عنایات بهره مند شدم. بدین جهت از دیشب وضع و حال ما خوب شده و این لباس فاخر را پوشیده ام

از خواب بیدار شدم ، نزدیک اذان صبح بود. کارهای خود را انجام داده و حرکت کردم به سمت تخت فولاد. برای تحقیقات سر قبر برادرم رفتم. بعضی قرآن خوان ها کنار قبرها قرآن می خواندند. از قبرهای تازه پرسیدم، قبر مادر قبرکن را معرفی کردند. رفتم نزد آقای قبر کن. احوال پرسی کردم و از فوت مادرش سوال کردم، گفت: دیشب شب اول قبر او بود

💥گفتم: روضه خوانی می کرد؟ روضه خوان بود؟ کربلا رفته بود؟ گفت: خیر ، برای چه می پرسی؟ داستان را گفتم ، او گفت: هر روز زیارت عاشورا می خواند

📚حکایاتی از عنایات حسینی، ص۱۱۱
...
خوراک سوسیس
lady chef
lady chef
۱۰

خوراک سوسیس

۱ ماه پیش
💢حجاب‌ یعنی من‌ انتخاب‌ میکنم‌ تو‌ چه میبینی

💠شهید مطهری:

🔻"این مرد است که همواره حرص می ورزد که زن را وسیله چشم چرانی و کامجویی خود قرار دهد.

👈 هیچ گاه مرد به طبع خود مایل نبوده حائلی میان او و زن وجود داشته باشد و هر وقت که این حائل از میان رفته آنکه برنده بوده مرد بوده است و آن که باخته و وسیله شده زن. ❌

❗️امروز که مردان موفق شده اند با نامهای فریبنده #آزادی و #تساوی و غیره این حائل را از میان ببرند زن را در خدمت کثیف ترین مقاصد خویش گرفته اند."

📚فلسفهٔ حجاب، ص ٤٨

اَللّٰهُمَ عَجْل لوَلِیِّکَ اَلفَرَج
...
سوسیس خانگی
lady chef
lady chef
۱۲

سوسیس خانگی

۱ ماه پیش
🌟#بـازگــشــتـــــ🌟

قسمت دوم

✨وقت سحر از غصه نجاتم دادند✨

یکباره جوانی در برابرم قرار گرفت. چقدر این جوان زیبا و دوست داشتنی بود. به من اشاره کرد که باید برویم...
با صدای جیغ مادرم به خود آمدم. مادرم بالای سرم نشسته بود و فریاد میزد و پدرم شماره اورژانس را می گرفت و... اما من رفتم...
در وسط بیابان کویری قرار گرفتم تا چشم کار میکرد بیابان بود.
یکباره متوجه یک خط سیاه طولانی شدم آن سوی خط یک پیرمرد نحیف و لاغر و ژنده پوش ایستاده بود.
به جوانی که همراهم بود گفتم این خط چیه؟
گفت: پایت را آن طرف خط بگذاری برزخ شما شروع می شود.
به اطراف نگاه کردم، متوجه باغ بزرگ و سرسبزی در دوردست ها آنسوی خط شدم.. از دور میشد دید که با تمام باغ های دنیا متفاوت است. از دور حتی جزئیات زیبایی های بهشت برزخی را میدیدم باغ ها و رودها و قصرها و میوه ها و حوریه ها و... نمیدانید چقدر زیبا بود..
به جوان همراهم گفتم: من نمیخواهم به دنیا برگردم بعد پایم را آن سوی خط گذاشتم و دویدم. هنوز چند قدمی به سمت بهشت نرفته بودم که ناخودآگاه برگشتم! انگار نمیتوانستم بروم؟!
کنار پیرمرد ایستادم و به او خیره شدم. آنقدر پیر بود که تمام صورتش چین و چروک داشت. لباسی هم شبیه گونی پاره بر تنش بود و به یک چوب دستی تکیه داده بود و نفس نفس میزد. احساس میکردم که لحظات آخر عمرش است.
جوانی که همراهم بود گفت: خیلی عجله داری، کجا؟! صبر کن. تنها نباید بری، این پیرمرد همراه شما باید بیاید، با تعجب گفتم: چی میگی؟ این بابا که داره میمیره. این نمیتونه راه بیاد.
دوباره دویدم به سمت بهشت، اما نه....
نمیشد برم پاهام قادر به حرکت نبود خود بخود برگشتم کنار پیرمرد.
او خیلی تلاش کرد تا یک قدم برداشت. به جوان گفتم چرا باید با این پیرمرد برم؟
جوان لبخندی زد و گفت: پسرجان، این پیرمرد، اعمال صالح توست! این پیرمرد نمازهای توست. هیچکس تنها راهی بهشت نمیشه، همه با اعمال خوب خودشون راهی میشن. تو هم به جای این حرف ها کمک کن تا پیرمرد همراه تو راه بیاد.
ززززدم تـوی سـرم. اعمال خوب... نماز... پس کی بود میگفت دلت پاک باشه؟!
فایده ای نداشت. مسیر طولانی بود و این پیرمرد توان سفر نداشت. کمی فکر کردم سپس آرام پایم را گذاشتم. این طرف خط. جوان لبخندی زد و یکباره همه چیز عوض شد....
روح به جسم بازگشت و به یاری خدا از این سفر برگشتم چند دقیقه بیشتر طول نکشید....
پزشک بالای سرم میگفت: به خیر گذشت. خدا خیلی بهش لطف کرد....
✨توانستم از جا بلند شوم. سحر جمعه بود. وضو گرفتم. بعد از مدتها رو به سوی مهربان خدایم ایستادم. الله اکبر...✨

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی💫
آن شب قدر که این تازه براتم دادند💫

ادامه دارد

اَللّٰهُمَ عَجْل لوَلِیِّکَ اَلفَرَج
...
کیک خیس شکلاتی

کیک خیس شکلاتی

۱ ماه پیش
🌟#بـازگــشــتـــــ

این داستان ها از کتاب بازگشت و تجربه های نزدیک به مرگ واقعی است

قسمت اول

✨وقت سحر از غصه نجاتم دادند✨

دوران دبیرستان به پایان رسید درسم خوب بود حسابی برای کنکور خواندم و در یکی از دانشگاههای معتبر قبول شدم. راهی شهر دیگری شدم خوابگاه دانشجویی و همراهی با دوستانی که هر کدام یک طرز فکری داشتند.
من در دوران دبیرستان اهل فعالیت در مسجد بودم و همواره نمازهایم را به جماعت میخواندم...
اما کم کم تغییراتی در من بوجود آمد. وقتی در تعطیلات به منزل برمیگشتم با انتقادهای پدرو مادرم روبرو میشدم
چرا به مسجد نمیروی؟
چرا هیئت را ترک کردی؟
چرا....
اواسط دهه نود بود که پیامرسان تلگرام در اوج شهرت قرار گرفت و مرجع استناد بسیاری از مردم گردیده بود. من هم تمام اوقات بیکاری را پای موبایل بودم.
برخی کانال ها و گروه های تلگرام، به صورت غیر مستقیم، ایمان و اعتقاد مردم را هدف قرار داده بود.
من هم باورم شده بود و گذشته خود را مسخره میکردم. اعتقادم این شده بود که دلت پاک باشه، همه چیز درسته.
کم کم نمازهای صبحم قضا میشد و.... تحت تأثیر رفقا کلا نمازهایم را رها کردم.. شعارم شده بود دلت پاک باشه خدا به این دولا راست شدنهای ما احتیاج نداره...!
کم کم پدر و مادرم فهمیدند و خیلی با من صحبت کردند اما من در مقابل نصیحتهای انها لبخندی از سر تمسخر میزدم که شما هم دلتون خوشه! ببینید دنیا دست کیه. برید اروپا و امریکای بی نماز را ببینید مگه میشه خدا تمام أدم های بی نماز را توی آتیش ببره بس کنید این حرفهای قدیمی رو....
تقریبا تمام کارهای معنوی که قبلا داشتم ترک شد!
یکی دوسال از بهترین سالهای عمرم دیگه هیچ عمل صالحی برای رضای خدا نداشتم
روزها گذشت تا آن سحر جمعه رسید سحری که من دوباره متولد شدم

✨دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
✨واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند...

آب حیات واقعی را در آن سحر به دستم دادند.
هیچوقت ان لحظات را فراموش نمیکنم
در خانه بودم بی خوابی به سرم زده بود نیمه شب امدم داخل حیاط که یکباره نفسم به شماره افتاد.
قدرت هیچ کاری را نداشتم. حتی نتونستم کسی را صدا بزنم پاهایم سست شد و روی زمین افتادم
من در جوانی سکته کردم مثل خیلی های دیگر...همینطور که روی زمین بودم خروج روح از بدنم را دیدم چقدر آرامش پیدا کردم.
چقدر زیبا و باشکوه بود من بافاصله در گوشه حیاط منزل ایستادم و به بدن خودم نگاه میکردم...
یکباره...

ادامه دارد

اَللّٰهُمَ عَجْل لوَلِیِّکَ اَلفَرَج
...
کوکی شکلاتی
lady chef
lady chef
۱۰

کوکی شکلاتی

۱ ماه پیش
🌹حق الناس 🌹

روايت داريم #حق_الناس در برزخ انسان را اسير مي كند مثلا يك سوم فشار قبر متعلق به #غيبت است.

در روايتی دیگر هست كه خداوند بر روي پل صراط كمينی قرار داده كه هر كس #حق_الناس بر گردن دارد، از آنجا به بعد حق عبور ندارد.

رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

بيچاره ترين مردم كسی است كه با اعمال خوب وارد صحراي محشر شود مثلا در نماز ، حج و ... مشكلی نداشته باشد و جز اصحاب يمين قرار گيرد اما زماني كه قصد ورود به بهشت می كند گروهی از مردم مانع می شوند .

علت را جويا مي شود و می شنوند كه حقوق آنها را پايمال كرده است . در آن لحظه از فرشتگان كمك می طلبند و آنها می گويند:

حلاليت بگير , يعنی قسمتی از اعمال خوب خود را به آنها بده تا حلالت كنند وقتی اين كار را می كنند متوجه می شوند ديگر هيچ چيز ندارند و نامه را به دست چپ می دهند كه از نظر پيامبر بيچاره ترين بنده ها هستند.

✅حجت الاسلام #دکتررفیعی.

اَللّٰهُمَ عَجْل لوَلِیِّکَ اَلفَرَج
...
کیک چای

کیک چای

۱ ماه پیش
✍شهید دکتر چمران میگفت:

توی کوچه پیرمردی دیدم که روی زمین سرد خوابیده بود ...سن و سالم کم بود و چیزی نداشتم تا کمکش کنم؛ اون شب رخت و خواب آزارم می داد! و خوابم نمیبرد از فکر پیرمرد ... رخت و خوابم را جمع کردم و روی زمین سرد خوابیدم می خواستم توی رنج پیرمرد شریک باشم اون شب سرما توی بدنم نفوذ کرد و مریض شدم ...

🌷اما روحم شفا پیدا کرد🌷
چه مریضی لذت بخشی ...
...
سالاد ماکارونی

سالاد ماکارونی

۱ ماه پیش
لطفا بخونید

🗓 روزهای اول قرنطینه پشت سر هم خبر بد می‌شنیدیم، کمی که گذشت فهمیدیم تکه‌ای از دنیا گم شده است و برای همین معادلات جهان بهم خورده.

🔹 هر روز منتظر شنیدن خبری خوش بودیم؛ کشف واکسن یا دارویی معجزه آسا، پایین آمدن آمار تلفات یا ریشه کن شدن بیماری. هر شب با امید اینکه «فردا بالاخره دانشمندی پیدا می‌شود که این جنگ جهانی را تمام کند» می‌خوابیدیم و باز فردا گوش به زنگ اخبار بودیم و کانال‌ها و پیج‌ها و شبکه ها را جستجو می‌کردیم.

❓ خودمانیم، آیا همین قدر منتظر خبر آمدن امام زمان هم بودیم؟ خودمان بهتر می‌دانیم که نبودیم.

🧩 انگار فراموش کرده‌ایم که کدام تکه از پازل جهان گم شده و بیخودی تکه‌های ناقص پازل را نگاه می‌کنیم. حتی کسی نیست دستمان را بگیرد و ببرد سر وقت تکه‌ی اصلی.

🌐 آری! بیشتر از هزار سال است که دنیا وضعیت طبیعی ندارد؛ بلای دنیای ما، نه ویروس است، نه آتش‌سوزی و نه زلزله و نه آشوب؛

🔻 تمام بدبختی ما اینجاست که فراموش کرده‌ایم: گمشده این روزهای دنیا، مهدی موعود است.

اللهم‌ عجل لولیک الفرج
بیایید با هم برای آمدنش دعا کنیم
...
زرشک پلو با مرغ
lady chef
lady chef
۱۱
بیخیالِ قضاوت ها!
این مردم
در چیستی زندگی خودشان هم مانده اند
اگر به حرف این ها اهمیت بدهی،
هرکس برایت حکمی صادر میکند.
گوش هایت را بگیر
توی لاکِ خودت بمان
و برای خودت زندگی کن...
...
پان اسپانیا
lady chef
lady chef
۱۸

پان اسپانیا

۲ ماه پیش
می توان ساده زیست... 🍃🌸

و از شادیهای کوچک لذت برد...

کافیست باور کنیم... 🍃🌸

شادی در داشتنِ

چیزهای بزرگ نیست....🍃🌸
...
دسر موز
lady chef
lady chef
۱۷

دسر موز

۲ ماه پیش
گاهی باید
حتی بی دلیل شاد باشی
گاهی باید در هجوم مشڪلات
آرام ترین فرد زمین باشی
امید همیشه هست و سختی
بخشی گذرا از زندگی
امیدت فقط به خدا باشه
...
نان رمضون تبریز

نان رمضون تبریز

۲ ماه پیش
گــاهے
دستـــــ " پدر و مادرت"را ببــــوس

ایـڹ بـوسہ معجزه اے مۍ ڪند
ڪه وصف ناشدنۍ ست

گاهۍ همیڹ بوسہ
گره گشایت مۍ شود شڪ نڪن...
...
مشاهده موارد بیشتر
سایر کاربران
پیج اینستاگرام👈kadbanoye.azari
insta:noon-o-namak1
تجربه های شیرین و خوشمزه من از غذاها،دسرها و خوراکیهای رنگارنگ... ✔آموزش مرحله به مرحله
یه مامان شاغل علاقمند به آشپزی ..(۱۰ آبان...۱۹ اردیبهشت) ممنون بخاطر لایکاتون وکامنتای پرمهرتون⚘⚘⚘⚘
💖بانو هستم💖 ساکن اهواز💖صاحب دوتاگل پسر شیطون وهمسری مهربان 💖خدایاشکرت💖
معلمم و اهل دیارهمیشه سبز گیلان.سالهاست که توپاپیون هستم ولی تازگی ها عکس میذارم.ممنون از لطف همه ی دوستانی که حمایتم میکنن🌷🌷🌷🌷