مامان حسام ویوسف
مامان حسام ویوسف
حلوا مجلسی

حلوا مجلسی

۳۱ مرداد ۹۹
ایام شهادت سرور و سالار شهیدان اباعبدالله رو خدمت همه ی دوستای پاپیونی تسلیت میگم🖤🖤🖤🖤


و پنجشنبه ها آمد....
تا آلبوم خاطرات را باز کنیم
و فاتحه ای بخوانیم....
برای کسی که بود اما دیگر نیست😔🖤

حلوای روز پنجشنبه برای خیرات عمه جونم
...
زرشک پلو با مرغ مجلسی
زندگے ڪردن، نـایاب‌ترین چیز در این دنیاست .لذت ببر، نفس بڪش، عـاشق شو، شڪست بخور، پیروز بشو، ڪارهاے خـارق العاده انجام بده، وگـرنه زنده بودن را ڪه همه بلدند، زندگے ڪردن مهم است ...

روز بخیر خواهرای گلم
اینم یه شام مجلسی برای خونواده ی دوست داشتنیم❤❤
البته زرشک نداشتم کشمش دریت کردم براش که اونم یادم رفت تزیین کنم😁
...
فیله مرغ سوخاری

فیله مرغ سوخاری

۳۰ مرداد ۹۹
سلام دوستای مهربونم🌹🌹🌹🌹🌹
چقدر شماها خوبین😘😘😘
ممنونم از تک تکتون که جویای حالم بودین و بعضی هاتون دلداری دادین بعضی هاتون نسخه های سنتی بهم گفتین....
ممنونم از تک تکتون
دستتونو از راه دور میبوسم که با اون دست های زیباتون برام کامنت گذاشتین😘😘😘
دوستون دارم خیلی زیاد❤❤❤❤❤❤
...
سالاد ماکارونی ساده
حواستان باشد
هیچ بوسه ای، جای زخم زبان
را خوب نمی‌کند...

عسل، مرهم نیش زنبور
نیست...



اینم سالاد ماکارونی،سالاد پایه ی ثابت مهمونیهام و سالاد فصل
...
مرغ ترش مازندرانی

مرغ ترش مازندرانی

۲۷ مرداد ۹۹
اینم ناهارمون مرغ ترش که پیشنهاد خود مهمونام بودن
...
كرم ژله دوطبقه

كرم ژله دوطبقه

۲۷ مرداد ۹۹
به راستی
صلت کدام قصیده‌ای؟
ای غزل!
ستاره باران جواب کدام سلامی به آفتاب؟
از دریچه تاریک؟
کلام از نگاه تو شکل می بندد
خوشا نظربازیا که تا آغاز میکنی...

احمد شاملو


ژله ساده ۴ رنگ برای یه ناهار مهمونی ک۶ برای اولین بار ناهار مهمون داشتم
آفتاب ظهر هم زده بود تو آشپزخونه روی گلهای قشنگم
منم از فرصت استفاده کردم عکسام رو اونجا انداختم🌹🤩

همسرم آخر شب گفت به خاله ها گفتم فردا ناهار بیان بالا.قیافه ی من 🤪
منم تا ۴ صبح ژله و سالاد فصل و سالاد ماکارونی درست کردم ظرفارو آماده کردم،برنج رو برداشتم ولی نشستم،مرغ هارو از فریزر در آوردم گذاشتم تو یخچال که برای فرداش زیاد کار نداشته باشم😅

مهمونامم سه تا از خاله های همسر با دایی همسر و دوتا دختر های دایی کوچیکه ی همسر که دوسال پیش فوت شده بود،بودن به همراه خواهر های همسر و پدر مادر همسر که پای ثابت همه ی مهمونی هامن😉
...
#اطعام_غدیر

#اطعام_غدیر

۲۱ مرداد ۹۹
سلام دوستای گلم
من‌تاحالا تو قرار گروهی شرکت نکردم
اصلا نمیدونم چه جوریه و جریان چیه و ...چون من دیر به دیر میام پاپیون
به خاطر چشمام نباید زیاد گوشی بگیرم دستم

اینم کیک و آش روز عیدمون با تاخیر
از مسجد محلمون برای بچه هامون برگه آوردن گه فرزند خانواده نقاشی رو رنگ کنه،مادر خانواده هم کیک ساده درست کنه با هرچی که تو خونه هست تزئین کنه(البته دستور کیک رو همخودشون دادن که خوب بود دستورش،تو قابلمه رو گاز درست میشد که انجام دادم

آش رو هم با خواهر شوهری رفتیم بالا پشت بوم پختیم و فرش انداختیم عصرونه خوردیم بعد کبک و چای و شربت و شیرینی و بستنی و فالوده و شاااااام....😋😋😋
جاتون خالی جمعه و شنبه کلا عصرونه و شام و بالا پشت بوم رفتیم و بچه هامون یکم بازی کردن و خوش گذروندن
الهی همتون همیشه دلاتون شاد و لباتون خندون و سفره هاتون پربرکت باشه
...
شیرینی مشهدی(مربایی)
سلام به دوستای نازنینم که با دست های زیباشون کارام رو لایک میکنن
منم در مقابل لایک و فالوهاتون،فالوتون میکنم و عکس هاتونو لایک میکنم
دوستون دارم یه عالمه❤❤❤❤❤

این شیرینی مشهدی های پر طرفدارم رو برای در آوردن مشکیه بابا و مامان و عمه کوچیکم و عموم و پسر عمم و نامزدش درست کردم بردم خونه ی عمه ی خدا بیامرزم و لباس های مشکیشونو در آوردم و با یه چای تازه دم دست پخت تازه عروس خوردیم همه تعریف کردن و باورشون نمیشد درست کردمشون😊
من ۳تا عمو دارم و ۶ تا عمه که ۲ تا عمو و ۲تا عمم از زن دوم بابا بزرگه که کم و بیش باهاشون رابطه داریم(راشون دوره آخه)
عموم هم شمال نزدیک بابام ایناست
دوتا عمم و بچه هاشون و دختر همین عمم که فوت کردن همشون خارجن
فقط دوتا عمم تهران بودن
عمه کوچیکمم دوماه پیش همسرش فوت کرد،چون بچه هم نداشت خیلی داغون شد بعد فوت عمم که کلا از بین رفت😢
واسه همین هیچکس نبود که مشکیشونو دربیاره
عمم هم خواهرشوهر هم دختر دایی مامانم بود
البته مامانمم براشون لباس خریده بود ولی من جای بعقیه ی اونایی که نبودن رفتم و کلی هم خوشحال شدن
کاش میشد آدما هیچ وقت تو همچین موقعیت هایی قرار نگیرن😔

هنوز هم باور کردنش برام سخته😔



شیرینی هایی که رنگش زرده،توی عسلی که رومال زدم،کمی زعفرون زدم
...
حلوا(حلوای شکر پاره)
پنجمین پنجشنبه هم رفت😔
عمه جونم از تو فقط چندیادگاری دارم و بس😔
دلم برای سلام طاطا جونم گفتنت هات تنگ شده😔
دلم برای صدای زیبات تنگ شده😔
یادگاریت توی گردنم همیشه میمونه🖤


پنجشنبه است و بوی حلوا از اتاق خاطراتم بلند شده است...آرام فاتحه ای بخوان شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...!!
...
ذرت مکزیکی

ذرت مکزیکی

۷ مرداد ۹۹
ذرت مکزیکی خیلی خوشمزه برای آقا حسام🌽🌽🌽🌽
قرار بود روزی که جشن نام نویسیشه ببرمش بیرون ذرت بخرم براش ولی به خاطر این بیماری نبردمش و خودم درست کردم براش🌽
اون سیب زمینی هارو هم با رنده آلمانی،تیغه ی ریزش رشته ای کردم شستم ریختم تو آب یخ بعد آبکش کردم با دستمال خشکش کردم و تو روغن داغ سرخ کردم
...
مرغ زعفرانی

مرغ زعفرانی

۷ مرداد ۹۹
خواستم امتحانی پیاز بزارم واسه ته دیگ،ولی یکم پیازاش سوخت
ولی خیلی خوشمزه شده بود😋😋
...
کیک شیفون

کیک شیفون

۶ مرداد ۹۹
سلام مهربون های پاپیونی
حال تابستونیتون چطوره؟
ممنون از همتون که به کارام لطف دارین و دونه دونه کارام رو لایک میکنین و پیجم رو فالو میکنین😍😘🌸🌸🌸🌸🌸🌸💖

اینم کیک جشن نام نویسی حسام بود که تو ماه رمضون و روزهای کرونا افتاده بود
کلا خیلی پر ماجرا شده بود کیک جشنش

معلمون آخر شب بهم گفت که پس فردا جشن نام نویسیه حسامه
مدرسه که نمیرفتن ولی قرار بود من کیک درست کنم ببرم مدرسه عکس بگیرن،مثل بعقیه ی دوستاش که جشن نام نویسی گرفتن
صبح بیدار شدم اول یه کیک درست کردم گذاشتم خنک بشه رفتم که ناهار رو آماده کنم که بعد از ظهر راحت تزیین کنم
فوندانت هاشم هفته ی پیش آماده کرده بودم
رفتم از انباری برنج بیارم که نردبون آهنی افتاد روی پام دیگه نه تونستم ناهار بپزم نه کیک....
رفتیم بیمارستان و عکس و .... خداروشکر چیز خاصی نبود ولی آتل بستن تا یک هفته که دوباره برم عکس بگیرم
زنگ زدم به معلمشون گفتم مشکل پیش اومد برام نمیتونم فردا بیام
اومدیم خونه یکم خامه دادم خواهر شوهری فرم داد با ماسوره زد روی کیک و افطاری خوردیم کیک رو😋😉
بعد پنجشنبه رفتم دکتر و آتلم رو باز کرد عکس گرفت و گفت خوبه دیگه
همون شبش کیکش رو درست کردم دوتا کیک درست کردم
چون دوران کرونا بود مدرسه که تعطیل بود،نه دوستاش بودن نه کسی بود کیک بخوره
من یکی برای خودمون درست کردم یکی هم برای دختر معلمشون که برای کلاس و موقعی که معلمشون تو خونه درس میداد زحمت کشیده بود درست کردم
روز جمعه تزیین کردم و به معلمشون پیام دادم که فردا با حسام میام
برای دوستاشم نفری یدونه دستمال حوله ای با شکلات خریده بودم چون درس ح بود
اون موقعی که مدرسه بود ،هرکی جشن اسمش بود برای بعقیه هم کلاسی ها یه جایزه با همون حرفی که یاد گرفته بود و یه خوراکی میگرفتن
منم اینارو تهیه کردم برای دوستاش که معلمشون دونه دونه بسته بندی کرد و هرکی میومد که کاربرگاش رو بگیره جایزه هاشونم میداد
وای چقدر حرف زدم😅
اون فوندانت ها هم اول تاریخش ۱۴ خرداد بود بعد که واسم مشکل پیش اومد اون نوشته هاش رو عوض کردم.کلا تغییر دادمش😁
...
کیک یخچالی شکلاتی
کیک یخچالیه من با دستور فاطمه جونم(مامان پریا و رضا) که مدتیه غایبن😔ایشالله زودی برگردن

بابام چون قند داره مامانم اصلا چیز های شیرین نمیده بهش
منکه میرم شمال یواشکی بهم میگه برای شب کیک درست کن به مامانت نگو من گفتم😉
میگه برای فردا شب دسر درست کن عموت اینا دارن میان خونمون😉
همه چیز و بهونه میگیره که شیرینی جات بخوره
عشقه منه منم میگم چشششششم❤🤗
حتی اون دونات هایی که درست کردم ببریم خونه ی خالم هم به من گفت دونات درست کن عمو نوید(شوهر خالم)دوست داره ببریم براش😉😁😁
...
جوجه کباب زعفرانی
اینم جوجه زعفرونیه کباب بابا نادری😋

بابام کباب هاش و املتاش معروفه😉

مثلا دختر خالم اینا که میخوان شام بیان خونه مامانم اینا،زنگ‌میزنن به بابام میگن عمو نادر یه املت عمو نادری درست کن شام بیایم خونتون😁

کباب بابا نادری هم یوسف اسم گذاشته
ما تو تهران کباب درست نمیکنیم هروقت بابام بیاد کباب رو بابام درست میکنه،هم کوبیده گوشت هم کوبیده مرغ هم جوجه کباب
یوسفم با بابام میره بالا پشت بوم باهم کباب میپزن
وقتی بابام نیست هوس کباب میکنه میگه به بابا نادر بگو بیاد بریم بالا کباب بابا نادری بپزیم بخوریم😉😁
...
دونات با خمیر هزار کاره
سلام به همگیه دوستان

اینم دونات و پیراشکی های من هر دو سری با خمیر هزار کاره خانوم نائبی هستش
اونیکه تو دیس هست و گل و بلبل کارشه😉شمال خونه ی بابام اینا درست کروم که پف عالی داشت فقط مزش جالب نشد
با اینکه وسطشم خمیر نشده بود و پوک بود ولی مزه ی خمیر میداد
بعد یکی از دوستای تلگرامیم گفت باید بیشتر سرخش کنی
بعداینار خونه ی خودم درست کردم با حوصله سرخ سرخشون کردم
هم طعم بینظیر بود دقیقا مثل پیراشکیهایی که تو بازار میفروشن😋😋😋
هم بافتش پوک تر شد و اصلا مزه یخمیر نمیداد
دقیقا همونیکه میخواستم شد

شمال که بودم خونه ی خاله کوچیکم دعوت بودیم منم از بعد از ناهار شروع کردم به درستیدن دونات که تا رفتن به خونشون آماده کنم ببریم
بردیم و همه هم خوردن

اینم سری دوم دونات هارو درست کردم دسه هفته پیش روز جمعه با خواهرشوهری رفتیم بیرون اونجا کنار سد القدیر ساوه با چای آتیشی خوردیم😋
جاتون خالی نباشه دوستان انقدر هوا داغ بود که کل بدنم آفتاب سوخته شده بودد


خانوم نائبی جان دستتون درد نکنه
واقعا دستور عالی و بی نقصی بود👍🏻👍🏻
...
مشاهده موارد بیشتر