Saeedi
Saeedi
#قرارمعنوی
زرشک‌پلو
Saeedi
۱۰۲
#قرار_معنوی
#یادبودشهیدبزرگواردفاع‌مقدس‌مهدی‌خندان
در روز پنجشنبه یاد می‌کنیم از شهید «مهدی خندان» ...

شهید مهدی خندان در سال ۱۳۴۰ در روستای ناران از توابع لواسان کوچک، همزمان با عاشورای حسینی به دنیا آمد. مهدی دوره ابتدایی را در زادگاه خود با نمره‌های خوب به پایان رساند. او از ۱۰ سالگی، در کارهای کشاورزی به پدر کمک می‌کرد.

وی از همان دوران کودکی، همراه با پدر در مجالس مذهبی شرکت می‌کرد و به دلیل علاقه‌مندی به مداحی، با شور و اشتیاق زیاد به مداحی می‌پرداخت. مهدی، قاری قرآن نیز بود، بطوری که از همان دوران کودکی سعی کرده بود تا فنون ابتدایی تلاوت قرآن را فراگیرد.

شهید خندان دوره راهنمایی را در سال ۱۳۵۳ با موفقیت پشت سر ‌گذاشت و پس از آن به هنرستان دکتر احمد ناصری تهران، وارد ‌شد و سرانجام در سال ۱۳۵۷ با نمره‌های خوب، توانست مدرک دیپلمش را در رشته مکانیک دریافت ‌کند.

حضور فعال در راهپیمایی‌های پیروزی انقلاب

انقلاب همزمان با تحصیل شهید خندان در سال آخر هنرستان، آغاز شد. وی از همان زمان، وارد فعالیت‌های انقلابی می‌شود و چون پدرش مقلد حضرت امام خمینی(ره) بود، از این رو مهدی با حضرت امام(ره) و رساله ایشان آشنا می‌شود. سال ۱۳۵۶، رساله‌ حضرت امام(ره) را در مدرسه و بیرون از مدرسه برای همشاگردی‌ها و دوستانش می‌خواند و پس از مدتی، اعلامیه‌های ایشان را در میان آنان پخش می‌کند که همان زمان به عنوان چهره‌ای انقلابی در مدرسه و محل شناخته می‌شود.

شهید خندان در روزهای پیروزی انقلاب اسلامی در راهپیمایی‌ها شرکت می‌کند و حتی در خلع سلاح پادگان‌های تهران، حضور ایثارگرانه داشته است. او در روزهای خفقان رژیم شاه، در شهرک نیروی هوایی، ندای تکبیر سر می‌دهد و شهرک را علیه رژیم می‌شوراند.

سعی بر جذب و ترغیب جوانان به قرآن

مهدی، پس از پیروزی پرشکوه انقلاب، مدتی با جهادسازندگی همکاری می‌کند. او به روستای ناران و دیگر روستاهای اطراف زادگاهش، آب لوله‌کشی می‌رساند. پس از آن، در پایگاه بسیج، به عنوان عضو فعال مشغول فعالیت‌های نظامی و فرهنگی می‌شود و سعی می‌کند تا جوانان را به عضویت در بسیج جذب و ترغیب کند.

مهدی در تابستان ۱۳۵۹ به عنوان عضو فعال بسیج به پادگان امام حسین(ع) اعزام شده و دوره آموزش عمومی نظامی را با علاقه‌مندی می‌گذراند. پس از گذراندن آموزش‌های لازم، برای مقابله با ضد انقلاب آماده اعزام به کردستان می‌شود اما با شروع جنگ تحمیلی، داوطلبانه به سمت جبهه‌های غرب راهی می‌شود.

مهدی، همزمان با شروع جنگ تحمیلی، به عنوان بسیجی، داوطلبانه به جبهه‌های جنگ می‌رود و مدت شش ماه در جبهه غرب، در سرپل ذهاب، به مقابله با دشمن بعثی می‌پردازد. پس از آن به عضویت سپاه پاسداران درآمده و مدت چهار ماه به عنوان محافظ بیت امام خمینی(ره) به خدمت مشغول می‌شود.

دریافت لقب «شیر کوهستان»

شهید خندان پس از مدتی دوباره به جبهه باز می‌گردد اما گاهی که به مرخصی می‌رود، به دیدار امام(ره) می‌رود و پس از کسب روحیه، دوباره به جبهه باز می‌گردد. عمده فعالیت‌های وی در طول جنگ، در منطقه غرب انجام می‌گیرد.

او در طول خدمتش در جبهه، به خاطر رشادت و لیاقتش، به مدارج بالایی در مدیریت جنگ نایل می‌آید. او از بسیجی عادی و رزمنده، به فرماندهی تیپ عمار لشکر ۲۷ حضرت رسول(ص) ارتقا می‌یابد.

خندان در جبهه غرب و در کردستان، چنان رشادت و شهامتی از خود بروز می‌دهد که لقب «‌شیر کوهستان» دریافت می‌کند، بطوری که ضد انقلاب در کردستان، برای سرش جایزه تعیین می‌کند.

آغاز فعالیت ضد صهیونیستی از سال ۱۳۶۱

شهید مهدی خندان در خردادماه سال ۱۳۶۱ همراه با حاج احمد متوسلیان و دیگر رزمندگان به لبنان اعزام می‌شود و حدود چهار ماه در آن جا به فعالیت ضد صهیونیستی می‌پردازد

شهید مهدی خندان در طول خدمتش در جبهه غرب و در کردستان، چنان رشادت و شهامتی از خود بروز می‌دهد که لقب «‌شیر کوهستان» می‌گیرد، و ضد انقلابی‌ها در کردستان، برای سر او جایزه تعیین می‌کنند.

شهادت در کانیمانگا

مهدی خندان، فرمانده تیپ عمار لشکر ۲۷ حضرت رسول(ص) در ۲۸ آذر سال ۶۲ همزمان با اربعین حسینی در مرحله سوم عملیات والفجر ۴ در ارتفاعات کانیمانگا، هنگام عبور از میدان مین و سیم خاردار، توسط گلوله تیربار دشمن به درجه رفیع شهادت می‌رسد. مراسم تشییع و تدفین این شهید در گلزار شهدای روستای سیو بزرگ لواسان انجام شد.

فرازی از وصيت‌نامه شهید

قطره باشيد در سيل خروشان و شفاف انقلاب اسلامی و نه ريزه سنگ سردرگم و خار و خس شناور. خمينی حجت و دست هدايت خداست، پس وای بر ما اگر اطاعتش نکنيم.


روحش شاد یادش گرامی راهش پررهرو

برای شادی روح پاک همه شهدای عزیزمون صلوات

اَللّهُمَ صَلِ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
اَللّهُمَ صَلِ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
اَللّهُمَ صَلِ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

#قرار_معنوی
#یادبودشهیددفاع‌مقدس‌مهدی‌خندان

...
سبزی خشک
نعنا_سبزی‌خوردن_شوید_پونه
Saeedi
۸۰
#سبزی‌خشک
#نعنا #سبزی‌خوردن #شوید #پونه‌وحشی
سلام دوستان امیدوارم حال همتون خوب باشه و زندگیتون بروفق مرادتون پیش بره 🙏🏻❤
یه سوال:
تاحالا سبزی خوردن خشک کردین؟
اگه نکردین حتما اینکارو بکنین واسه توی ماست عالیه منم باراولم بود یه روز غروب که رفتم بیرون واسه پیاده روی موقف برگشتن یه خانومی رو دیدم سبزی خوردن میفروخت یه پلاستیک ازش خریدم برگشت گفت خانوم همین دوتا پلاستیک مونده میشه هردوشو ببری منم برم خونم ؟
گفتم هیچکی توخونه ما سبزی خوردن نمیخوره ولی باشه میبرم.
گفت کوکو درست کن یا خشک گن گفتم عه با سبزی خوردن میشه گفت آره
این شد که یه مقدار نگه داشتم بقیه شو شستم آبش که رفت توسینی پهن کردم گذاشتم زیر پنکه حسابی که خشک شد کف مال کردم از اونحا که تره فرنگی یخورده سخت خورد میشه مجبور شدم آسیاب کنم عالی شد
قسمت وسط سبزی خوردن هست زیرش خشک شده ش هست و زیر اون پودر شده ش
نمیدونین چه عطری داره عطر ریحون و نعنا و تره و..‌.‌
اگه امتحان نکردین حتما اینکارو بکنین.
ببخشید پرحرفی کردم روزتون بخیر ❤😘
...
وهمچنان دلمه ...
Saeedi
۲۴۸

وهمچنان دلمه ...

۵ روز پیش
#دلمه‌برگ‌مو
💚💚💚 جای همتون سبز عزیزانم 💚💚💚
...
کلم‌پلو شیرازی
Saeedi
۷۱

کلم‌پلو شیرازی

۵ روز پیش
#کلم‌پلو‌شیرازی (زمستون ۱۴۰۰) برف بازی (اولنگ)
...
کباب(خونه‌باغ)
عیدقربان‌پارسال
Saeedi
۸۸
#کباب‌بره
💚💐💚 جای همه ی دوستان قشنگم سبزِسبز 💚💐💚
...
#قرارمعنوی
آش‌ماست(استان‌گلستان)
Saeedi
۱۴۲
#قرار_معنوی
#یادبودشهیدبزرگوارمدافع‌حرم‌شهیدجوادالله‌کرم
تاریخ تولد: ۶۰/۴/۲
محل تولد: تهران
تحصیلات : لیسانس
تاریخ اعزام: از اغاز جنگ سوریه(۱۳۹۰)
عنوان نظامی: فرمانده

شهید ۳ بار در تاریخ ۹۳/۴/۱ ، ۹۳/۶/۳۰ و ۹۴/۷/۱۲ به درجه رفیع جانبازی نائل امدند و در نهایت در تاریخ ۹۵/۲/۱۹ ساعت ۵ صبح در جبهه خان طومان دعوت حق را لبیک گفت.

برای شادی روحش صلوات
اَللّهُمَ صَلِ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

جوانی در خانه خدا
پدرم می گفت: نشود به این بچه بدون وضو شیر بدهی ، مادرم هم خیلی مراعات می کرد. روحیه آرامی داشت. مادرم هیچ وقت دغدغه جواد را نداشت همیشه راه های خوبی را انتخاب میکرد. پایش که به خیابان باز شد رفت به مسجد، زندگی و تفریحش شد بسیج و مسجد. اوج جوانیش را در خانه خدا گذراند.

مهربانی
بسیار مهربان بود از همان کودکی همینطور بود ، همینطور بزرگ شد ، در هر جمعی که می نشست دوستی و محبتش جمع را تحت تاثیر قرار می داد.


شاکرالانعمه
خودش را موظف می دید برای هر نعمتی  که خدا بهش داده شکر بجا آورد خیلی وقت ها سجده شکرش هم بجا می آورد.
هربار که باران می آمد سجده شکر می رفت. از نعمت های خدا بدون شکر نمی گذشت.

اخلاق خوب
روز اول خواستگاری گفت اخلاق برای من مهمترین چیز است می گفت کسی که اخلاق ندارد ایمان ندارد.

این همه گناه از ما این همه نعمت از تو

یک بار درخت پر باری دید حسابی رفت تو فکر محو درخت شده بود و در حال و هوای خودش بود همینطور که چشم از میوه ها برنداشته بود گفت: «این همه گناه از ما این همه نعمت از تو»

دست بوس
همیشه دست پدر و مادرش را می بوسید. طوری که ناگفته بچه هایش هم این را وظیفه خودشان می دانستند.
این اخلاقش هم مثل مودب بودنش زبانزد بود هیچ چیز مانع احترام و عزت گذاشتن به پدر و مادرش نمی شد.

مراعات بیت المال
به همکارانش می گفت بچه ها نظام انقدر پول ندارد باید خیلی مراعات بیت المال را بکنیم. خیلی ناراحت بود از دست کسانی که دلسوزی نمی کردند.


مسئولیت پذیری
کار را بهش می سپردی خیالت راحت بود  تمام و کمال انجام می دهد اگر مسئولیتی می پذیرفت جواب گو بود می گفت کار را باید با سختی و مسئولیتش پذیرفت. حتی هزینه تصمیمات اشتباه و خسارتش را هم شخصا خودش به گردن می گرفت.
مسئولیت پذیری از توصیه های همیشگی جواد به پسرش بود.

خوش فکری
سعی می کرد بهترین راه و مفید ترین کار را انجام دهد قبلش حسابی فکر می کرد تا بهترین کار را با کمترین هزینه انجام دهد همه می دانستند پیشنهاد جواد از بهترین هاست.
برای اجرایی کردنش هم خودش پیش قدم بود منتظر کسی نمی ایستاد یک تنه کار را پیش می برد.

وظیفه شناسی
می گفت مهم نیست چه مسئولیتی داریم و کجا هستیم، هرجا که هستیم باید درست انجام وظیفه کنیم. خیلی برای کارش دل می سوزاند.حسابی خودش را سر کار خسته می کرد. هر جا دوره تیر اندازی بود او هم شرکت می کرد از سر کار می آمد آنجا، یه موقع هایی می دیدیم از خستگی جانی برایش نمانده. ولی باز با همان وضعیت از بهترین ها بود.

ترس با او غریبه بود
با اینکه فرمانده بود و همه گوش به فرمانش ولی در عملیات های سخت بعد از تشریح دقیق منطقه و دشمن، راه می افتاد می گفت دارم می روم هر کس می خواهد بیایید، کسی را صدا نمی زد، نگاه نمی کرد چند نفر دنبالش می آیدند.همرزم هایش می گفتند در چشم جواد هیچ ترسی وجود نداشته.

کربلا
دو شب قبل از شهادت زنگ زد.مشهد بودم، گفتم چه خبر حالت چطوره؟ گفت سرم خیلی شلوغ است خیلی کار دارم، کمبود خواب دارم خیلی خسته ام درگیری ها خیلی زیاد است. گفت برگردم میریم کربلا، کربلا همه مشکلات برطرف میشه.

شهید نشویم میمیریم
در اردوی راهیان نور، از یکی از تابلو ها عکس گرفته بودم که نوشته بود « حواسمان باشد اگر شهید نشویم میمیریم » به جواد که نشانش دادم تا ساعت ها رفته بود در فکر، می گفت واقعأ همینگونه است « شهید نشویم می میریم»


شب اخر
قسم می داد ازش عکس نگیرند گفتم وظیفه من تهیه عکس است می گفت از کار ها بگیر از چهره من نه ، شب بود همه جمع نشسته بودیم داشتیم شوخی می کردیم گفت بچه ها امشب کمتر شوخی کنید. تعجب کردم گفتم جواد نکنه داری شهید میشوی گفت آره نزدیکه ،هاج و واج مانده بودیم چه بگوییم همه لحظاتی در سکوت رفتند یکی از بچه ها دوربین آورد گفت: بگذار چند تا عکس بگیریم گفت باشه نشستیم چند تا عکس مجلسی انداختیم فرداش جواد شهید شد.

روحش شاد یادش گرامی راهش پررهرو

برای شادی روح پاک همه ی شهدای عزیزمون صلوات :

اَللّهُمَ صَلِ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
اَللّهُمَ صَلِ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
اَللّهُمَ صَلِ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

#قرار_معنوی
#شهیدجوادالله‌کرم
...
کره‌بادام‌زمینی‌خونگی
Saeedi
۱۵۲
#کره‌بادوم‌زمینی‌خونگی
مواد لازم :
بادام زمینی ۱/۵ لیوان
روغن زیتون یا کره صبحانه ۱ تا ۲ قاشق غذاخوری
نمک ۱/۳ قاشق چایخوری
عسل ۱ تا ۲ قاشق غذاخوری (بسته به ذائقه خودتون)

طرزتهیه :
اول بادوم زمینی هارو پوست بگیرید.
بعد توی تابه روی گاز یا توی سینی توستر یافر ترد کنید
همونطور داغ بریزید توی غذا ساز یا آسیاب برقی نمک رو اضافه کنید وپودرش کنید
توجه کنید هر ۵ ثانیه که دستگاه کار میکنه خاموشش کنید چند ثانیه استراحت بدید و دوباره روشن کنید و هر دفعه با کاردک کره رو که کم کم به روغن میشینه از دور طرف غذا ساز جمع کنید وسط .
۴ یا ۵ بار اینکارو انجام بدید و بعد وقت اضافه کردن روغن زیتون یا کره هست یکبار دیگه دستگاه رو بزنید تا روغن زیتون یا کره باهاش قشنگ مخلوط بشه حالا عسل رو به مواد اضافه کنید و هم بزنید و در ظرف مورد نظر بریزید و در یخچال نگه‌دارید.
اگه تا حالا کره بادوم زمینی از بازار تهیه می‌کردید حتما دقت کردید بعضیاشون روشن هستن و روان‌تر و بعضیا تیره تر و غلیظ تر
اون روشن تره رو بهش آرد میزنن تا مایع یکنواختی بهشون بده هم براشون به صرفه تر هست چون سنگین میشه و همه میدونیم که آرد از خود بادوم زمینی خیلی ارزونتره .
پس تو خرید کره بادوم زمینی دقت کنید کره بادوم زمینی طبیعی باید خیلی غلیظ باشه مزه بادوم غالب باشه.
...
لوبیاپلومرغ
Saeedi
۷۵

لوبیاپلومرغ

۲ هفته پیش
#لوبیاپلومرغ
💚💚💚 جای همه‌ی دوستان عزیزم سبز 💚💚💚
...
پیتزاماکارونی
Saeedi
۲۴۶

پیتزاماکارونی

۲ هفته پیش
#پیتزا‌ماکارونی
💝💝 تقدیم‌به‌نگاه‌گرم‌همه‌ی‌شما‌دوستان‌نازنینم 💝💝
...
#قرار_معنوی
عدس‌پلومرغ
Saeedi
۸۵
#قرار_معنوی
#یادبودشهیدبزرگوارمدافع‌حرم‌مهدی‌نوروزی
داستان زندگی شهید نوروزی در کشاکش جنگ و صلح بود، روح سرکش او آرام نداشت و تنها شن‌های داغ عراق بود که توانست با مکیدن خون سرخش آرامش کند. شهیدی که در سال ۸۸ با شهادت در قامت مدافع حرم به آرزویش رسید.

 «شیر سامرا» لقبی است که عراقی‌ها به شهید مهدی نوروزی داده‌اند، مادرش می‌گوید این لقب به این علت است که بسیاری از رزمندگان را از محاصره دشمن خارج کرده و خط شکن بوده است. داستان مهدی نوروزی کمی به قبل‌تر از حمله داعش به عراق و سوریه برمی‌گردد.

سال ۸۸ که تهران یکپارچه توسط منافقان و ضد انقلاب آتش شده بود، تصویرش دست به دست می‌شد و او را به دروغ یکی از اعضای حزب‌الله لبنان و برادر شهید «منیف اشمر» معرفی می‌کردند. داستان شهید مهدی نوروزی از خیابان‌های سرد و سیاه تهران شروع شد و در بیابان‌های داغ سامرا با شهادت به پایان رسید😔🥺

مادر شهید: به کربلا سفر کرده بودیم و مهدی نیز به عنوان مدافع حرم آنجا بود؛ داخل حرم امام حسین (ع) به من گفت: «مادر یادت نره زیر قبه دعا کنید که آقا شهادتم رو امضا کنه»🥺🥺🥺 منم اولین دعایی که کردم به آقا گفتم: «این مهدی ما شهادت میخواد شهادتش رو امضا کن و قبولش کن»😭😭😭

در مسیر بازگشت ما را تا مرز همراهی کرد و بعد از آن نگران اوضاع سامرا بود. خودش دیگر وارد خاک ایران نشد چون ممنوع خروج‌اش کرده بودند که نتواند به عراق و سوریه برود، اما بعد از پیاده روی اربعین که مجوز داشت از ایران خارج بشود دیگر وارد کشور نشد و در عراق مانده بود. مرا به برادرش سپرد. موقع خداحافظی حال بسیار عجیبی داشت انگار هر دو احساس می‌کردیم که آخرین دیدار است‌😢😢😢

چند لحظه فقط او را نگاه کردم و با گریه روضه «جوانان بنی‌هاشم بیایید علی را بر در خیمه رسانید...» را برایش زمزمه کردم. یک ماه بعد از آن خداحافظی خبر شهادتش را آوردند 😭😭😭😭😭😭

روحش شاد یادش گرامی راهش پررهرو

برای شادی روح پاک همه شهدای عزیزمون صلوات

اَللّهُمَ صَلِ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
اَللّهُمَ صَلِ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
اَللّهُمَ صَلِ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

#قرار_معنوی
#شهیدمدافع‌حرم‌مهدی‌نوروزی
...
پست تقدیمی
Saeedi
۵۲۲

پست تقدیمی

۲ هفته پیش
#دلمه‌برگ‌مو
سلام دوستان این پست رو تقدیم میکنم به👇👇👇
بانو ایران پوران‌ و توران برومند بانو رویا ۱۳۴۸
کردبانوی مهربونم GHOGHNoOS مامان‌سالارم
مهنازجون مامان حدیث سلطانی حدیث سلطانی عزیزم
leili.a خاله مژگان پروانه خداجوی hadis Naderi
maral farhadi مژگانFood ReyHAnEH 313
خانوم‌حسین‌آقا سرآشپز پاپیون حدیث❤يوسف
Leila sadri عزیزم mohaddeseh
مامی النا یه پروازی ❤زهرا نور❤ بین الحرمین
یازهرا عصرپاییزی ریحون سرآشپز fatemeh.mahdi
آشپزخونه نگار آشپزخونه setayesh محبوبه عباسی
مامان آروشا و آرسام ♡سحربانو ♡ خانوم آقای‌خسروی
sarnevesht مامان پریاورضا مامان کیارش و کیارا
تاراRR خانوم‌آقای‌نوری Vida.k زهرا ازآستارا
عسل بانو آرنیکا مامان امیرسام فریبا *مهسا_تبریز*
منیژه سلوی بانوی کرمانی نداکلوچه نیایش
Dokhmal mamaneSh yalda it.fatemeh
مامان راستین بته جقه مریم atefeh karimi
sedi farah froughi Arezoo1360 نرگس‌ر‌مضانی
شاهزاده ی کوچکم خورشیدطلایی PrincessFood
Madiheh.G شقایق ولایتی آرنیکا سمیه61 m.cook
مامان رضا و زینب فاطمه مامان زینب KiANA
مامان مبیناوعلی زهره خانوم سهیلاSM مامان سارا❤
❤❤❤yamin❤❤❤ مامان حسینم حسینی شونم
♡marvah♡ یسرا Alin Arsin سحر ۶۵۰
شف سادات ستاره وسارا مامان امیر و یاسمن
Delnia.Food aisa.joon رونیکا مامان روشا
مامان صباویلدا کارگاه کوچک‌عسلک ZahraHosini
Arka19951994 ghazaleh mahiii Sominaz
نیایش مامان کیان مامان مجتبی مامان کیان جون
مرضیه السا ❤ سولماز ❤ نازنین بانو bitajoooon
تارا ایلام بانوی بختیاری بهاره (حمید) خانوم آقاداوود
ابوالفضل ونرگس خانوم‌آقای‌سید خانوم آقای مصدق
نیلوفر عشق آقاعلی حدوکدو هنگامه لر النا
سوداجون مامان ماواfarep مامانaysssel ارکیده
mahshid.r1401 sahar AKram&javad roz
مریم خانوم دوشیزه Fatemeh~ fatemeh~
مامان مهیاروبهار فاطیما 73 نفس حبیبم مریم .م
آشپزخانه من آشپزی با ساجده آشپزی با نیوشا
motahareh... ema 58 مامان ایل آی سودا فافا
مامان ثمین و صبا مامان محمد فرهام ثمین خانوم
معصومه مریمی رازقی لیلا باران‌اردیبهشتی
F.cheghini ماه بانو آشپزخانه نیوشا مامان محمد
فاطمه امیدی ...nastaran فرشته (شیرازی)
بوغدا شینا چراغی پور یلدا ❤ marziii ❤
*Zeina. 82* yeganeh (تهران) مامی سولین هستیار
خانوم آقامحمدم مبین ماتیار مامان شایان سوگند
آرام دل‌ها سمیه مامان یزدان مامان عباس گلی
*سوگند* مامان سویلای zakieh Behrouzi
اسماءخانوم مامان‌مینا بانوی بختیاری لبخند
Saedeh.A raha taha khadijeh63 maman aa
مامان تهمینه و آرش مرضی و آرشی دختردی ماهی
زهرا و مهدیه مامان زهراومهدیه راحیل مامان‌علی‌آقا
mahshid.mahshad abedini Shiva m.cook
A❤SH❤K❤K Mari.rk ❤فاطی❤ *fariba*
دخی پرسپولیسی پاندای شوهرم الهام خانوم
پری خانوم صبح یاعلی(فاطمه جون) نون و نمک
مامان خونه چکامه حواگیلانیم نسیم از شمال
آسنا سفره‌تون پربرکت یاسین‌جون اشرف فاطیما73
مهنا خانوم آقاداوود ❤فاطمه❤ مهیا مامان‌محمدکیان
عطرگل نرگس نگارجون ماهدجون پرنیا آیسان‌گلی
yes. g ZoriaMM Mitra1370 1213 مامان‌آقارضا
❤atefeh❤ masomeh۸۸ Heli❤ya
Dampokhtak.99@ setayesh مامان رضاجان
مامان ابولفضل setareh poursamad قاشق سحرآمیز
مامان آیلا مهربانو نازگل مریم شاهی ستاره و سارا
زینب جون مامان حسام مامان حنا وحسین فرشته
مامان محمدحسین مامان نانا سوگل و سارگل
مامان مهسا Rose chef☕denj cookery.maria
مامان گل دخترا آیلین سرآشپزیگانه مامان آرادی
مامان آراد Sepideh ❤orkideh❤ Ziziiiiia
fatemeh Kazemi ❤aylar 75 fatemeh.r
فافی❤مهی مامان سیدطاها مامان بنیامین
sogol_86/2/7 ❤marzii❤ ساناز مامان امیرعلی
فری جون فری جون فرشته asma مهدیه‌رادمنش
مامان مرصاد رها (کرد) مامان آرتمیس رها☕
مامان‌ِ مهسا راضیه عاطی دوسی دوسی اعظم بانو
مامی روژان و روشنا آرزو مامان امیرسام زیرباران
فاطی تک فاطمه8956 مامان نفسم ⭐ستاره⭐
مانیا زهراعلیخانی مرضیه دهقان زینب علی پور
مامان آقابرسام مامان امیرعلی 63pouneh پریماه
هدیه خانوم آقا مجتبی ام البنین Baran صفورا
fatemeh.ch مامان دوفرشته sanaz.saman
f.ramezani مامان آراد مامان هنگامه سوگل Roz
یاصاحب الزمان یاحسین مظلوم Zahra avat
مامان‌علی‌کوچولو مامان‌ایمان ساجده sajedeh
دخترخرداد مامان هوراد مریم☀️جنوبی ♡maryam♡
☆☆sogol☆☆ Lyla رقیه گلی atefeh حفصه گلی savash بانوی ‌زهرایی اهورامزدا ❤zizi❤69❤
یه همسرنمونه آرامش زندگی مامان شایان عاطفه
مامان امیرحسین مامان حسین مامان‌علی بانوی‌خرداد
طاهره یه همسرنمونه آرامش زندگی مامان روژان
مامان کیهان صفیه avat مامان محمد فواد
maryam.mobaraki R*صفیه دخترمردادی ♡nazi♡ 🌠ارسلان و ارغوان 🌠سوگند @R@fatemeh@R@

دوستان قشنگم سعی کردم تا جایی که ممکنه کسی از قلم نیفته
لطفا اگه کسی دلمه دوست داره واسمش از قلم افتاده بگه اسم قشنگش اضافه میشه ... ممنون ❤😘
...
خوراک‌مرغ‌ با چاشنی‌چاقاله
Saeedi
۸۱
#خوراک‌مرغ‌باچاشنی‌چاقاله
🌿💐🌿 جای همتون سبز عزیزانم 🌿💐🌿
...
قورمه‌سبزی
#قرارمعنوی
Saeedi
۴۷۶
#قرار_معنوی
#یادبودشهیدبزرگوارمدافع‌حرم‌شهیداحمدمکیان

شهید احمد مکیان یکی از شهدای روحانی مدافع حرمی است که با نثار جانش برای اهل‌بیت (ع) و آرامش همه مسلمانان جهان سر از پا نشناخت و حالا همسر و مادرش عمل به وصیت نامه او و دیگر شهدا را عین سعادت میدانند.

به گزارش خبرگزاری حوزه، از همان دوران کودکی با هم سن و سالهایش فرق می‌کرد. رفتاری سنجیده، همراه با آرامش و متناسب باحال اطرافیان داشت  و همیشه همدل و همراه دیگران بود بعدتر درس حوزه را انتخاب کرد و همچون پدر بالباس روحانیت در مسیر ترویج دین و آئین محمدی قدم برداشت و تا آخرین سال‌ها و ساعت‌های زندگی‌اش لحظه‌ای خود را فارغ از آموختن و کسب فیوضات اخلاقی و معرفت الهی ندانست.

تمام کودکی‌اش را با مردم‌داری و خون گرمی اهالی خوزستان گره‌زده بود و قلبش نیز آیات نورانی کلام وحی را در خود محفوظ داشت و با عنوان طلبه مدرسه علمیه امام رضا (ع) قم در مسیر کسب علوم دینی پیشتاز بود که درنهایت با حضور در مناطق عملیاتی سوریه تنها تا سن 21 سالگی خویش را درک کرد تا به آرزوی قلبی خود و کسب فیض شهادت نائل شد.

از کلاس درس حوزه تا شهادت در دفاع از حریم حرم

شهید احمد مکیان از جمله شهدای مدافع حرمی است که برای نثار جان خویش برای اهل‌بیت (ع) و آرامش همه مسلمانان جهان سر از پا نشناخته و دست از تعلقات دنیایی خویش برداشت تا در آن‌سوی مرزها، مدافع حریم حرم زینبی و حریم سرزمین مادری‌اش باشد.

رحیمه هاشمی مادر شهید احمد مکیان هنوز هر وقت از فرزندش صحبت میکند لبخند روی لبهایش می‌آید، از روزهای اول تولدش که می‌پرسیم میگوید: هم‌زمان با سالروز ولادت امام محمدباقر (ع) در سال 73 عنایت خداوند همراه با بارش باران رحمتش شامل حالم شد؛ به‌واسطه شور و شعفی که با قدومش در دل‌های همه ما روشن کرد اسمش را احمد گذاشتیم.

مادر شهید مدافع حرم از دوران کودکی فرزندش باذوقی وصف‌ناشدنی می‌گوید: از همان سه‌سالگی بدون هیچ‌گونه آموزشی، تنها با شنیدن صدای پدر در هنگام اقامه نماز، قادر به خواندن نماز بود، باهوش خارق‌العاده‌اش مصمم به یادگیری و حفظ کلام‌الله مجید و روایات اهل‌بیت (ع) بود؛ او تنها حافظ نبود، چنان غرق در مفاهیم آیات و روایات می‌شد که با گذر زمان عقل و دینش نیز کامل‌تر شد.

آرزویی که محقق شد

آنطور که مادر شهید مکیان میگوید شهید عازم سفری زیارتی شده بود و به‌واسطه همراهی با نیروهای سپاه و فعالیت در پایگاه‌های بسیج و رفاقت و دوستی با مدافعان حرم، موضوع سفر به سوریه را مطرح کرد، باوجود مخالفت‌هایی که از جانب اقوام و درزمینه پذیرش از طریق سپاه پیش آمد بسیار مصمم، با اسم دیگری در لشکر فاطمیون نام‌نویسی کرد و به سوریه اعزام شد.

وی بابیان سخنان فرزند شهیدش بعد از مدت دو سال خدمت در جبهه‌های سوریه این‌گونه ادامه می‌دهد: «چرا ما باید همیشه شاهد شهادت عروج برادری باشیم و حسرت بخوریم که چرا ما از این قافله عقب‌مانده‌ایم، آخر صبر و تحمل تا کی؟ ما هم دوست داریم شهید بشویم و مشمول آیه شریفه و لا قتلو فی سبیل الله... قرار بگیریم.سرمان در دامان سرورمان حسین بن علی (ع) قرار بگیرد و از دست حضرتش آب بنوشیم، پس حال که این سعادت در خانه‌ی ما را کوبیده، سراسیمه به دیدارش خواهم شتافت».

مادر شهید با شنیدن سخنان و بی‌قراری‌های فرزندش نسبت به واژه شهادت و اینکه جواز این سعادت رضایت قلبی او خواهد بود، تنها با فراهم کردن زمینه ازدواج فرزندش راضی به اعزام مجدد او به این سفر بی‌بازگشت می‌شود.

بانو هاشمی از روزهای پایانی حضور فرزندش که به‌اتفاق به بهشت معصومه برای تشییع شهدای مدافع حرم رفته بودند می‌گوید: که احمد محل دفن خود و یکی از دوستانش را  نشانم داد و گفت دوست دارد در کنار شهدای اتباع افغانی دفن شود، چراکه آن‌ها نیز همانند ما ایرانی‌ها مدافع حریم حرم اهل‌بیت (ع) شده‌اند و جان‌برکف وصال جانان را برگزیدند.

درد دوری از فرزند ازیک‌طرف و سخنان بی‌تدبیر اطرافیان نیز بر سوز دل مادر بیش‌ازپیش می‌افزاید تا اینکه بعد از شهادت فرزندش، شبی در عالم خواب احمد را خوشحال در کنار بانویی پوشیه زده می‌بیند که علت بی‌تابی‌ مادر شهید مکیان را جویا شده و می‌گوید فرزندت در کنار من و در آرامش است و با دستان خود قلب بی‌تاب مادر را لمس می‌کند تا جایی که ازآن‌پس آرامش بر او قالب می‌شود.

روحش شاد یادش گرامی راهش پررهرو

برای شادی روح پاک همه شهدای عزیزمون صلوات

اَللّهُمَ صَلِ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
اَللّهُمَ صَلِ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
اَللّهُمَ صَلِ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

#قرار_معنوی
#شهیدمدافع‌حرم‌احمدمکیان
...
#خیرات اموات
Saeedi
۸۹

#خیرات اموات

۳ هفته پیش
#کیک‌کاکائویی
پنجشنبه‌ای‌دیگرویاددرگذشتگان‌حادثه#متروپل و#قطاریزد
...
مشاهده موارد بیشتر