صفورا
صفورا

دستور پختی یافت نشد

فالوده سیب درختی
صفورا
۶۷


وقتی ویدا گلی فالوده سیب بزاره مگه میشه هوس نکرد و دستبکار نشد..مرسی از مینا سادات گلی با دستور عالیش.

من از اینکه سی ساله هستم کیف میکنم.
سی سالگی سن زیبایی است.
🍃🎈🍃🎈🍃🍃
سی و یک سال، سی و دو سال، سی و سه سال، سی و چهار سال، سی و پنج سالگی، همه سن‌های زیبایی هستند.

برای اینکه آدم احساس آزادی می کند.
احساس می کند یاغی شده ، برای اینکه اضطراب انتظار تمام شده و غم سراشیبی هم هنوز آغاز نشده.
احساس روشنی می کنیم.
عاقبت، در سی سالگی حس می کنیم که مغزمان کار می کند.

اگر در آن سن مذهبی هستیم، دیگر مذهبی هستیم، اگر به خدا اعتقاد نداریم، نداریم.
اگر شک و تردید داریم، بدون خجالت شک و تردید داریم.
از تمسخر جوان‌ها واهمه نداریم چون ما هم جوان هستیم.
از سرزنش بزرگ ترها وحشت نداریم، چون ما هم آدم بزرگ هستیم.

از گناه نمی ترسیم، چون درک کرده ایم که گناه، فقط یک نقطه نظر است.
از اطاعت نکردن وحشت نداریم برای اینکه فهمیده ایم که اطاعت کردن کار احمقانه‌ای است.

از تنبیه نمی ترسیم چون به این نتیجه رسیده ایم که دوست داشتن عیب نیست. وقتی قرار است عاشق بشویم، می شویم. وقتی از هم جدا می شویم، آن را با منطق قبول می کنیم.
دیگر نباید به معلم و مدرسه و کشیش، حساب پس بدهیم. فقط باید به خودمان حساب پس بدهیم و بس.

در سن سی سالگی، مثل یک مزرعه‌ی گندم رسیده می مانیم.
نه گندم خام و نه گندم خشک. شیره ی زندگی در وجودمان با فشار لازم در جریان است، هر شادی و درد ما، زنده است. دیگر هرگز نخواهیم توانست چنین بخندیم، چنین گریه کنیم، این طور فکر کنیم و بفهمیم. به قله ی کوهستان رسیده ایم. در بالای کوه همه چیز واضح و روشن است.
راهی که از آن بالا آمد‌ه‌ایم، راهی که از آن پایین خواهیم رفت.

#اوریانا_فالاچی
...
رنگینک
صفورا
۵۶

رنگینک

۵ روز پیش
#قرار گروهی#
شهادت امام علی ع رو تسلیت عرض میکنم انشالله که حضرت همیشه نگاهشون به ما باشه و راه کج نریم.
اینم از رنگینک های من بار اولی بود درست میکردم خیلی راحت بود خدایش دردسر شهد پختنم نداشت.واینکه این فضولچه ی من تو ظرف همه رو شکسته بود تو یخچال....برا افطار خوردیم که حاجی اصلا خوشش نیومد واین یعنی پرونده ی رنگینک برای اولین بار بسته شد.
#ایده_معنوی
🍃🎈🍃🎈🍃

یه ایده معنوی برای گره باز شدن مشکلات . و راه افتادن کارها بسیار مجرب برای گره گشایی.
به مدت ۷روز روزی دورکعت نماز هدیه به
۱-روزاول حضرت محمد
۲-حضرت فاطمه
۳حضرت علی
۴-حضرت ابوالفضل
۵-حضرت علی اصغر
۶-امام حسن مجتبی
۷-امام حسین
در پایان هرنماز ۱۴مرتبه صلوات. ۲۷مرتبه فراز 15دعای جوشن کبیر ودوباره۱۴ مرتبه صلوات. ودرپایان روزهفتم ۷عدد نان به نیازمند داده شود.
...
گوشفیل
صفورا
۴۲

گوشفیل

۱ هفته پیش
#قرار خواهرانه#سرگروهای محترم ببخشید من تازه حلوا پخته بودم هنوزم مونده نتونستم دوباره حلوا بپزم.گوشفیل پختم...التماس دعای ویژه دارم عزیزان سر سجاده هاتون منم دعا کنید


کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی ته کلاس ما مینشست، که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود، آن هم به ۳دلیل:
اول اینکه کچل بود!
دوم اینکه سیگار میکشید
وسوم اینکه در آن سن و سال زن داشت! که برای من از همه تهوع آور تر بود
سالها گذشت، یک روز با همسرم از خیابان میگذشتیم، به طور اتفاقی آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم...
در حالی که من زن داشتم!
سیگار میکشیدم!
و کچل شده بودم!

دکتر علی شریعتی
...
حلوای شیر
صفورا
۳۸

حلوای شیر

۲ هفته پیش
#پویش ولادت امام حسن ع#
مرسی از مامان راستین و ماهی جان که بانی این پویش قشنگ بودن.

🌼🌸🏠
چند سال پیش، در یک روز رخوت‌زده مثل امروز توی خانه نشسته بودم که تلفن زنگ زد. شماره، ناشناس بود. برداشتم. صدایی گرم، کمی لرزان، کمی ضعیف گفت: سیمین جان خوبی دورت بگردم؟
.
صدا، مادربزرگی بود! از آن صداهای نن‌جونی! عزیزخانومی، صدای مادرجان‌های مهربان، لپ‌گلی، خوش‌دست‌پخت با زانو دردی مداوم و لبخندی مداوم‌تر

صدا شیرین بود.
"دورت بگردم"ش دل میبرد
که بگردی دور صدایش.

گفت کی از بیمارستان مرخص شدی؟ خوبی الان؟ درد نداری؟

گفتم: کجا رو گرفتی مادرجان؟
صدا دور شد: ای وای عوضی گرفتم؟
صمیمیت از کلام رفت، ولی گرما و عطر هل نه!
گفتم بله.
عذرخواهی کرد
"خواهش میکنم" گفتم و گوشی را گذاشتیم؛ اول او، بعد من!
.
چند دقیقه دیگر کنار تلفن نشستم و دلم خواست سیمین باشم، تازه از بیمارستان مرخص شده باشم و هنوز درد داشته باشم تا بتوانم خودم را لوس کنم برای آن صدا و قربا‌ن‌صدقه دشت کنم.
.
امروز بی‌هوا یاد آن تماس کوتاه اشتباهی افتادم.

و دلم خواست بنویسم برای همه‌ی صداهای درست و اشتباهی زندگیمان که آرامش می‌اندازند به دل
و برای آن صدای گرم که آن روز دل من را گرم کرد
کاش زنده باشد هنوز.
...
سینی مزه
صفورا
۲۸

سینی مزه

۲ هفته پیش

دیدم همه ی پیجا سینی مزه دارن من ندارم.این سینی برا هفته ی اول عید هست...چندبار رد شد.صبح گذاشتم دوباره الان دیدم تایید شد کپشن گذاشتم....چاییم چای به هست.
«چایی رو بذار، دارم میام»
🍃🎈☕️🍃🎈🍃
سال ۲۰۱۷ گَری اولدمَن بابت فیلم «سیاه‌ترین ساعت» اُسکار گرفت. رفت بالای سِن جایزه‌ی اسکارش را گرفت توی دستش و یک نطق جذاب کرد. ته حرف‌هاش از مادر ۹۹ ساله‌اش تشکر کرد که مشوقش بوده و آخرش گفت: «مامان، کتری رو بذار که دارم اسکار رو می‌آرم» ... به همین جذابیت!!

هیچ جمله‌ای به اندازه‌ی این جمله، مرا به زندگی امیدوارم نمی‌کند. اینکه یکی زنگ بزند و بگوید که «چایی رو بذار ، دارم می‌آم» یا من زنگ بزنم و بگویم «کتری رو بذار، دارم میام» .

*چکیده‌ی زندگی برای من همین جمله است، بقیه چیزها همه حاشیه‌اند!!!*

قدیم‌ها محل کارم تا خانه‌ی پدرم چهار قدم بیشتر راه نبود بعضی غروب‌ها که مثل نمد مالانده می‌شدم، زنگ می‌زدم خانه‌شان ، مادرم می‌گفت «چایی رو می‌ذارم، یه سر بیا» .
کدام کلاغ خیسِ گرفتار در طوفان پیشنهادِ کرسی گرم را رد می‌کند؟

هنوز هم مثال دارم :
همین ده سال پیش که هنوز مردم توانِ سفر داشتند مادر و پدرم قصد کردند بیایند پیشم، رفتند سفارت چهار ساعت مثل قرص‌جوشانِ ته لیوانِ آب حرص‌و‌جوش خوردم و بالا و پائین پریدم تا بالاخره پدرم زنگ زد و گفت: «ویزا رو گرفتیم، کتری رو بذار اومدیم»
به همین جذابیت!
انگار سُرمِ امید به حیات را بزنند توی ساعدِ دست آدم!!!

کلاً این جمله‌ی *«چایی رو بذار اومدم»*، عاشقانه‌ترین جمله‌ای است که تا حالا بشر خلق کرده است. مثل این چاقو‌های همه کاره است که به هر کاری می‌آید، پرتقال پوست می‌کند، در نوشابه باز می‌کند، در کنسرو لوبیا باز می‌کند و...!!!

این جمله همه‌فن‌حریف‌ است!
"امید" دارد،
"دوستت دارم" دارد،
"گورِ بابای دنیا" دارد،
"دلم برایت تنگ شده‌" دارد،
"چقدر قشنگ شدی امشب" دارد،
"همه چیز" دارد !
"چایی گذاشتم، همه بیایید".

مهم نیست آدم اسکار گرفته باشد یا ویزا، از سر عملیاتِ حفاریِ گودترین چاله‌یِ تهران آمده باشد یا بخواهد مزخرف‌ترین پایان‌نامه‌ی جهان را به سرانجام برساند...
این جمله جادو می‌کند.

بد جوری دلمون برای گفتن این جمله گرفته؛ تمام دید و بازدیدها ، احوالپرسی‌ها ، جوک‌گفتنها و مهمانیهای ما رفته تو قاب یک گوشی ...

بدون ترس، بدون تعارف، بدون هیچ نگرانی، با دلی پر از مهربانی و آرامش، بی‌غل و غش به هم دیگه بگیم ....چای رو دم کن دارم می‌آم...که واقعا" جادو میکنه...☘️
💖🎡💖
...
نان گل محمدی
صفورا
۵۱

نان گل محمدی

۲ هفته پیش
این نان رو امروز پختم عصری برا افطار با دستور پخت سلوی عزیزم خیییلی عالی بود(فقط من دو لیوان آرد گندم و یک لیوان آرد قنادی زدم)و اخرسر روغن حیوانی بازرده و گلاب وانیل رومالش زدم...سلوی جان ببخشید عادت دارم تو دستور دست ببرم...همسرم خوشش اومد...من تو یه سریش خرما گردو گذاشتم...سپهرم با عسل خورد.انصافا این ماهی تابه درب داغون خیلی به دردم خورد...

از رمضان میگه
🍃🎈🍃🎈🍃🎈
ده سالم بود و #ماه_رمضان روزه می‌گرفتم. یک روز دلم از گرسنگی ضعف ‌رفت و یکی دو لقمه نان خوردم
تا دم افطار به پدر و مادرم نزدیک نشدم. شنیده بودم از لب‌های آدم معلوم می‌شود که روزه‌خواری کرده یا نه
وقت #افطار با نگرانی سر سفره نشستم پدر و مادرم بو نبرده بودند. بعد از آن، دو سه بار دیگر همان کار را کردم و باز هم نفهمیدند

چند روز بعد ترسی به جانم افتاد. به خودم گفتم «اما #خدا چی؟ خدا هم ندید و نفهمید؟» ترسم بیشتر و بیشتر شد
در آن شرایط تنها کسی که می‌توانستم به او پناهنده شوم مادرم بود که گرچه سواد خواندن و نوشتن نداشت اما زنی روشن و روشنفکر بود
مادرم از وضع و حال من متوجه شده بود که اتفاقی افتاده؛ پرسید «چرا نگرانی؟» اعتراف کردم. به او گفتم حتماً خدا دیده و فهمیده و روز قیامت مرا توی جهنم خواهد انداخت. مادرم با خنده‌رویی مرا دلداری داد و گفت بیخودی می‌ترسی، خدا هیچ بچه‌ای را آتش نمی‌زند

از صدا و نگاهش معلوم بود که به آنچه می‌گفت اعتقاد داشت. راحت شدم. مادرم به حرفش ادامه داد و گفت «نه به جهنم خواهی رفت، نه مجازات دیگری خواهی دید اما گیرم کسی ندید و نفهمید تو که خودت را دیده‌ای و می‌دانی چه می‌کردی

تو باید از خودت خجالت بکشی، برای اینکه زورت به خودت نرسیده و عهدشکنی کرده‌ای. تو بزرگ خواهی شد. مَرد خواهی شد و هزار جور سختی و بلا به تو رو خواهد آورد
تو باید زورِ جنگیدن با آن‌ها را داشته باشی و مردی که زورش به خودش نرسد، زورش به هیچ چیز دیگر هم نخواهد رسید

سال‌ها گذشت و من بزرگ شدم، #مرد شدم.
آمدم تبریز. کارم سخت بود. زباندار کردن لال‌ها و آموختن خواندن و نوشتن به آن‌ها در شهری که کسی مرا نمی‌شناخت، کار آسانی نبود
جنگی سخت و طولانی را در برابر خودم می‌دیدم. فارسی‌ام آن‌چنان نبود. لهجه‌ی ترکی داشتم. هنوز نتوانسته بودم تابعیت ایران را بگیرم
مهاجر قفقازی بودم و گذرنامه‌ی آذربایجانی داشتم. یاد حرف مادرم افتادم که می‌گفت «اگر مرد زورش به خودش برسد، به خیلی چیزهای دیگر هم زورش خواهد رسید.» تصمیم گرفتم سالی یک ماه روزه بگیرم
غیر از این تصمیم گرفتم در این ماه از خشم و عصبانیت هم روزه باشم، چون تدریس به کر و لال‌ها #صبر و حوصله می‌خواهد. گاهی فهماندن یک کلمه ممکن است از یک ساعت هم بیشتر طول بکشد و آدم بدون این که دستش پر باشد ممکن است عصبانی شود و تشر بزند☘️
💖🅾💖
...
ترشک
صفورا
۶

ترشک

۲ هفته پیش
این ترشک از البالو فریزهای پارسالی و الو خشک و زرشک رب انار تشکیل شده خییییلی خیییلی خوشمزه بجای اب من آبغوره ریختم
...
افطار
صفورا
۷۶

افطار

۳ هفته پیش
##چالش حدو #کدو #
اینم ازاین عکس مثلا پشت صحنه ای منزل بابام. حدو از زیر سفره های تو دارن ازدزفول گرفتن چندسال پیش....مامانم نمیزاره ظرف ظروف جمع شه وسواس داره ازکابینت مستقیم میان رو سفره حتی غذام روگاز میکشه تودیس دیگه ببخشید تا این حد رو.بپذیر
...
باقلوا گردو کنجدی
صفورا
۲۵
خب خب این باقلوا اولین کار باقلوایی منه اول رمضان به همسرم گفتم باقلوا بگیر چون افت قند دارم سریعا قندو بالا میبره..گرفت بنده خدا اما هرچقدر باقلوای بیرونی میخورم یه مزه ی خاک مانندی حس میکنم ته ش.رو همین اساس خودم دستبکار شدم وهرچی بگم کم گفتم از این باقلوا...فقط اینکه.24ساعت نباید دست نزنید که شهد به خوردش بره...بسیار ترد و پوک نه شیرینیش اونقدیه که دلو بزنه نه بی مزه س.مغزشم پر از گردو کنجد پودر دارچین .درجریانید که زیاد حوصله کارکردن با ماکروفر ندارم(خونه پدری یه فرگاز بزرگ بود حال میداد اشپزی کردن باهاش کیک و پیتزا میپختم).دیگه نمیشد اینو تو ماهی تابه بپزم بعدش قالب گردم نداشتم یه ماهی ابه نچسب داشتم برا جهازم بود که موادش رفته دستش کنده شده داغونی شده برا خودش(همیشه دوست داشتم تو این مدل ماهی تابه ای نیمرو بخورم)القصه همون ماهی تابه شد قالب باقلوا.واینکه اگه دوستان خواستن دستورش رو میزارم
.....جا داره همینجا تشکر کنم از دوستانم خیلی خیلی ممنونم ازعزیزانی که همیشه به من لطف دارن... و من تعداد عزیزایی که فالو کردم کمه چون واقعا نمیرسم به همه سربزنم و شرمنده میشم اما تا اونجایی که برسم لایک میکنم کسایی که بهم لطف دارن رو.....
دستور باقلوا
مواد خمیر:آرد 2لیوان
زرده تخم مرغ:2عدد
شیرولرم:1،2 لیوان
روغن مایع:1،4لیوان
بکینگ پودر:نصف قاشق غذاخوری
نمک:یه پنس.(مقداری که بین دوتا انگشتمون میتونیم بگیریم)
مواد رومال
زرده تخم مرغ:1عدد
گلاب:یک قاشق غذاخوری
وانیل:یه کم
مواد میانی
گردو :پودر شده یک لیوان
پودرشکر یا قند:نصف لیوان
پودر دارچین 1قاشق غذاخوری
کنجد :نصف لیوان
کره اب شده:100گرم
شربت
شکر:1لیوان
اب:1لیوان
زعفران: مقداری
پودر دارچین 1قاشق غذاخوری
گلاب:نصف لیوان
اب لیمو یا سرکه:1قاشق غذاخوری
طرز تهیه:ابتدا تمام مواد شربت بجز گلاب را در ظرفی ریخته روی حرارت میگذاریم و بعد ازاینکه شکر حل شد گلاب را اضافه کرده و میگذاریم خنک شود.
حالا زرده های تخم مرغ.شیر .بکینگ پودر.نمک.روغن مایع را درظرفی ریخته هم میزنیم و ارد را الک کرد کرده کم کم به مواد اضافه کرده انقدر ارد میزنیم که خمیری داشته باشیم که درعین لطافت به دست نچسبد خمیر را به ظرف در داری انتقال داره و 2ساعت استراحت میدهیم.الان فر را از قبل روشن کرده تا گرم شود.کف قالب را باکره چرب میکنیم خمیر را به 5قسمت تقسیم کرده با وردنه به قطر 1سلنت باز میکنیم(برا باز کردن خمیر اگر نشاسته داشتیم به سطح کار جای ارد میپاشیم باعث میشه خمیر نرم نشه و ترد بمونه)خمیر اول را کاملا تو قالب فیکس میکنیم.روی خمیر کره میمالیم و خمیر دوم راهم به همین صورت بازکرده تو ی قالب میگزاریم(به صورت لایه لایه)حالا مواد میانی را تماما باهم مخلوط میکنیم و روی خمیر میریزم دقت کنید که خوب صاف کنید گردو و مواد رو الان با قااشق روی مواد پودری کره اب شده بریزین جوری که کاملا خیس بشه سطح مواد (کره مثل چسب عمل میکنه)(اگه کره نبود یا کم بود گلاب یا اب اسپری کنید مهم کاملا خیس شدن مواده)خب خمیر های باقی مانده روهم بازکرده و به صورت قبل لایه لایه قرارد بدید روهم در اخر کاملا لبه ها رو فیکس کرده کره مالی کرده برش میدیم خمیر رو و مواد رومال رو باهم مخلوط کرده و روی خمیر میریزیم و در فر به مذت نیم ساعت با دمای 180درجه میپزیم بعد از اون گریل میکنیم که حسابی برشته شه.بعد از خنک شدن شربت رو میریزیم رومواد 24ساعت دست نمیزنیم تا حسابی شربت به خورد شیرینی بره.
...
کیک شکلاتی
صفورا
۶۳

کیک شکلاتی

۳ هفته پیش

🍃🎈🍃🎈🍃🎈
پست ویژه سالگرد ازدواج

از وقتي با هميم روزها گذشته
چه تلخ و چه شيرين معبود را شاكرم
كه در تلخي ها كنارم بودی
و شادی ها را به كامم شيرين تر كردی؛
عزيز لحظه هاي بيقراريم #سالگرد ازدواجمون مبارک

اینم ازمیز نقلی قِنج و مِنج ما...به خاطر تعطیلی بازارها کادویی نداشتیم اون باشه بعدا....از صبح که بیدارشدم (من اصلا سحر نمیخورم)اول صبحانه سپهرو دادم بعد با امکاناتی که خونه داشتم یه کیک دوتخم مرغی پختم بعد تزئین رفت یخچال.بعدش افتادم به جون اشپزخونه کلش روپاک کردم یه کوه ظرف جمع شده بود بعدش قرمه بار گذاشتم براشب....بعدش نهارگلپسر دادم و کل خونه رو پاک کردم گفتم اخیششش دیگه فقط برنج دم کزدن دارم بخابم تا افطار دیدم همسر با 5کیلو شیر آمد.شیرم جوشوندمو ماستش کردم... بعدش مواد باقلوا امادم خمیرش رفت استراحت.. دیگه عملا دم افطار میت بودم همسر افطار اماده کرد...افطار خوردم باقلوا پختم....ببخشید دیگه بیشترازاین نای تزئین اینا نداشتم.....اینارو نوشتم که تو.پیجم باشه هروقت ببینم یادش بیفتم که روز سالگرد عقدم چقددددر فعال بودیم........ممنونم از تک تک عزیزای که تقدیمی داشتن برام و تبریک گفتم بی اندازه خوشحالم کردین.....
...
آش دوغ اردبیل
صفورا
۹۲

آش دوغ اردبیل

۴ هفته پیش
فکت های عجیب🍒

🍃🎈🍃🎈🍃
•سامسونگ ابتدا نودل میفروخته👩🏻‍🦱🌸
سامسونگ ابتدا تنها نودل تولید میکرده،اما بعد تصمیم گرفت به الکترونیک تغییر مسیر بده.

•برج ایفل قرمز بوده🧸💕
زمانی که برج ایفل افتتاح شد،رنگ قرمز قهوه ای بوده،برج ایفل ۱۸بار رنگ شده و حتی رنگ زرد هم تجربه کرده و درحال حاضر هم به رنگ برنزه هست.

•فضا بوی استیک کبابی داره🌱✨
برخی از فضانوردان ادعا میکنند که فضا بویی شبیه به استیک کباب شده داره.

•پاشنه بلند برای مردها بوده👧🏻💜
تو دهه ۱۶۰۰ پاشنه بلند کفش وارد دنیای فشن خانم ها شد تا از کفش پاشنه بلند پوشیدن مردها تقلید بشه که نمادی از مردونگی و جایگاه اجتماعی بالای اونها داشت.



...
دمنوش سرماخوردگی
صفورا
۱۹۹

🍃🎈🍃🎈🍃

یکی از قسم‌های ما کوردها اینه که میگیم:
«و گيس دالِگِم قسم»
يعنی به موهای مادرم قسم💓
خيلی قشنگه خیلی..!

اینو من قبلا استوری کرده بودم دیدم دوستان میگن قشنگه گفتم پست کنم و داشته باشم.هفته پیش همسرم سرما خورده بودمنم به دونه سیب درختی چهار قارچ.پونه کوهی.کنجد سیاه.عناب.نبات.برگ گل محمدی.لیمو خشک .داروی سرفه از عطاری کمی دارچین.ریختم تو این قوری روحی که یادگار زمان دانشجویی همسری هست....عالی بود
...
کیک گلاب و دارچین
صفورا
۲۱
گیاهان شعور دارند
🍃🎈🍃🎈🍃
آزمایشی نشان داد که گل قهر و آشتی (میموزا) می‌تواند افتادن خود را به یاد بیاورد.
این گیاه چند بار پشت سر هم از یک ارتفاع مشخص پایین افتاد و در پایان آزمایش دیگر در واکنش دفاعی به این اتفاق برگ‌هایش را جمع نمی‌کرد، زیرا تشخیص داده بود که سقوط از آن ارتفاع به او صدمه نمی‌زند.

همچنین درختچه‌ها می‌توانند خویشاوندان خود را تشخیص دهند، زیرا وقتی در نزدیکی خویشاوندانشان کاشته می‌شوند مواد شیمیایی بیشتری آزاد می‌کنند که به آن‌ها کمک می‌کند دشمنان خود را دور نگه دارند و بیشتر رشد کنند.

حتی مشاهده شده گیاهانی که کمبود آب را احساس می‌کنند می‌توانند این تجربه را از طریق سیگنال‌هایی که از طریق ریشه‌ها می‌فرستند با گیاهانی که در نزدیکی‌شان هستند، به اشتراک بگذارند.
این باعث می‌شود گیاهانی که در نزدیکی آن‌ها هستند شروه به ذخیره آب کنند و این رفتاریست که به نفع هر دو طرف تمام می‌شود.
Mail
پروفسور کاستیلو نتیجه‌گیری می‌کند: «سوال این این است که چطور گیاهان از ظرفیت‌های شناختی خود استفاده می‌کنند؟»

...
کتلت
صفورا
۹۵

کتلت

۱ ماه پیش
مادر یعنی مهر💓
🍃🍊🎈🍃🍊🎈🍃

بعد از این‌که به همه‌مون آب‌پرتقال می‌داد آب‌پرتقال اضافه‌ای که مونده بود توی آب‌پرتقال‌گیری رو می‌خورد و در جواب اعتراض ما که می‌گفتیم خودت چرا نمی‌خوری؟! می‌گفت من خوردم، شما بخورین! همیشه برام سوال بود که چرا انار دون می‌کنه ولی خودش نمی‌خوره؟! چرا به اندازه‌ای دون نمی‌کنه که خودشم بخوره؟! مگه می‌شه یه نفر ته‌دیگ دوست نداشته باشه؟! چرا به جای این‌که تو بشقاب بابا دوتا تیکه ته‌دیگ بذاره، یه دونه‌شو خودش برنمی‌داره و یه دونه‌شو نمی‌ده به بابا؟! چرا همیشه سالادشو نگه می‌داره وقتی سالاد همه‌مون تموم شد اگر هیچ‌کدوم سالاد بیش‌تر نخواستیم می‌خوره سالادشو؟! چرا هیچ‌وقت بستنی نمی‌خواد؟! چرا واسه خودش لباس نمی‌خره؟! چرا غذایی که ما دوست داریمو درست می‌کنه نه غذایی که خودش دوست داره رو؟! خودش چه غذایی دوست داره اصلاً؟! همیشه برام سوال بود که چرا بعد از بیست و هشت سال نمی‌دونم مامانم چه غذایی دوست داره؟! همیشه پیش خودم فکر می‌کردم که این مسخره‌بازیا چیه؟! ادای از خودگذشته‌ها رو درمی‌آره که چی شه؟!

و الان فهمیدم! الان که داشتم واسه محمد آب‌پرتقال می‌گرفتم فهمیدم! چون دست آدم خسته می‌شه! چاهارتا پرتقال آب گرفتم و حوصله نداشتم چاهارتای دیگه آب بگیرم واسه خودم!
آدم می‌تونه برای خودش حوصله نداشته باشه، برای خودش خسته باشه، برای خودش پول نداشته باشه، ولی برای آدمی که عاشق‌شه نه! برای بچه‌هاش نه! نمی‌تونه!
آدم اون‌قدر مهربونه که تمام خسته‌گی‌شو نگه می‌داره برای خودش، و تمام حوصله‌شو برای اونایی که عاشق‌شونه! بعد پیر می‌شه! زمان آدمو پیر نمی‌کنه، مهربونی پیر می‌کنه! آب‌پرتقال نخوردن پیر می‌کنه! خود آب‌پرتقال نخوردن شاید پیر نکنه، دلیلش ولی حتماً پیر می‌کند.
...
سفره هفت سین
صفورا
۷۹

سفره هفت سین

۲ ماه پیش

#قرار خواهرانه#📝

در سفره ی هفت سین امسال به جای سیب، عکس لبخندت را می گذارم. تنگ ماهی ها را از آب باران پر می کنم. دلم که مثل سیر و سرکه می جوشد را گوشه ی سفره می خوابانم و به درخت توی حیاط می نگرم که باهم کاشتیم و حالا بعد از سالها شکوفه زده.

چه کسی گفته با یک گل بهار نمی شود؟ من با همین چند شکوفه، بهاری را می بینم که در آن، تو با یک بغل سیب در گوشه ی لبانت از راه می رسی و می گویی:
"امسال کلی کار داریم. باید دیوار ها را رنگ کنیم، به کودکان سر چهار راه عیدی بدهیم و سیزده بدر، انگشتانمان را به هم گره بزنیم".
آنوقت خانه به خانه ی شهر را می گردیم و می گوییم که با یک گل هم بهار می شود، اگر گونه های گل افتاده ی عزیزانتان را با عشق ببوسید.

تو خواهی آمد و من قبل از آمدنت به این فکر میکنم که چه بگویم تا باور کنی که تنهایی سفره ی هفت سین چیدن حال خوبی ندارد. دعای سال تحویل را تنهایی خواندن حال خوبی ندارد. عید را تنها به خود تبریک گفتن حال خوشی ندارد. اما چاره ی باغبانی که دانه دانه امید و آرزوهایش را زیر خاک خوابانده چیست؟! و چاره ی عاشقی که چشمش به در مانده.

مادربزرگم همیشه میگفت: "بخند دم عیدی. سال خوب از بهارش پیداست " و من به دنبال بهاری که تمام سال هایم را برای همیشه خوب و سبز می کند به کسی چشم دوخته ام که لبهایش گوشه ی قاب عکس می گوید سیب.

👤 #صادق_اسماعیلی_الوند

سال نو مبارک عزیزای من...من دوساله سر سفره م ارد تخم مرغ گندم برنج و هفت سین قرانی میزارم خیلی بابرکته و اینکه حین سال تحویل غذا میزارم رو اجاق و زیرش،رو روشن میکنم.
...
مشاهده موارد بیشتر