مامان دوفرشته
مامان دوفرشته

دستور پختی یافت نشد

کیک پرتقالی(پست آخر)
مامان دوفرشته
۲۵۵
پیشاپیش عیدتون مبارک دوستای گلم❤
این باد سرکش نزدیک بهار را چقدر زیاد دوست دارم!
انگار آمده هرچی غصه و اندوه سر راهش هست بشوید و بر دارد ببرد، انقدر که عمیق و قشنگ هوهو می‌کند و صاف می‌نشیند وسط جان آدم. دلم می‌خواهد بزنم بیرون تا بادبهار، محکم بغلم کند و تکانم بدهد و بیدار شوم، چشم که باز کردم وسط یک مزرعه‌ی آفتاب‌گردان باشم، که آفتاب بکوبد توی صورتم و از کنار دستم صدای بُلوپ بلوپِ آب‌های خروشان چشمه به گوش برسد، باد، چمن‌های بلند اطراف و سنبل‌های بنفش و شکوفه‌های سیب را برقصاند و آن‌طرف‌تر بچه‌های کوچکی عمیقا شیطنت کنند. دلم می‌خواهد سوار بادهای بهار شوم و با آن‌ها بروم تا سرزمین‌های دور. دلم می‌خواهد پنجره را باز کنم و باد را دعوت کنم به خانه‌ام، با او چای بنوشم و از او بپرسم؛ بعد از این بهار، همه چیز درست می‌شود یعنی؟

قرار است باز هم بهار شود و ما در خانه بمانیم. قرار است درخت‌ها، شکوفه‌های کوچکشان را بدون حضور و دخالت ما بزرگ کنند و به بار بنشانند، که باد بوزد، باران ببارد و ما فقط از دور نگاه کنیم. از پشت پنجره‌های غمگینی که بغض‌های چندین ساله‌ی ما را میان حفاظ‌های آهنینشان نگه داشتند‌. قرار است زمین، بدون حضور و قدم‌های ما سبزتر باشد.

پنجره را باز می‌کنم و باد سرخوش بهار می‌کوبد توی صورتم و عطر مطبوع روزهای آخر اسفند، محاصره‌ام می‌کند. چاره‌ای ندارم به‌جز اینکه نفس عمیقی از سرِ لذت بکشم و لبخند بزنم. که به یاد روزهای ناب کودکی می‌اندازد آدم را این حال و هوای خوب...
نفس عمیقی می‌کشم و به خودم قول می‌دهم این بهار را هم در خانه بمانم و برای گل‌های شمعدانیِ اتاقم از روزها و اتفاقات خوب‌تری، آواز بخوانم.
به خودم قول می‌دهم بهار را به خانه‌ام ببرم اگرچه سخت است و غمگین، که دلم گرفته از دیوارها، ولی ترجیح می‌دهم زیر سقف کوچک و بی‌ آسمانم به آفتاب و به بهار فکر کنم تا اینکه بیرون از این خانه مبتلا به پاییز شوم و خزان را با خودم به آغوش عزیزانم بکشانم.
لطفا در خانه بمانیم. بهارِ ما هنوز نرسیده! برای ما که هم قافله‌ی پاییزیم، بهار همیشه دیرتر می‌رسد.

#نرگس_صرافیان_طوفان
درپناه حق❤❤❤❤❤
...
کوکی ترک
مامان دوفرشته
۱۶۱

کوکی ترک

۱ ماه پیش
#قرارگروهی
درپناه حق❤
...
کوکی میکری

کوکی میکری

۱ ماه پیش
دلم حیاط خانه مادربزرگ را میخواهد...
یک بعدازظهر تابستان باشد...
باغچه را آب دهیم،
فرشی بیاندازیم روی ایوان
بوی خاک و آب و گل و برگ انگور!
ماهی‌ها را نظاره کنیم در حوض میان حیاط که دنبال هم میدوند
و فریاد شادیشان در کل حیاط میپیچد!
صدای خنده همسایه‌ها را بشنویم
و دلگرم باشیم که این حوالی مردم هنوز هم قهقهه میزنند...
مادر بزرگ بیاید و طالبی‌های خنک را یک به یک قاچ کند...
و ما بدون تمام ژست‌های روشنفکرانه با دست یکی یکی برداریم
و از عطر خوشش لذت ببریم...
دلم آن روزهایی را می‌خواهد که وقتی کنار هم مینشستیم
هیچ کداممان در بند گوشی‌های همراهمان نبودیم...
صحبت از تکنولوژی‌های به روز و عکس‌های فیس بوکی دوستان نبود!
آن روزهایی که تلفن‌هایمان بیشتر زنگ میخورد و بدون آنکه شماره‌ای بیفتد
از صدای دوستانمان به وجد می‌آمدیم
و هیچ وقت از ذهنمان خطور نمیکرد....حوصله‌اش را ندارم...
آن روزهایی که آیفون تصویری نبود
برای باز کردن در باید از حیاط میگذشتی چه ذل تابستان چه در یخبندان زمستان...!
درپناه حق❤
...
نان پیده ترکیه

نان پیده ترکیه

۱ ماه پیش
امروز غصه می‌خوری و رنج می‌کشی اما فردا خدا از دلت در می‌آورد، شک نکن...
خدا مهربان‌تر از این حرف‌هاست، خدا اجازه نمی‌دهد هیچ بشری بدون هیچ علت و حکمتی رنج بکشد یا خوشحال باشد، آدم‌ها طبق رفتارها و نیات و درونیاتی که دارند از اندوه و خوشبختی جهان، سهم می‌گیرند. من و تو برای اینکه تشخیص بدهیم کدام بنده‌ها لایق و کدام نالایقند و در کار خدا و کائنات "چرا" بیاوریم، بیش از اندازه نابلدیم. از کجا بدانیم این بنده‌ای که ما می‌بینیم، چه‌ها کشیده یا قرار است چه‌ها بکشد، که چه‌ها کرده یا قرار است چه‌ها بکند. ما از کجا بدانیم درون آدم‌ها و پشت پرده‌ی آنچه می‌بینیم و آنچه به نظر می‌رسد چه خبر است؟ ما هیچ نمی‌دانیم به جز اینکه خدا عادل‌تر و بصیرتر و تواناتر از آن است که ما بخواهیم در کارش دخالت کنیم. و ایمان داریم که این حجم از مصیبت و اندوهی که به ما تحمیل شده را بی‌جواب رها نخواهد کرد. ایمان داریم که قرار است کفه‌ی شادی‌هامان هم‌تراز غم‌هامان شود به زودی. ما ایمان داریم به عدالت و مهربانی‌ات ای مهربان‌‌ترین مهربانان.

‌«یَا رَبِّ إِنَّ لَنَا فِیکَ أَمَلاً طَوِیلاً کَثِیراً.»‌‌‌
آری؛ ما روی تو خیلی حساب کرده‌ایم پروردگارا! ما را شرمنده‌ی خودمان و خوش‌باوری‌های خودمان نکن...❤️

#نرگس_صرافیان_طوفان‌
درپناه حق❤
...
شیرینی یونانی(ورق بزنید)
سلام دوست جونا این شیرینی خوشمزه با رسپی مائده افشارعزیزمه که تقدیم میکنم به خودش😍ممنونم عزیزدلم خیلی عالی بود❤من داخلش ازدوقاشق آب لبو استفاده کرده برای خوشرنگ شدن😁
اسفند، اردیبهشتی‌ترین حالتِ زمستان است...
از همان ماه های خوبِ خدا که جان می‌دهند برای دل را به خیابان زدن‌های بی‌هوا و قدم زدن‌های طولانی ...
انگار تمامِ آدم‌ها، تن‌پوشی از مهربانی به تن کرده اند و لب‌های تمام عابران شهر، در صمیمانه ترین حالتِ لبخند است .
اسفند، به گرگ و میشِ صبح می‌مانَد،
به خورشیدی در آستانه‌ی طلوع،
و به رنگ‌های بنفش و سرد و بی روحی، در آستانه‌ی سبز شدن ...
اسفند یعنی زمستان رفتنی‌ست ،
یعنی بهار، در راه است ...

#نرگس_صرافیان_طوفان
درپناه حق❤
...
کیک شیفون

کیک شیفون

۲ ماه پیش
با رسپی دوست خوبم تارا جون💓
مادربزرگ می‌گفت چای را باید توی قوری چینی دم گذاشت،
قوری‌ چینی عطر بهارنارنج را یک‌طور دیگری در می‌آورد.
عطر زعفران را، بوی گل‌ محمدی، هل را، دارچین را.
راست می‌گفت چای دم کردم یک هل کوچک انداختم توی قوری حالا یک بوی خوبی پیچیده توی همه خانه،
توی تمام وجودم...
#نرگس_صرافیان_طوفان
درپناه حق❤
...
خوراک مرغ و قارچ

خوراک مرغ و قارچ

۲۳ بهمن ۹۹
#چالش -درحال-آشپزی
سلام دوست جونا چالش آشپزی مامی مهستی و مهیاس گلی 😍
...
دمپخت گوجه

دمپخت گوجه

۲۰ بهمن ۹۹
#قرار گروهی سلام دوستای گلم در تصویر دو دمپخت در دوچیدمان سنتی و مدرن مشاهده میکنید😂😋
درپناه حق❤
...
حلوای شیر

حلوای شیر

۱۸ بهمن ۹۹
جمعه ها با روز های دیگر فرقی ...
نه اینکه نمی کند..
فقط انگار اویی که نیست
کمی بیشتر نیست..
دلتنگی مان کمی بیشتر است..
وگرنه جمعه و شنبه ندارد..
#هیراد_شین
حلوای خوشمزه با رسپی مامی کیارش وکیاراعزیزم که استوری کرده بودن ممنونم دوست مهررربونم❤
درپناه حق❤
...
کیک زبرا
مامان دوفرشته
۱۰۴

کیک زبرا

۷ بهمن ۹۹
#قرارگروهی
دلم یک خانه ی قدیمی می خواهد ...
یک حال و هوایِ سنتی و اصیل ...
خانه ای با دری فیروزه ای ، حیاطی چند ضلعی و دیوارهایِ کاهگلی ،
با حوضی پر از ماهی هایِ قرمز و گل هایِ شمع دانی ،
پنجره هایِ چوبی و شیشه هایِ رنگ رنگی ...
خانه ای که کلون و هشتی و پنج دری و مطبخ داشته باشد ...
که وقتی دلم گرفت ، به تالارِ آینه اش بروم ،
میانِ آینه کاری های زیبایش بنشینم ... و حالِ دلم خوب شود ...
عصر هایِ تابستان ، تمامِ دلخوشی ام ؛
یک کاسه آبدوغ خیارِ خنک و نانِ خشک باشد ،
و شب هایِ زمستان ، تمامِ دلگرمی ام ؛
یک کرسی آتشیِ جانانه با یک سینی پر از آجیل و خشکبار !
صبح ها با شیطنت و صدایِ گنجشک ها بیدار شوم ،
به حیاطش بروم ،
و از عطرِ خاطره انگیزِ کاهگلش ،
جان بگیرم ...
من از حصارِ آهن و فولاد خسته ام ...
دلم خانه ای می خواهد ؛
که هر غروب ؛
رویِ تختِ قدیمیِ تویِ حیاط ،
روبروی حوض ، کنارِ باغچه ، بنشینم ،
چای بنوشم ،
و شعرهایِ زیبایِ فروغ را با شوقی بی وصف ؛
به روح و جانم ؛
تزریق کنم ...

#نرگس_صرافیان_طوفان
درپناه حق❤
...
کیک خیس شکلاتی

کیک خیس شکلاتی

۱ بهمن ۹۹
یارب نظر به حالِ غریبان نمی کنی ؟!
کاری برای مردم ایران نمی کنی ؟!
این دردِ بی پدر ، نفس از سینه ها گرفت ،
فکری به حالِ "بیشه ی شیران" نمی کنی ؟!
#نرگس_ صرافیان_طوفان
درپناه حق❤
...
دمنوش سیب وگل محمدی
#قرارگروهی
لطفا ورق بزنید
من خدای جنگ‌های تک‌نفره‌ام.
یک‌تنه توی ذهنم با هزاران نفر می‌جنگم و زخمی‌شان می‌کنم و در واقعیت، به صورتشان لبخند ملیحی می‌زنم و رد می‌شوم. مثلا بارها توی ذهنم دعوا می‌کنم و تا مرز کُشت می‌زنمتان، شما اما فقط سکوت مرا می‌بینید و متانت و آرامشم را تحسین می‌کنید! نمی‌دانید چقدر از رفتار یا حرفتان رنجیده‌ام و چقدر بیزار بوده‌ام از اتفاق یا اتفاقاتی که افتاده! نمی‌دانید همان لحظه چه رنج یا نفرتی در من هست و چقدر خودم را نگه داشته‌ام تا انزجار و اندوه از کنج لبخندها و وقارم چکه نکند!

فکر می‌کنم بیشتر ما آدم‌ها همین باشیم؛ خدای جنگ‌های تک نفره‌ی مجازی، و پیروزِ میدان‌های بدون حریف!
که در ذهنمان می‌جنگیم و زخمی می‌کنیم و شکست می‌دهیم و در واقعیت یک کاملا راضیِ ساکت و آرامیم، با لبخند کِش‌دار عمیقی بر لب...

#نرگس_صرافیان_طوفان
درپناه حق❤
...
آش بلغور.چالش عکس قدیمی
#چالش _عکس_ قدیمی
سلام دوستای گلم این عکس برای چالش مامان مهستی و مهیاس جان گذاشتم هرچند زیاد نوستالژی نیست....
تازگی ها ...
هرگاه از دیگران می رنجم ،
یا حتی نگرانم،
که چه قضاوت هایی پشتِ پرده ی تظاهرشان ، برایم می کنند ؛
چشمانم را می بندم ...
و این قسمت از جمله ی معروف " دیل کارنگی " را در ذهنم مرور می کنم ؛
" دیگران به اندازه ی سردردشان حتی ؛
به مردنِ من و تو اهمیت نمی دهند ... "
و همین برایِ بیخیال شدنم کافیست ...
و من نگرانِ قضاوت هایِ مردمی
که به اندازه ی سردردشان هم برایشان مهم نیستم ،
نخواهم بود ...
رازِ آرامش همین است !

#نرگس_صرافیان_طوفان
...
اکبرجوجه

اکبرجوجه

۱۴ دی ۹۹
پنج‌شنبه‌ها روزهای خوشبخت هفته‌اند، که بختشان بلند است و حالشان خوب و لب‌هاشان خندان، جوری که آدم دوست دارد شاد باشد و برود کنجی، موزیک گوش کند و با خودش خلوت کند. پنج‌شنبه‌ها شبیه به آخرین خط از چند صفحه تکلیف سخت هستند که دلت می‌خواهد ببوسی‌شان و محکم بغلشان کنی‌، که دلت می‌خواهد دفتر تکلیفت را ببندی و لم بدهی و به هیچ چیز دیگری فکر نکنی.
پنج شنبه‌ها شبیه به نقطه‌اند، نقطه‌هایی که در پایان پاراگراف‌های طولانی به کار می‌گیری، شبیه به کلمه‌اند، کلمه هایی که توی جای خالی می‌گذاری و جمله را کامل می‌کنی.
پنج‌شنبه‌ها ته‌تغاری‌های لوس هفته‌اند و حسابشان از بقیه‌ی روزها جداست...

#نرگس_صرافیان_طوفان
درپناه حق❤
...
آش رشته فرنگی
#قرارگروهی
دسپخت آبجی گلم😍
درپناه حق❤
...
مشاهده موارد بیشتر