وحیده
وحیده
پودینگ توت فرنگی

پودینگ توت فرنگی

۱.۳k
۱۳
۴۰'
شکلات اسنیکرز خانگی

شکلات اسنیکرز خانگی

۳.۳k
۶۴
۲۰'
کیک اسفنجی پایه

کیک اسفنجی پایه

۵.۷k
۴۰۱
۵۵'
کیک شکلاتی اسپرسو

کیک شکلاتی اسپرسو

۱.۵k
۶۵
۵۵'
بیسکوییت شکری

بیسکوییت شکری

۱.۳k
۵۳
۲۵'
کیک تولد شکلاتی
وحیده
وحیده
۲۴۲

کیک تولد شکلاتی

۵ روز پیش
تولدم مبارک!!!
یکسال دیگر گذشت.
روزها یکی پس از دیگری، مرا ترک کردند و راهی دیار خاطره شدند.
اتفاقات خوب، بد… دوستی ها، دشمنی ها… خنده ها، گریه ها… همه و همه سری زدند به من در این سال!
دشنه ی بی وفایی و خصومت، بارها پیکر احساسم را مجروح کرد… .
.
اما به هر حال این سال هم گذشت… شاید زیباتر از همیشه!
حالا که به عقب برمیگردم… حالا که در دقایق پایانی این سال هستم و به روزهای سپری شده می اندیشم… احساس می کنم که همه چیز خوب بوده… حسرت چیزی را نمی خورم… از چیزی ناراحت نیستم… دوست ندارم به عقب برگردم که اشتباهی را جبران کنم… خوشحالم!
آنها که چشمانم را بارانی کردند، بخشیدم… دیگر دلم ابری نیست!
از خزان بی وفایی ها گذشتم… تا همیشه بهاری بمانم!
دستهایی را که قصد آزردنم را داشتند، به گرمی فشردم تا از خزان کینه رها شوم!
به آنها که دوستشان داشتم، گوهر مهرم را نثار کردم تا همیشه غنی بمانم از عشق!
من هر روز کوشیدم، طرحی از لبخندم را به قاب نگاه دیگران هدیه کنم تا سهم کوچکی داشته باشم در شاد بودنشان!
من تمام تلاشم را کردم! نمی دانم چقدر موفق بودم… اما حداقل خوشحالم که برای خوب بودن کوشیدم!
این دفتر را هم می بندم و به صندوقچه ی خاطره ها می سپارم.
دفتر جدیدی پیش رویم آرام آرام باز می شود…
می خواهم دفتر جدیدم را پر کنم از شکوفه های عشق و ترانه های مهر…
چه کسی می داند چند دفتر دیگر در انتظار اوست؟!


دوستای گلم سلام، کیک تولدی که میبینید آماده ای هست که دوست مهربونم سورپرایزم کردند خداروشکر میکنم بابت تمام نعمتهاش، دوستای خوبی که سر راهم قرار داد، خانواده عزیزم و همه کسانیکه تو این یک سال در حال خوب من نقش داشتند، سپاس هستی را که هستی🙇🏻🙇🏻🙇🏻
...
دسر زعفرانی

دسر زعفرانی

۱ هفته پیش
❣یک دقیقه مطالعه

هیچوقت از "خود"ِ گذشته ات بدت نیاید...
خودِ قبلیِ ات؛ هم حق دارد...
که بد بوده باشد
یا سکوت کرده باشد
کودن و تنبل بوده باشد
حتی اگر یک خون مردگیِ وسیع روی پوسته قدیمی ات درست کرده باشد!

تو باید او را ببخشی
چون اگر نبود، خودِ فعلیِ تو نمیتوانست هرگز زندگی کند.

از خودِ گذشته ات تشکر کن که باعث اصلاح تو شده...
به نظر من تُوی گذشته، از توی فعلی حق آب و گِل بیشتری به گردنت دارد.
همه ی زحمت ها را او کشیده و تو را بزرگ کرده.
بین گذشته و حالَت فرق نگذار.
اورا هم به پارک و خرید ببر. برایش بستنی قیفی بخر...
گذشته ات را هم در آینه ببوس و بگو چقدر دوستش داری

👤 دکتر شاهین سروری

سلام دوستای گلم مرسی ازتون که جویای حالم بودین، چون وقت کافی ندارم نمیتونم بیام پاپیون پست بزارم و کارای خوشکلتونو لایک کنم مرسی از تک تکتون دوستتون دارم😘😘😘😘
کامنت بزارید تا کاراتونو ببینم عزیزانم😉
...
کیک شکلاتی پرتغالی
سلام دوستای گلم خوبین خوشین امیدوارم تنتون سالم و حال دلتون خوب خوب باشه ، از همه عزیزانی که همیشه جویای حالمن و سراغمو میگیرن بی نهایت سپاسگذارم و خداروشکر میکنم دوستان گلی چون شما دارم😘😘
راستش بدلیل فعالیت در اینستاگرامم و یک سری کارهای دیگه ، مثل سابق فرصت نیست اینجا پست بزارم ولی عشق شما عزیزانم هست که منو به اینجا میکشونه😘❤
مرسی از تک تکتون دوستتون دارم 😘😘😘
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

❣ یک دقیقه مطالعه

ذره‌ذره محبت را باختم و شکست را بردم!
وقتی که در برنامه ریزی سال نو(کریسمس) همسرم را به زور با کسانی که دوست نداشت به سفر بردم؛
فکر کردم که بردم،اما باختم.
وقتی که پول پس انداز مشترک را برای خرید بی ام و آخرین مدل خرج کردم؛
فکر کردم که بردم، اما باختم.
وقتی که در جمع خانوادگی جواب دندان شکنی به برادر و مادرش دادم و سر جا نشاندمشان؛
فکر کردم که بردم، اما باختم.
وقتی برای خریدهای ریز و درشت زنانه برچسب حماقت به همسرم زدم و وانمود کردم که گریه اش را ندیدم و پولش را بودجه بندی کردم؛
فکر کردم که بردم، اما باختم.
وقتی در گردش یک روزه جلوی دوستان, عیب های همسرم را گفتم و همه خندیدیم و کمی سر به سرش گذاشتم و کارهایش را مسخره کردم؛
فکر کردم که بردم، اما باختم.
وقتی دلش میشکست و ناراحت میشد و میخواستم زیادی لوس نشود و محل اش نمیگذاشتم؛
فکر کردم که بردم، اما باختم.
وقتی سعی میکردم جلو دیگران وانمود کنم که من عاقلترم و اشتباهات تقصیر اوست و تنهایش میگذاشتم؛
فکر کردم که بردم، اما باختم.
وقتی سعی نمیکردم که مانند او شوم،
فکر میکردم که بردم، اما در اصل باختم.
زندگی و محبت را ذره ذره باختم و شکست را طی سالها زندگیی مشترک بردم...

“همدلی یعنی مبارزه با خودخواهی به خاطر دیگری..”

📚 بهترين متن نیویورک‌تايمز در سال ٢٠١٤

#کیک #کیک-وحیده #کپشن-وحیده #کپشن
...
پاناکوتا

پاناکوتا

۲۰ شهریور ۹۸
تصور کنید درحالیکه فنجانی قهوه در دست دارید، فردی از راه میرسد و به شما برخورد کرده و باعث میگردد که قهوه از فنجان بیرون پاشیده شود.
چرا از فنجانتان، قهوه بیرون ریخت؟!
زیرا فنجان حاوی قهوه بود. اگر درون فنجانتان چای وجود داشت، طبیعتا چای به بیرون میپاشید. هرچیزی که درون فنجان باشد، همان نیز بیرون میریزد.
بنابراین وقتی که زندگی به شما تنه میزند و باعث میشود تکان بخورید، آنچه که درون شماست، بیرون میریزد.
از خودتان بپرسید؛ "درون فنجان من چیست؟"
وقتی که زندگی خشن میشود و به شما تنه میزند، چه چیزی از شما بیرون افکنده میشود؟
شادی، سرخوشی، شکرگزاری، آرامش، فروتنی؟
یا خشم، تندی، ناسزا، واکنش‌های خشن؟
کدامیک از درون شما به بیرون میریزد؟
انتخاب با شماست...!
از امروز بیایید فنجان هایمان را با شکرگزاری، بخشش، خوشی، کلام مثبت، مهربانی، ملایمت و عشق به دیگران پر کنیم.
#وحیده
#کپشن
#کپشن-وحیده
#پاناکوتا
#دسر
...
کیک شیفون موکا

کیک شیفون موکا

۱۶ شهریور ۹۸
❣خاطره‌ای از دکتر زرین کوب:

روز عاشورا بود و در مراسمی به همین مناسبت به عنوان سخنران دعوت داشتم ، مراسمی خاص با حضور تعداد زیادی تحصیل کرده و و به اصطلاح روشنفکر و البته تعدادی از مردم عادی، نگاهی به بنر تبلیغاتی که اسم و تصویر را روی آن زده بودند انداختم و وارد مسجد شده و در گوشه ای نشستم ، دنبال موضوعی برای شروع سخنرانی خودم می گشتم، موضوعی که بتواند مردم عزادار را در این روز خاص جذب کند ، برای همین نمیخواستم فعلا کسی متوجه حضورم بشود ، هر چه بیشتر فکر می کردم کمتر به نتیجه می رسیدم ، ذهنم واقعا مغشوش شده بود که پیرمردی که بغل دستم نشسته بود با پرسشی رشته ی افکار را پاره کرد :
ببخشید شما استاد زرین کوب هستید؟
گفتم: استاد که چه عرض کنم ولی زرین کوب هستم.
خیلی خوشحال شد مثل کسی که به آرزوی خود رسیده باشد و شروع کرد به شرح اینکه چقدر دوست داشته بنده را از نزدیک ببیند .
همین طور که صحبت می کرد ، دقیق نگاهش می کردم ، این بنده خدا چرا باید آرزوی دیدن من را داشته باشد ؟ چه وجه اشتراکی بین من و او وجود دارد ؟ پیرمردی روستایی با چهره ای چین خورده و آفتاب سوخته ، متین و سنگین و باوقار .
می گفت مکتب رفته و عم جزء خوانده ، و در اوقات بیکاری یا قرآن می خواند یا غزل حافظ و شروع به خواندن چند بیت جسته و گریخته از غزلیات خواجه ، و چه زیبا غزل حافظ را می خواند .
پرسیدم : حالا چرا مشتاق دیدن بنده بودید ؟
گفت : سؤالی داشتم
گفتم : بفرما
پرسید : شما به فال حافظ اعتقاد دارید؟
گفتم : خب بله ، صددرصد
گفت : ولی من اعتقاد ندارم
پرسیدم : من چه کاری میتونم انجام بدم ؟ از من چه خدمتی بر میاد؟( عاشق مرامش شده بودم و از گفتگو با او لذت می بردم )

گفت : خیلی دوست دارم معتقد شوم ، یک زحمتی برای من می کشید ؟
گفتم : اگر از دستم بر بیاد ، حتما ، چرا که نه؟
گفت : یک فال برام بگیرید
گفتم ولی من دیوان حافظ پیشم ندارم
بلافاصله دیوانی جیبی از جیبش درآورد و به طرفم گرفت و گفت : بفرما
مات و مبهوت نگاهش کردم و گفتم ، نیت کنید
فاتحه ای زیر لب خواند و گفت : برای خودم نمی خوام ، می خوام ببینم حافظ در مورد امروز ( روز عاشورا ) چی می گه؟
برای لحظه ای کپ کردم و مردد در گرفتن فال .
حافظ ، عاشورا ، اگه جواب نداد چی ؟ عشق و علاقه ی این مرد به حافظ چی میشه ؟
با وجود اینکه بارها و بارها غزلیات خواجه را کلمه به کلمه خوانده و در معنا و مفهوم آنها اندیشیده بودم ، غزلی به ذهنم نرسید که به طور ویژه به این موضوع پرداخته باشد .

متوجه تردیدم شد ، گفت : چی شد استاد؟
گفتم : هیچی ، الان ، در خدمتتان هستم .
چشمانم را بستم و فاتحه ای قرائت کردم و به شاخه نباتش قسمش دادم و صفحه ای را باز کردم :

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی خوش بشنو این حکایت

بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی
جانا روا نباشد خونریز را حمایت

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت

ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت

این راه را نهایت صورت کجا توان بست
کش صد هزار منزل بیش است در بدایت

هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت

عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت


خدای من این غزل اگر موضوعش امام حسین و وقایع روز و شب یازدهم نباشد ، پس چه می تواند باشد ، سالها خود را حافظ پژوه می دانستم و هیچ وقت حتی یک بار هم به این غزل ، از این زاویه نگاه نکرده بودم ، این غزل ، ویژه برای همین مناسبت سروده شده
بیت اولش را خواندم از بیت دوم این مرد شروع به زمزمه کردن با من کرد و از حفظ با من همخوانی می کرد و گریه می کرد طوری که چهار ستون بدنش می لرزید ، انگار داشتم روضه می خواندم و او هم پای روضه ی من بود .
متوجه شدم عده ای دارند ما را تماشا می کنند که مجری برنامه به عنوان سخنران من را فراخواند و عذرخواهی که متوجه حضورم نشده ، حالا دیگه می دونستم سخنرانی خود را چگونه شروع کنم .
بلند شدم ، دستم را گرفت میخواست ببوسد که مانع شدم ، خم شدم ، دستش را به نشانه ی ادب بوسیدم .
گفت معتقد شدم استاد ، معتقد بووودم استاد ، ایمان پیدا کردم استاد ، گریه امانش نمی داد

آن‌روز من روضه خوان امام شهید شدم و.کسانی پای روضه ی من گریه کردند که پای هیچ روضه ای به قول خودشان گریه نکرده بودند.

👤 دکتر عبدالحسین زرین کوب

#کیک #کیک-وحیده #وحیده
#کپشن-وحیده #کپشن
...
خرما نخودچی

خرما نخودچی

۱۰ شهریور ۹۸
❣یک دقیقه مطالعه

در زمان تحصیل، نزدیک دانشگاه یک خانه اجاره کردم. صاحبخانه یک خانم 67 ساله بود که با شغل معلمی بازنشست شده بود.
طرح های بازنشستگی در سوئیس آنقدر قوی هستند که بازنشستگان هیچ نگرانی برای خورد و خوراک ندارند.
به این جهت؛ یک روز از اینکه متوجه شدم او کار پیدا کرده متعجب شدم! مراقبت از یک پیرمرد 87 ساله!
از او پرسیدم آیا برای نیاز به پول این کار را می کند، پاسخش من را متحیر کرد!
من برای پول کار نمی کنم، بلکه "زمان" خودم را در "بانک زمان" سپرده می کنم تا در زمانی که (مثل این پیرمرد) توان حرکت ندارم، آنرا از بانک بیرون بکشم!

این اولین بار بود که درباره مفهوم "بانک زمان" می شنیدم! وقتی بیشتر درباره آن تحقیق کردم، متوجه شدم "بانک زمان" یک طرح بازنشستگی برای مراقبت از سالمندان است که توسط وزارت تامین اجتماعی فدرال سوئیس تدوین و توسعه داده شده است.
داوطلبان، زمان مراقبت از سالمندان را در حساب شخصی شان در "سیستم امنیت اجتماعی" پس انداز کرده تا وقتی خود؛ پیر ناتوان شدند یا نیاز به مراقبت داشته باشند، از آن برداشت کنند!
طبق قرارداد؛ یک سال بعد از انقضای خدمات متقاضی (سپرده گذاری زمان)، بانک زمان میزان ساعات خدمات را محاسبه کرده و به او یک "کارت بانک زمان" می دهد!
وقتی او هم نیاز به کمک یک نفر دیگر دارد، می تواند با استفاده از آن کارت؛ "زمان و بهره" آنرا برداشت کند.
بعد از تایید، بانک زمان داوطلبانی را برای مراقبت از او در بیمارستان و یا منزل تعیین می کند!
در ضمن، متقاضیان سپرده گذاری "زمان"، باید سالم و تندرست، دارای مهارت های ارتباطی خوب و پر از عشق و علاقه به همنوعان باشند!
صاحبخانه ام هفته ای دو بار برای مراقبت از پیرمرد سرکار می رفت و هر بار هم دو ساعت وقت برای خرید، تمیز کردن اتاق، آفتاب گرفتن پیرمرد و گپ زدن با او سرمایه گذاری می کرد!
اتفاقا یک روز دانشگاه بودم که تماس گرفت و گفت در حالی که شیشه اتاق منزل خودش را تمیز می کرده از چهارپایه افتاده!
من فورا مرخصی گرفتم و او را به بیمارستان رساندم. مچ پای او شکسته بود و برای مدتی نیاز داشت روی تخت بماند.
داشتم کارهای تقاضا برای مرخصی جهت مراقبت خانگی را انجام می دادم که به من گفت جای نگرانی نیست چرا که برای برداشت از بانک زمان درخواست داده است!
ظرف کمتر از دو ساعت بانک زمان یک داوطلب فرستاد که به مدت یک ماه هر روز با گپ زدن و پختن غذاهای لذیذ از او مراقبت می کرد.
او به محض بهبودی، دوباره مشغول کار مراقبت از دیگران شد و گفت که می خواهد برای روزهای پیری زمان سپرده گذاری کند!

مسلما پیاده شدن چنین ایده ای در کشورمان که جمعیت سالمند آن نزدیک 10 درصد بوده و با شتاب به سمت 30 درصد شدن در حال حرکت است!، نه تنها هزینه های بیمه و مراقبت در دوران سالمندی را کاهش می دهد، بلکه موجب تقویت اتحاد و همبستگی میان نسل ها شده که در سایر طرح های پولی موجود نظیر خانه سالمندان و پرستار خانگی کمتر دیده می شود!

ایده "بانک زمان" یا "بانک مراقبت از سالمندان" اولین بار در سال 2012 و در شهر اس تی گلن سوئیس که جوانترین جمعیت را دارد، مطرح و پیاده شد و طبق گزارش دولتی که قصد دارد "فرهنگ زیبای روستایی مراقبت از یکدیگر" را به شهرهای مدرن بیاورد؛ بیش از نیمی از جوانان از این طرح استقبال کرده اند!

استقبال جوانان از چنین طرحی و همجواری، همزبانی و همدلی با سالمندان؛ یعنی ترکیب خامی و پختگی و کسب تجربه فراوان برای جوانان، زنده ماندن اخلاق و احترام به اصل و ریشه در جامعه و همچنین روشن شدن چراغ امید در دل سالمندان.

👤 امیر عباس زینت بخش

#خرما #کپشن #کپشن-وحیده
...
کیک اسفنجی

کیک اسفنجی

۲۸ مرداد ۹۸
کیک سفازشی خامه ای با تزیینات فوندانت
🐰🐰🐰🐰🐰🐰🐰🐰🐰🐰🐰🐰🐰🐰🐰🐰🐰🐰🐰
با یکی از دوستهام سوار تاکسی شدیم. موقع پیاده شدن دوستم به راننده تاکسی گفت: ممنون آقا، واقعا که رانندگی شما عالیه! راننده با تعجب گفت: جدی میگی یا اینکه داری منو دست میندازی؟! دوستم گفت: نه جدی گفتم. خونسردی شما موقع رانندگی در این خیابونهای شلوغ قابل تحسینه. شما خیلی خوب رانندگی میکنین و قوانین را هم رعایت میکنین!
راننده لبخند رضایت بخشی زد و دور شد.
از دوستم پرسیدم : موضوع چی بود؟!
گفت سعی دارم " عشق " را به مردم شهر هدیه کنم! با صحبتهای من اون راننده تاکسی، روز خوشی را پیش رو خواهد داشت. رفتارش با مسافرهاش خوبتر از قبل خواهد بود، مسافرها هم از رفتار خوب راننده انرژی میگیرن و رفتارشون با زیر دستها، فروشندگان، همکاران و اعضای خونواده خوب خواهد بود. به همین ترتیب خوش نیتی و خوش خلقی میون حداقل هزارنفر پخش میشه. من هر روز با افراد زیادی روبرو میشم. اگه بتونم فقط سه نفر رو خوشحال کنم، روی رفتار سه هزار نفر تاثیر گذاشته ام .
گفتن اون جمله ها به راننده تاکسی هیچ زحمتی نداشت. اگه با راننده دیگه ای هم برخورد کنم اون رو هم خوشحال خواهم کرد. خوشحال کردن مردم یک شهر کار ساده ای نیست اما اگه بتونیم چند نفر را خوشحال کنیم کار بزرگی انجام دادیم. روح زندگی ما همين عشقه. در صورتیکه بعضی از ما با يک ادبيات ناپسند در پی فرصتيم كه همديگه را تحقیر كنيم:
واااي چقدرر چاق شدي!
موهاي سفيدتم كه كم كم در اومد!
اينهمه كار ميكني براي اينقدرر در آمد؟!
تو واقعاً فكر ميكني در اين امتحان قبول ميشي؟!
و....
اين جمله ها و امثال اون كاملاً مخرب نيروي عشقند و عشق را از رابطه ها گريزان ميكنن. اگه بتونيم زيبايي رو تو نگاه خودمون جای بديم اصولاً عشقه كه از وجود ما ساطع ميشه.
بياييم جريان عشق را تو زندگيمون جاری كنيم.

#کیک
#کیک-تولد
#کیک-وحیده
#وحیده #کپشن #کپشن-وحیده
...
آش رشته

آش رشته

۱۶ مرداد ۹۸
سلام دوستای گلم خوبین ، بعد از یه وقفه ی طولانی پست میزارم 😃 ممنون از تمام دوستای بامعرفت مجازیم که مهر و عشقشون واقعیه و جویای حالم بودند، عزیزانم من حالم خوب خوبه 💪🏻😍، یه مدت فقط از پاپیون فاصله گرفتم به چند دلیل، اول اینکه کمی مشغله داشتم، دوم اینکه من پیجی در اینستاگرام درست کردم برای معرفی و سفارش کارام، باید براش وقت میزاشتم و عکسای کیکامو مرتب میکردم و پستش کنم.
دنیا دنیا دوستتون دارم و به خودم میبالم فرشته هایی چون شما دارم، ببخشید اگه این مدت نتونستم به کارای خوشکلتون سر بزنم، حتما سر فرصت جبران میکنم، به امید موفقیت و شادی شما عزیزای دلم😘😘😘😘
💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜

❣یک دقیقه مطالعه

تنهایی کافه رفتن را یاد بگیر
تنهایی مهمانی رفتن را
تنهایی سفر رفتن را
تنهایی خرید کردن را
تنهایی خوابیدن را
که اگر تقدیرت سال ها تنها ماندن بود از همه این چیزها جا نمانی

به خاطر خودت میگویم

ساز بزن که انگشتانت به وقت نبودنش چیزی را لمس کند که خوش آهنگ باشد که بتوانی بی شراب و بی یار هم مست شوی

به خاطر خودت میگویم

خانه ات را با گلدان و شمع و عود و موسیقی سبز و روشن و زنده نگه دار که کاشانه ات آرامشکده ات باشد

به خاطر خودت میگویم

هر روز به آشپزی کردن عادت کن
که آشپزی کردن به خاطر آن بشقاب روبرویت از سرت بپرد
که احترام به جسمت را یاد بگیری

به خاطر خودت میگویم

دوستان زیادی داشته باش که دنیایت را با آدم های زیادی قسمت کنی، که دنیایت تنها به یک نفر ختم نشود

به خاطر خودت میگویم

ورزش کن ، کتاب بخوان ، بنویس ، موسیقی گوش کن ، برقص
که انرژی نهفته در درونت را به سمت درستی هدایت کنی

به خاطر خودت میگویم

گاهی دستت را بگذار در دست کودک درونت بگذار ببرد تو را هر جا که دلش خواست، که یادت باشد زندگی شوخی به اشتباه جدی گرفته شده ماست

به خاطر خودت میگویم

خودت را ببخش، که حق لذت بردن از زندگی را از خودت نگیری، حق دوباره شروع کردن را

به خاطر خودت میگویم

ساعتی را در روز نیایش کن که نترسی که در هنگام ترسیدن به دست هایی که هرگز دریغ نمیشوند بیاویزی

به خاطر خودت میگویم

خودت را دوست داشته باش که کسی نتواند آنقدر بزرگ شود که وسعت بکر دلت را تصاحب کند
که از آن عبور کند، که تو مالکیت بی قید و شرطت را بی قید و شرط واگذار نکنی

به خاطر خودت میگویم

خودت را یادت نرود
خودت را یادت نرود
خودت را یادت نرود

که از حالا برای سال های پیری
دچار حسرت برانگیز ترین نوع آلزایمر نشوی.

👤دكتر احمد حلت

#کپشن #کپشن-وحیده #آش #رشته
...
کیک قلب سورپرایز شکلاتی
❣ یک دقیقه مطالعه

تمام بانوان سرزمینم این متن را تا انتها بخوانند...

🔻از شرکت در مراسم بازدید و دیدن جهیزیه خودداری کنید و از اساس این نوع دعوت ها را توهین به شخصیت خودتان تلقی کنید.

اصلا برایتان فرق نکند جهیزیه مربوط به چه عروس خانمی است؛ هر عروس خانمی! حتی از نزدیک ترین اقوام و عزیزترین دوستان تان.

دقت بفرمایید دوست و فامیل و آشنای شما و همان در و همسایه ی معروف، فقط برای چهار نفر مثل من و شما خودش و خانواده اش به سختی اقتصادی انداخته است تا پس از رویت تمام جزییات جهیزیه مورد تشویق شما و سایرین قرار بگیرد. همین!

و اگر خواستگارهای متعددی بی دلیل رد می شوند به دلیل خجالت از همین بازدید کنندگان دو فامیل از جهیزیه محقر -بخوانید شرافتمندانه- است.

بگذارید این نوع مجالس را همان انسان هایی شرکت کنند که شبیه برخی زنان حقیر مکه ی قبل از بعثت هستند و مهم ترین صفت جاهلیت عربی یعنی تفاخر را در خود به وفور دارند همان هایی که وقیحانه ضعف های اقتصادی دیگران را به روی آنها می آورند و مدت ها در مورد نقائص مالی و معیشتی فقرای فامیل و آشنایان شان صحبت می کنند
و در مقابلِ متمکنین و ثروتمندانِ مسرف و مترَف، غرق در حسرتی جانسوز و حسدی بی انتها لب به تملق باز می کنند.

این نوع مجالس احمقانه را به آنها بسپارید.

شما که خردمند و فرهیخته هستید در چنین برنامه هایی که اساسش چیزی جز تفاخر و چشم و هم چشمی نیست، شرکت نکنید.
تا مبادا این بازار عکاظ و این بورسِ تجمل و اسراف، مکارم اخلاق شما را خراب کند.

تصورش هم تحقیرآمیز است.
مانند مراسم دیدن سیسمونی!
یعنی مراسم دیدن از پوشک بچه! چقدر سخیف است چنین رسم هایی.

از خصوصی ترین وسایل یک عروس و داماد
از شخصی ترین جای خانه میروید دیدن کنید!
کشوهای کمد شخصی، کابینت ها!

لطفا کمی تفکر کنید
با براندازی این رسم های غلط کمک کنیم به فرهنگ ازدواج آسان.
ازدواجی که پدران و مادران از ترس نگاه دیگران و این گونه مجالس سخیف ازدواج فرزندانشان را به تاخیر می اندازند

👤حجت‌الاسلام شهاب مرادی

#کیک-قلب-سورپرایز
#کیک-وحیده
#کپشن-وحیده
#وحیده #کپشن #کیک
#کیک-تولد
...
کیک خیس شکلاتی
وحیده
وحیده
۱۱۳

کیک خیس شکلاتی

۲۰ خرداد ۹۸
با تشکر از رسپی بی نقص دوست هنرمندم نیکا جان💝🌹
💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌
❣یک دقیقه مطالعه

هیچوقت از واقعیت ها و علایقتان خجالت نکشید
اگر فیلم هندی را دوست دارید
اگر کتونی را به پاشنه بلند ترجیح میدهید
اگر عکس هایتان همیشه با روسری است
اگر مهمانی هایتان با سلام و صلوات است
اگر در خانه تان تفکرات اروپایی نیست
اگر خانواده تان لاکچری نیستند
اگر پدر و مادرتان معمولی اند
اگر نام برندهای معروف را از حفظ نیستید
اگر مارک پوش نیستید
اگر نام رستوران های باکلاس شهر را نمیدانید
اگر تا بحال پایتان به نوتلابار نرسیده
اگر اصطلاحات دنیای تکنولوژی را بلد نیستید
شجاع باشید و خودتان باشید
مهم نباشد بقیه چه فکری میکنند
به درونتان مراجعه کنید
ببینید چه چیزی شما را از درون شاد میکند
برای چیزی که نمیتوانید تغییرش دهید
خودتان را آزار ندهید
خانواده تان را اذیت نکنید
فقط برای بهترین ها تلاش کنید
و از داشته هایتان لذت ببرید
کتونی تان را پاکنید درست همان لحظه که همه پاشنه دار میپوشند
فیلم هندی تان را با لذت ببینید درست همان لحظه که همه در مورد آخرین خروجی هالیوود حرف میزنند
سعی نکنید ارزشتان را وابسته به مدل عکسهایتان یامارک لباستان یا تعداد برند معروف ک نامشان را بلدید بدانید
هیچ کسی با رفتن به نوتلابار آدم بارزی نشده
اصطلاحات دنیای تکنولوژی هم سواد پی اچ دی نمیخواهد
نگران نباشید
پس شجاع باشید و لذت ببرید
از همان چیزی که هستید

#کپشن-وحیده
#کیک #وحیده
#کپشن #کیک-خیس
...
سمبوسه
وحیده
وحیده
۱۰۸

سمبوسه

۱۴ خرداد ۹۸
❣از "ملت عشق" تا قاتل شدن نجفی

معلم عربی‌مان کوتاه‌قد و تندخو بود. علی را بلند کرد و پرسید: «دیک» چی میشه؟
علی، مرغ و خروس را قاطی کرد. چشم‌های آقای معلم مثل کروکودیلی که پای آهوی نوبالغی توی گِل کنار برکه گیر کند برق زد. آرام آمد طرفش برای شکنجه‌ی موردعلاقه‌اش.

خودکار می‌‌گذاشت لای انگشت‌های باریک بچه‌ها و آن‌قدر فشار می‌داد تا ولو شوند کف کلاس. اما این بار تنوع به خرج داد.

موهای شقیقه‌ی علی را از دو طرف سرش گرفت و از زمین بلندش کرد. پسرک لاغری که به زحمت سی‌کیلو می‌شد، جیغ می‌کشید...


▪️بعدها تنبیه‌بدنی دانش‌آموزان ممنوع شد. یکی از کسانی که این ماجرا را جدی پیگیری کرد وزیر وقت آموزش و پرورش دولت هاشمی‌رفسنجانی بود. اسمش؟ محمدعلی نجفی!

◾️محمدعلی نجفی، که حالا حتماً یک گوشه نشسته و دارد فکر می‌کند به مسیر پرپیچ‌وخم زندگی‌اش.
به اینکه چه دانش‌آموز درسخوانی بود.

▫️ کسب رتبه‌ی دوم امتحانات نهایی سال ششم دبیرستان‌های ایران
▫️ کسب رتبه‌ی اول کنکور ورودی دانشگاه صنعتی شریف
▫️ کسب رتبه‌ی اول مسابقات ریاضی دانشجویان سراسر کشور
▫️ کسب رتبه‌ی اول در میان فارغ‌التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف
▫️ کسب نمره‌ی A+ در تمام دروس در دانشگاه M.I.T آمریکا
▫️ به وزیر آموزش و پرورش شدن،
به وزیر علوم شدن،
به شهردار تهران شدن،
به رئیس سازمان میراث شدن،
و رئیس سازمان برنامه و بودجه شدن.

به تحسین‌ها، مدال‌ها، افتخارها،
به روزی که فسادهای مالی شهرداری را فاش کرد،
به روزی که استعفا کرد،
به روزی که سرش را گذاشت روی پای میترا استاد و رو به دوربین گوشی او سلفی گرفت.

با لبخندی که انگار پوزخند می‌زد به تمام آنها که زندگی را، پست و مقام و موی سفید را جدی گرفته‌اند.

◾️این خلاصه‌ی راه‌ِ رفته‌ی مردی‌ست که حالا در خلوتش از شاملو زمزمه می‌کند:
هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست که من به زندگی نشستم!

◾️او آدم کُشته است.
قابل دفاع نیست، حتی اگر محمدعلی نجفی شهردارِ خوش‌پوش تهران بوده باشی.
حتی اگر توجیه کنی که «با نقشه آمده بود زندگی من را به هم بریزد. می‌خواست رازهایم را فاش کند».

چه رازی که فاش‌شدنش از این بدتر بود؟
که حالا شاید وزیر سابق را ببرد پای چوبه‌‌ی دار؟
امان از الاکلنگ روزگار!

◾️نمی‌دانم چرا از تمام کتاب «ملت عشق» این بخش، عجیب توی ذهنم مانده است. وقتی خبر قتل را شنیدم رفتم سراغش.

الیف شافاک می‌نویسد: «راستش را بخواهید برای همه، بدون استثنا، لحظه‌ای می‌رسد که می‌توانند یکی را بکشند، اما این را اکثر آدم‌ها نمی‌دانند. نمی‌خواهند بپذیرند. تا وقتی حادثه‌ای غیرمنتظره باعث می‌شود خون جلو چشمشان را بگیرد. چقدر هم مطمئنند که دستشان هیچ‌وقت به خون آلوده نمی‌شود و جان کسی را نمی‌گیرند. حال آنکه همه‌چیز به تصادفی بند است. گاهی حرکت چشم و ابرو کافی است تا خون کسی به جوش بیاید. از کاه، کوهی بسازد و سر هیچ‌وپوچ دعوا و کتک‌کاری راه بیندازد. راستش حتی در زمان و مکان اشتباه بودن کافی است برای آنکه حیوان درون آدم‌های پاک و تمیز و باشرف یک‌دفعه آشکار شود. همه می‌توانند آدم بکشند».

◾️فارغ از "کارِ خودشونه"گفتن‌ها،
اینکه حقش بود یا نه؟
باید اعدام بشود یا نه؟
چرا خونسرد چای می‌نوشد و بعد مثل یک بازدید اداری از کلانتری دست می‌دهد؟
چرا لبخند می‌زند و جوری مقابل دوربین درمورد فاجعه حرف می‌زند که انگار گزارش افتتاح یک پل را می‌دهد؟
اینکه آلت قتاله دست خبرنگار تلویزیون چه می‌کند
و آیا پخش اعتراف قانونی است یا نه؟
همه‌ی اینها به کنار، بگذاریم به حساب دادگاه و محکمه و اولیای دم.

فقط یادمان نرود که هرکدام از ما می‌توانیم آدم بکشیم. با گلوله، با کلمه‌هایمان. حتی ما که موقع راه رفتن مراقب هستیم روی مورچه‌ها پا نگذاریم.

فقط خدا کند لحظه‌اش نرسد. ثانیه‌اش نرسد.
و اینکه از رنج و درد دیگران شادی نکنیم،
تسویه‌حساب سیاسی نکنیم
و یادمان باشد که هرکس به زخم دیگری خندید، روزگار کنار اسمش تیک زد و یک‌روز، یک‌وقت و یک‌جا به او زخمی زد تا دیگران بخندند. به دردش. به رنجش.

▪️میترا استاد حالا در سردخانه خوابیده.
توی همان کیسه‌هایی که زیپش را می‌کشند و هُلت می‌دهند داخل یک کشوی کوچک.
آن‌قدر تنگ است که نمی‌توانی سلفی بگیری.
این پایان قصه‌ی زنی شد که می‌گفت او و نجفی عاشق هم هستند و دیگران حسودی می‌کنند.

حالا آسوده از قضاوت‌ها خوابیده است،
خبرها را نمی‌خواند،
نگران به هم ریختن آشپزخانه‌اش نیست،
و البته هیچ زنی به او حسودی نمی‌کند.

◾️دارم با صدای بلند شجریان گوش می‌دهم:
جهان پیر است و بی بنیاد
از این فرهادکُش فریاد
که کرد افسون و نیرنگش
ملول از جان شیرینم

◾️به عکس و لبخندها و سلفی‌های سرخوشانه‌ی دیگران حسادت نکنیم، خیلی هم باورشان نکنیم، فقط دعا کنیم خدا کند آن لحظه‌ی شوم را نرساند، لحظه‌ای که خشم، ارباب مغزت شود.

👤 احسان محمدی

#کپشن_وحیده #کپشن
#سمبوسه
...
استانبولی پلو

استانبولی پلو

۱۲ خرداد ۹۸
❣مواظب رفتارهای غلیظ باشید.

هر جایی دیدید یک رفتار به شکل غلیظ اظهار می‌شود بدانید که به احتمال بسیار زیاد در پشت صحنه( یعنی در باطن فرد) عکس این رفتار وجود دارد.

کسی که خیلی غلیظ با ادب است، باید بدانید که در عمق باطنش دریایی از بی ادبی نهفته است.

کسی که خیلی غلیظ خودش را سربه زیر و ماخوذ به حیا نشان می دهد، بدانید که خشمی فراوان پشت این شرم پنهان است.
یا اگر کسی خیلی بیش از حد و غلیظ اظهار معتمد بودن می کند، بدانید که در باطنش خیانت اولین گزینه است.

کسی که خیلی غلیظ با غیرت و متعصب است در باطنش آتش فشانی از فساد منتظر انفجار است.

كسی كه خیلی غليظ به دینداری و پاک‌منشی خود را مطرح ميكند؛ شک نداشته باشيد با اين نما، باطنی عاری از هر گونه اعتقاد وجود دارد.

آدم ها پشت رفتارهای غلیظ پنهان می‌شوند تا حجم بزرگ منفی‌های درونشان را استتار کنند.

مواظب رفتارهای غلیظ باشید و از همه آنها مهم تر سراغ غلیظ‌های خودتان نيز بروید. تا ببینید کدام رفتار افراطی را از خود نشان می‌دهید.

یک زندگی سالم ، زندگی معتدلانه است.

👤 دکتر احمد حلت

#وحیده #کپشن #کپشن-وحیده
...
کیک قلب سورپرایز شکلاتی
وحیده
وحیده
۱۲۱
سلام دوستای گل پاپیونی، حالتون چطوره؟😀
این کیک که اسمش کیک قلبی سورپرایزه رو چند وقتی بود میخواستم درست کنم ولی هربار میگفتم نکنه خراب بشه و نتونم درست کنم تا اینکه دلو به دریا زدم و گفتم فوقش خراب بشه دوباره درست میکنم و اینکه یاد گرفتم از شکست نترسم 😊 راسته میگن شکست پلیست برای پیروزی💪🏻💪🏻
عکس بعدی هم بعد از شکستن قلب هست💔😋

راستی بچه ها لوگوم چطوره؟ از این به بعد تمام کارامو با این لوگو میبینید😃
ممنون از طراحی بسیار زیبا و جذاب کار دوست هنرمندم فاطیما جان مرسی عزیزم گل کاشتی😘👌🏻
لینک کلیپ اموزشی این کیک
https://sarashpazpapion.com/video/56c7b17ad1990b8fcd7e8f2fdffe75de
💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝

هر زمان فکر کردید
مشکلتان آنقدر بزرگ است
که حتما شما را خواهد کشت
سر برگردانید
و نگاهی به مشکلات پشت سرتان کنید.

تمام مشکلاتی که از سر گذرانده اید
هیچ یک از آنها، شما را نکشت
اما تک تک آنها، باعث شدند
امروز یک آدم قوی تری باشید

پس نترسید
یا پیروزید، یا قوی تر
حالا با این طرز تفکر
می توان گفت پیروز نخواهید شد؟!

#کیک-وحیده
#کپشن-وحیده
#کیک-تولد #کیک #وحیده #کپشن #قلب
...
کیک اسفنجی قنادی
وحیده
وحیده
۱۳۷

کیک اسفنجی قنادی

۲۸ اردیبهشت ۹۸
کیک سفارشی خامه ای با تزیینات فوندانت به وزن ۲/۳۰۰ کیلوگرم
🍭🍭🍭🍭🍭🍭🍭🍭🍭🍭🍭🍭🍭🍭🍭🍭🍭🍭
اگه مبتدی هستید و میخواهید کیک درست کنید تو این مطلب سعی میکنم نکات و ریزه کاری هایی که به ذهنم میرسه براتون بگم.
1- همیشه اول از همه دستور رو چند بار بخونید تا کاملا متوجه بشید.
2- قبل از اینکه شروع به پختن کیک کنید همه مواد رو اندازه گیری کنید و جلوتون بزارید. این خیلی مهمه. اگه کیک شما کیک کره ای هست همه مواد باید به دمای محیط رسیده باشن.
3- قالب رو آماده کنید. برای نچسبیدن کیک به قالب دو راه هست. یا کف قالب رو با چند قطره روغن چرب کنید و بعد خوب آرد پاشی کنید و و آرد اضافه رو خالی کنید. یا با چند قطره روغن کف قالب رو چرب کنید و بعد کف قالب کاغذ روغنی بزارید.
4- نکته بسیار مهم دیگه در مورد کیک پزی فر هست. همیشه قبل از شروع به پخت باید فر رو روشن کنید. دمای توصیه شده بیشتر دستور کیک های معمولی 180 درجه سانتی گراد هست ولی نکته بسیار بسیار مهم اینه که دمای فرهای مختلف با هم فرق داره. پس باید خودتون تجربه کنید دمای مناسب فر شما چه دمایی هست . مثلا خود من همیشه روی 170 درجه میزارم. اگه بعد از مدت طولانی هنوزم کیکتون نپخته بود و خیس بود دفعه بعدی دما رو کمی بیشتر کنید و اگه زیر کیکتون سوخت اما وسطش خام بود دمای فرتون زیاد بود. اگه کیکتون حسابی پف کرد اما بعد از پخت وسطش گود شد دمای فر زیاد بوده. پس دمای فر رو با تجربه یاد بگیرید.
5- همیشه آرد و پودر کاکائو رو 3 بار الک کنید حتی اگه توی دستور نگفته باشه. آرد کیک آرد مخصوص قنادی یا آرد سه صفر هست.
6 - مواد رو بیش از اندازه هم نزنید. معمولا در حد مخلوط شدن کفایت میکنه.
7- تا 20 دقیقه اول پخت به هیچ وجه در فر رو باز نکنید.
8- قالب را بیشتر از 2/3 حجمش پر نکنید.
9- زمان پخت بستگی به نوع کیک ، جنس و اندازه قالب و دمای فر داره. همیشه بعد از 30 دقیقه دائم کیک رو چک کنید. یعنی یه خلال دندون وسط کیک فرو کنید اگه مواد کیک بهش چسبید هنوز نپخته .
10- بعد از پخت حتما 10 دقیقه صبر کنید بعد کیک رو از قالب خارج کنید تا کیکتون خورد نشه.
11. در اندازه گیری مواد خیلی دقت کنید گاهی یه خورده کم و زیاد شدن مواد کل کیک رو خراب میکنه . اگه تجربه کافی ندارید مواد رو با مواد دیگه ای جایگزین نکنید.

#کیک-وحیده
#وحیده
#کپشن_وحیده
#کپشن
#کیک_تولد
#فارس
#هرمزگان
...
ماکارونی ساده

ماکارونی ساده

۲۶ اردیبهشت ۹۸
❣یک دقیقه مطالعه

توی بیمارستان فیروز آبادی دستیار دکتر مظفری بودم. روزی از روزها دکتر مظفری ناغافل صدایم کرد اتاق عمل و پیرمردی را نشان‌دادن که باید پایش را بعلت عفونت می بریدیم. دکتر گفت که اینبار من نظارت می کنم و شما عمل می کنید.
به مچ پای بیمار اشاره کردم که یعنی از اینجا قطع کنم ودکتر گفت: برو بالاتر...
بالای مچ را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر... بالای زانو را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر... تا اینکه وقتی به بالای ران رسیدم دکتر گفت که از اینجا ببر. عفونت از این جا بالاتر نرفته
لحن و عبارت " برو بالاتر " خاطره بسیار تلخی را در من زنده میكرد. خیلی تلخ.
دوران کودکی همزمان با اشغال ایران توسط متفقین در محله پامنار زندگی می کردیم. قحطی شده بود و گندم نایاب بود و نانوایی ها تعطیل. مردم ایران و تهران بشدت عذاب و گرسنگی می کشیدند که داستانش را همه میدانند. عده ای هم بودند که به هر قیمتی بود ارزاق شان را تهیه می کردند و عده ای از خدا بی خبر ھم بودند که با احتکار از گرسنگی مردم سودجویی می کردند.

شبی پدرم دستم را گرفت تا در خانه همسایه مان که دلال بود و گندم و جو می فروخت برویم و کمی از او گندم یا جو بخریم تا از گرسنگی نمیریم.

پدرم هر قیمتی که می گفت همسایه دلال ما با لحن خاصی می گفت: برو بالاتر... برو بالاتر..

بعد از به هوش آمدن پیرمرد برای دیدنش رفتم. چقدر آشنا بود. وقتی از حال و روزش پرسیدم گفت :

- بچه پامنار بودم.
گندم و جو می فروختم.خیلی سال پیش. قبل از اینکه در شاه عبدالعظیم ساکن بشم.

دیگر تحمل بقیه صحبت‌هایش را نداشتم. شناخته بودمش.
خود را به حیاط بیمارستان رساندم. من باور داشتم که

❣از مکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو ز جو

اما به هیچ وجه انتظار نداشتم که چنین مکافاتی را به چشمم ببینم.

👤دکتر عبدالوهابی (استاد آناتومی دانشگاه تهران)

#کپشن-وحیده
#کپشن #وحیده
#ماکارونی
...
مشاهده موارد بیشتر
سایر کاربران
Samaneh.h3894 پیج اینستاگرام
ب عشق همسرم❤ و2تاپسرای❤❤ گلم آشپزی میکنم..
اگر به خانه من آمدی، برای من ای مهربان چراغ بیاور ویک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم.. برا مهربانیهایتان پاسخی جز دعای خیر نیست..
یاسمن هستم . مهندس عمران پیج مامان جانم👇👇 مامانِchef
تعریف از خود نباشه بچه ابادانم
اهل خراسان شمالی... عاشق آشپزی و کیک و دیزاین