مامان حناوحسام
مامان حناوحسام
به ترتیب
مشاهده موارد بیشتر
به ترتیب
سالاد سالسا

سالاد سالسا

۵ ساعت پیش
فقط برا یادآوری اینکه یه سالاد خوشمزه تو پاپیون هست..
...
کیک بیسکوئیت که یادتونه..
کیک بیسکوئیت
https://sarashpazpapion.com/recipe/76fece97dfd2fedebcabf1a34d83e486

یه خوشمزه با یه دستور پخت راحت..
...
‌آش یزدی..

‌آش یزدی..

۵ روز پیش
به اندازه کیک یزدی اینم ساده اما واقعا خوشمزست..چون فرصت جواب کامنتای پر از محبتتونو ندارم میبندمش...پیشاپیش بابت لایکاتون ونگاههای پر مهرتون واز همه مهمتر همراهی صمیمانتون سپاسگزارم⚘⚘⚘⚘


آش یزدی
https://sarashpazpapion.com/recipe/a0cb4b0b814f0084b6e746bc939beede
...
کتلت نخود

کتلت نخود

۶ روز پیش
بوی کتلت مادر آنقدر خوب بود و من هميشه آنقدر گرسنه بودم که اغلب سلام را فراموش می‌کردم.
چهره‌ی خسته اما همیشه‌خندانش که توی قاب در ظاهر می‌شد، در جواب «آخ‌جون، کتلت» پاسخ «علیک‌کتلت!» را می‌شنیدم، پاسخی که تا مدت‌ها مفهوم آن را درک نمی‌کردم.

کتلت‌های چیده‌شده در دیس، گوجه‌فرنگی‌های خردشده‌ی توی بشقاب و نان تازه‌ی لواش، منتظر سیب‌زمینی‌های در حال سرخ شدن روی اجاق، و ما، در انتظار سفره‌ای که خوشمزه‌ترین غذای دنیا را توی خودش جای دهد.

اصلأ کتلت، همه‌چیزش سرشار از خاطره است: از نحوه‌ی درست کردنش بگیر تا بوی مست‌کننده‌اش و لذت خوردنش که فکر می‌کردی هیچ‌وقت کافی نیست، که فرقی نداشت چند تا کتلت باشد و چند نفر آدم، که انگار هیچ‌وقت سیر نمی‌شدی از خوردن آن...

کوچکتر که بودم، وقتی قد و قامتم به‌زحمت به ارتفاع اجاق گاز می‌رسید، کنار مادر می‌ایستادم و حرکت انگشت‌هایش را در برداشتن گلوله‌ای از مواد و صاف کردن آن روی کف دست چپش با انگشت‌های دست مخالف دنبال می‌کردم. از صدای «جلیز» موادی که توی تابه مى‌افتاد لذت می‌بردم، و هميشه‌ی خدا، از او می‌خواستم که کتلت کوچولویی مخصوص من درست کند؛ چقدر آن کتلت کوچولو خوشمزه‌تر از بقیه بود، چقدر همه‌ی کتلت‌های مادر دلچسب و خوشمزه بودند.

بزرگتر که شدم، در دوران دانشجویی، کتلت‌های مادر، توشه‌ی راه تقریبا هميشگی‌ام را، در رستوران بین‌راهی قره‌چمن یا توی خوابگاه دانشجويی با دوستانم می‌بلعیدیم! با همان سیب‌زمینی‌های سرخ‌شده‌ی درشت و گوجه‌فرنگی‌های همراهش و همان نان لواش لطیف کنارش.

بعد از ازدواج، سال‌ها طول کشید تا کتلت خوب درست کردن را یاد بگيرم، فرمول‌های مختلف را امتحان می‌کردم تا کتلت‌هایم وا نرود، سفت نشود، شور یا بی‌نمک نباشد و خلاصه کمی شباهت به کتلت‌های مادر را داشته باشد.

بی‌فايده بود، بی‌فایده است. سیب‌زمینی پخته یا خام یا هر دو، تخم‌مرغ کمتر یا بیشتر، آرد نخودچی یا نشاسته‌ی ذرت... هیچ کدام مؤثر نیست. هیچ کتلتی در دنیا مزه‌ی کتلت‌های مادر را نمی‌دهد.

بعد از بیست سال، کتلت‌هایی که درست مى‌کنم را همه دوست دارند جز خودم.
این روزها، قلب مادر بیمار است، قامتش خمیده شده و دستانش لرزان. مدت‌هاست توانایی ساعت‌ها پای اجاق ایستادن و کتلت سرخ کردن را از دست داده است. خجالت می‌کشم توی این سن و سال از او بخواهم برايم کتلت درست کند، اما... آرزو دارم تنها یک بار ديگر، بچگی‌هایم را مزه کنم، با خوردن کتلت دستپخت مادر.

کتلت یک غذا نیست، یک شیوه‌ی زندگی است و هیچ کتلتی در دنيا هیچ‌وقت، مزه‌ی کتلت مادر را نمی‌دهد...


👤 سميرا قياسى



ممنون بخاطر همراهیاتون⚘⚘⚘دیتور کتلت نخود هم تایید شده ..وقت داشتین تو دستور پختام ببینین ناز نگاهتون
...
دلمه متفاوت

دلمه متفاوت

۱ هفته پیش
🌀داستان واقعی یک مسافر🌀
چند روز پیش سفری با اسنپ داشتم.( به عنوان مسافر).
اونروز خیلی بدشانسی آورده بودم و ناراحت بودم .
باطری و زاپاس ماشینمو دزد برده بود.
راننده حدودا ۴۰ سال داشت و آرامش عجیبی داشت و باعث شد باهاش حرف بزنم و از بد شانسیم بگم.
هیچی نگفت و فقط گوش میکرد.
صحبتم تموم که شد گفت یه قضیه ای رو برات تعریف میکنم مربوط به زمانی هست که دلار ۱۹ تومنی ۱۲ شده بود.
گفتم بفرمایید.
برام خیلی جالب بود و برای شما از زبان راننده مینویسم.

🚘🚘🚘

یه مسافری بود هم سن و سال خودم ، حدودا ۴۰ساله. خیلی عصبانی بود .
وقتی داخل ماشین نشست بدون اینکه جواب سلام منو بده گفت : چرا انقدر همکاراتون ......(بوق) هستند.
از شدت عصبانیت چشماش گشاد و قرمز شده بود.
گفتم چطور شده، مسافر گفت : ۸ بار درخواست دادم و راننده ها گفتن یک دقیقه دیگر میرسند و بعد لغو کردند.

من بهش گفتم حتما حکمتی داشته و خودتو ناراحت نکن.


این جمله بیشتر عصبانیش کرد و گفت حکمت کیلو چنده و این چیزا چیه کردن تو مختون و با گوشیش تماس گرفت.
مدام پشت گوشی دعوا میکرد و حرص می خورد.( بازاری بود و کلی ضرر کرده بود).

حین صحبت با تلفن ایست قلبی کرد و من زدم بغل و کنار خیابون خوابوندمش و احیاش کردم.
سن خطرناکی هست و معمولا همه تو این سن فوت میکنن. چون تا به بیمارستان یا اورژانس برسن طول میکشه.
من سر پرستار بخش مغز و اعصاب بیمارستان ..... هستم و مسافر نمیدونست.

خطر برطرف شد و بردمش بیمارستان کرایه هم که هیچی.

دو هفته بعد برا تشکر با من تماس گرفت و خواست حضوری بیاد پیشم.
من اونموقع شیفت بودم و بیمارستان بودم.
تازه اونموقع فهمید که من سرپرستار بخشم.
اومد و تشکر کرد و کرایه رو همراه یه کتاب کادو شده به من داد.

گفتم دیدی حکمتی داشته.
خدا خواسته اون ۸ همکار لغو کنن که سوار ماشین من بشی و فوت نکنی.
تو فکر رفت و لبخند زد.

من اون موقع به شدت۴ میلیون پول لازم داشتم و هیچ کسی نبود به من قرض بده.

رفتم خونه و کادو مسافر رو باز کردم.
تو صفحه اول کتاب یک سکه تمام چسبونده بود!

حکمت خدا دو طرفه بود. هم اون مسافر زنده موند و من هم سکه رو ۴۴۰۰ فروختم و مشکلم حل شد.

همیشه بدشانسی، بد شانسی نیست.
ما از آینده و حکمت خدا خبر نداریم.

اینارو راننده برا من تعریف کرد و من دیگه بابت دزدی باطری و زاپاسم ناراحتیمو فراموش کردم.
من هم به حکمت خدا فکر کردم...

ممنونم از همراهیتون🌷⚘⚘⚘⚘⚘🌷..دلمه مونم که نیازی به معرفی نداره یه دلمه متفاوت با یه دستور متفاوت..دستورش تو دستور پختام هست..
...
کیک با روکش کرم پاتیسیر
امروز یادم افتاد قبلا یه کیک تو تولد امام رضا(ع)پختم...یه کیک شیفون با روکش کرم پاتیسیر..این کیکو تو روز تولد امام رضا علیه السلام پخته بودم و بردیم خونه خواهر شوهری که یکم کسالت داشت دورهمی باهم خوردیم..الهی که همیشه به بودن عزیزانتون دلخوش باشین..روز عیدتون بازم مبارک
...
قرابیه عسل

قرابیه عسل

۱ هفته پیش
ایندفعم عالی شد..راستی میلاد امام رضا بر همتون مبارک مبارک..الهی که یه دعای مستجاب عیدی هممون تو این روز زیبا باشه..
‍ 🙏السَّلامُ عَلَیْکَ یٰا مُعین الضُّعَفاء🙏

🌹دلم بود و حرم بود و امامم بود و تنهایی..
حرم قبله، حرم کعبه، عجب احرام زیبایی...
🎀دو رکعت گریه سر کردم،دو رکعت خاک گل کردم...
دو رکعت با تمام سنگ هایش دردودل کردم...
🌼لباس اشک آماده، سرم از شرم افتاده...
همیشه سنگ فرش او برایم مهر و سجاده...
🥀زیارت نامه می خواندم، دلم گرم زیارت شد...
نگاهم خورد بر قبرش، نمی دانم جسارت شد؟
🌷به پای پنجره فولاد، دل روی دل افتاده...
گذار کشتی طوفان زده، بر ساحل افتاده...
🌺نفس پشت نفس، ایوان به ایوان سیر می کردم...
گلاب چشم هایم را برایش خیر می کردم...
🌸بیا پیراهنم بو کن، هنوز عطر حرم دارد...
فقط ایوان و سقاخانه و یک صحن کم دارد...
💝دلم آهو،
دلم از او،
دلم مشغول گفت و گو...
بزن نی زن
به نام او،
🙏بگو "یا ضامن آهو"...🙏

عیدتوووووووووون مبارررررررک

اینم لینک این خوشمزه راحت..

قرابیه عسل
https://sarashpazpapion.com/recipe/3ae64f7fec45303f325c29f44875d706

فقط ایندفعه بجای زرده تخم مرغ با خامه..روش زرده با پودر کاکائو رومال کردم (البته با چنگال)...
...
مسما بادمجان با گوشت
این خورشت سیب زمینی نداره..منتها چون دختر جانمان بادمجون نمیخورن بخاطر اون یکم سرخ کردم لای بادمجون گذاشتم ...ممنونم از همراهیتون..⚘⚘⚘⚘

مسما بادمجان با گوشت
https://sarashpazpapion.com/recipe/3ad9a33e643093cb5f2a55ae3e668d44
...
صبحانه باکره قالبی
البته برا چند وقت پیشه..به بهانه تایید شدن دستور کره قالبی اینو فرستادم..چون تصویر کره ها رو قبلا تو پیجم گذاشته بودم عکس این صبحونه رو فرستادم..سفره نیمه اماده صبحونه برا مهمونام بود..

اینم لینک دستور..خیلی راحت وآسونه اما شکیل ودوست داشتنیه..

کره قالبی
https://sarashpazpapion.com/recipe/21ed1ee27d2d51bea1183ad9ce298058
...
میلک شیک توت فرنگی بعد یه مهمونی برا رفع خستگی
اینم بخونید جالبه👇
💎زوجی تنها دو سال از زندگی‌شان گذشته بود به تدریج با مشکلاتی در جریان مراودات خود مواجه شدند به گونه‌ای که زن معتقد بود
از این زندگی بی معنا بیزار است
زیرا همسرش رمانتیک نبود، بدین سبب روزی از روزها به شوهرش گفت که باید ازهم جدا شویم.
اما شوهر پرسید چرا؟

زن جواب داد من از این زندگی سیر شده‌ام دلیل دیگری وجود ندارد.

تمام عصر آنروز شوهر به آرامی روی مبل نشسته بود و حرفی نمی‌زد.
زن بسیار غمگین شده در این اندیشه بود که شوهرش حتی برای ماندنش، او را متقاعد نمی‌سازد.

تا اینکه شوهر از او پرسید:
چطور می‌توانم تو را از تصمیمت منصرف کنم؟
زن در جواب گفت تو باید به یک سوال من پاسخ دهی اگر پاسخ تو مرا راضی کند من از تصمیم خود منصرف خواهم شد

سپس ادامه داد من گلی در کنار پرتگاه را بسیار دوست دارم اما نتیجه‌ی چیدن آن گل ، "مرگ "خواهد بود
آیا تو آنرا برای من خواهی چید؟

شوهر کمی فکر کرد و گفت فردا صبح پاسخ این سوال تورا می‌دهم.

صبح روز بعد زن بیدار شد و متوجه شد که شوهرش در خانه نیست و روی میز نوشته‌ایی زیر فنجان شیر گرم دیده می‌شود.

زن شروع به خواندن نوشته‌ی شوهرش کرد که می‌گفت:
عزیزم، من آن گل را نخواهم چید اما بگذار علت آنرا برایت توضیح دهم.

اول اینکه تو هنگامی که با کامپیوتر تایپ می‌کنی مرتکب اشتباهات مکرر می‌شوی
و بجز گریه چاره‌ی دیگری نداری
به همین دلیل من باید باشم تا بتوانم اشتباه تو را تصحیح کنم.

دوم اینکه تو همیشه کلید را فراموش می‌کنی من باید باشم تا در را برای تو باز کنم.

سوم اینکه تو همیشه به کامپیوتر خیره نگاه می‌کنی و این نشان می‌دهد تو نزدیک بین هستی
من باید باشم تا روزی که پیر می‌شوی ناخن‌های تورا کوتاه کنم.

به همین دلیل مطمئنم کسی وجود ندارد که بیشتر از من عاشق تو باشد و من هرگز آن گل را نخواهم چید.
اشک‌های زن جاری شد وی به خواندن نامه ادامه داد:

عزیزم اگر تو از پاسخ من خرسند شدی
لطفا در را باز کن زیرا من نانی که تو دوست داری را، در دست دارم.
زن در را باز کرد و دید شوهرش در انتظار ایستاده است.

زن اکنون می‌دانست که هیچ کس بیشتر از شوهرش او را دوست ندارد.

عشق همان جزییات ریز معمولی و عادی زندگی روزانه است که خیلی ساده و بی اهمیت از کنار آنها می‌گذریم...

حواهای سرزمین من لبتان پر از لبخندهای پر تکرار‌..
...
کاپ کیک ساده برا مهمونامون
البته در اوج سرعت وکمی وقتی..ممنونم لیلا جون⚘⚘

https://sarashpazpapion.com/recipe/99a26afffff58c800ae25bcc0a89b3c0

این کاپ کیکا با اون فروماژ شاتوت خوشمزه های پذیرایی از مهمونامون بودن...

الهی
خونه هاتون پر از صدای دلخوشیاتون..ممنونم پاپیونیا⚘⚘
...
فروماژ شاتوت برا مهمونای عزیز..
البته با ژله بستنی..ممنونم فرشته جون⚘⚘

https://sarashpazpapion.com/recipe/53316657daa9ef5a48381aa96bfd2996

فروماژ شاتوت واقعا خوشمزست..اگه یه پیاله هم شاتوت دارین امتحانش کنین..
...
کروسان حلوایی بابافتی بینظیر..
سلام ..روزتون بخیر عزیزان..چند تا نکته

⚘اول لینک دستور👇
کروسان حلوایی
https://sarashpazpapion.com/recipe/f1c157a82a9d795920fe7485519e334e

⚘⚘دوم اینکه خیلی ممنون از همه عزیزانی که دستور پختو دیدن ولایک کردن..

⚘⚘⚘سوم.واقعا دستور پخت راحت ومواد دردسترسی داره ..

⚘⚘⚘⚘چهارم بافت خمیر رو تو عکس سوم فرستادم واقعا پختن داره این کروسان..

⚘⚘⚘⚘⚘پنجم اینکه ببخشید تو تصویر بافت خمیر ناخنم لاک نداره همینطوری ساده و خودمانیه🙂(یچیزی بگم شاید باورتون نشه..من تو عمرم شاید به اندازه انگشتای دستم رو ناخنام لاک نزدم🙈دوسه بارش کامل یادمه اونم فقط عقد وعروسیم بوده..اونم که برا پاک کردنش چه مکافاتها کشیدم..یبارم دوره پریودی لاک بیرنگ زده بودم بعد غسل اومدم دیدم یه ذرش مونده رو ناخنم🤨فکر کنم قهر اصلی من با لاک از اون روز شروع شده..خلاصه تو مورد لاک خیلی تنبل تشریف دارم چون برا وضو وغسل واقعا پاک کردنش برام سخته)برا پاکسازی بهتر وراحتتر بجز لاک پاکنها راهکار دارین ارائه بدین شاید آشتی کردم😊


⚘⚘⚘⚘⚘⚘ششم اینکه میدونین که مامان حنا دوستتون داره..

⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘هفتم اینکه درسته کامنت نمیذارم اما کارای زیباتونو میبینما..

⚘🌼🌼🌼🌼⚘🌼🌼⚘هشتم اینکه خدای مهربون پشت وپناه خودتون وعزیزانتون ولحظه های خوبتون..


ممنون از همراهیاتون⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘
...
شربت گل سرخ

شربت گل سرخ

۲ هفته پیش
ارسال ۴صدمین عکسم مثل ۳یصدمین عکس لذت بخشه..راستی بخاطر تبریکای روز دختر ولطف وتوجهتون به کیک و میز صبحانه روز دختر بینهایت ممنونم..جبران محبتاتون یه قلب قرمزه که با احترام تقدیمتون میکنم..



شربت گل سرخ..
https://sarashpazpapion.com/recipe/3e06158e1006715b582b16dd63d19aa6
...
مشاهده موارد بیشتر
سایر کاربران
متولد 66هستم عاشق آشپزی این کانال منه دوستان گلم https://t.me/joinchat/AAAAAEPVgalmA4fgKQP1bA
🌺تا خدا بنده نواز است به خَلقش چه نیاز است 🌺
پیج اینستا insta👇👇👇👇 farzaneh-seewt-home
اگر کسی خوبیهای تورا فراموش کرد تو خوب بودن را فراموش نکن تارام متولد۶۷از دیار آذربایجان😊
کاربر فعال سرآشپز پاپیون
کاربر فعال سرآشپز پاپیون