محبوبه عباسی
محبوبه عباسی
ته چین مرغ و بادمجان
محبوبه عباسی
۲۰۰
حکایتی زیبا

✍در شهر خوی حدود 200 سال پیش دختر ماهرخ و وجیهه و مومنه‌ای زندگی می‌کرد که عشاق فراوانی واله و شیدای او بودند. عاقبت امر با مرد مومنی ازدواج کرد. این مرد به حد استطاعت رسید و خواست عازم حج شود، اما از عشاق سابق می‌ترسید که در نبود او در شهر همسر او را آزار دهند. به خانه مرد مومنی (به ظاهر) رفت و از او خواست یک سال همسر او را در خانه اش نگه دارد تا این مرد عازم سفر شود. اما نه تنها او ،بلکه کسی نپذیرفت.

عاقبت به فردی به نام علی باباخان متوسل شد، که لات بود و همه لات ها از او می‌ترسیدند. علی باباخان گفت : برو وسایل زندگی و همسرت را به خانه من بیاور. این مرد چنین کرد، و بار سفر حج بست و وسایل خانه را به خانه علی بابا آورد. همسرش را علی بابا تحویل گرفت و زن و دخترش را صدا کرد و گفت مهمان ما را تحویل بگیرید. مرد عازم حج شد، و بعد یک سال برگشت، سراغ خانه علی بابا رفت تا همسرش را بگیرد. خانه رسید در زد، زن علی بابا بیرون آمده گفت: من بدون اجازه علی بابا حق ندارم این بانو را تحویل کسی دهم . برو در تبریز است، اجازه بگیر برگرد.

مرد عازم تبریز شد، در خانه ای علی بابا خان را یافت، علی باباخان گفت، بگذار خانه را اجاره کردم تحویل دهیم با هم برگردیم، مرد پرسید، تو در تبریز چه می‌کنی؟ علی باباخان گفت: از روزی که همسرت را در خانه جا دادم از ترس این که مبادا چشمم بلغزد و در امانتی که به من سپرده بودی خیانت کنم، از خانه خارج شدم و من هم یک سال است اهل بیتم را ندیده‌ام و اینجا خانه‌ای اجاره کرده‌ام تا تو برگردی. پس حال با هم بر می گردیم شهرمان خوی.

❖زهد با نیت پاک است نه با جامه پاک
❖ای بس آلوده که پاکیزه ردایی دارد


✓✓ این پست تقدیم دوستان گلی که تو غیابم جویای احوالم بودند ..
ممنونم عزیزای دلم 🌹🌹

#محبوبه_عباسی
#ته_چین_مرغ_بادمجان
...
آش شله قلمکار
محبوبه عباسی
۵۹۷

آش شله قلمکار

۲ هفته پیش
درکانادا پیرمردی را به خاطر دزدیدن نان به دادگاه احضار کردند.
پیرمرد به اشتباهش اعتراف کرد ولی کار خودش را اینگونه توجیه کرد:
خیلی گرسنه بودم و نزدیک بود بمیرم، قاضی گفت:
تو خودت می دانی که دزد هستی و من ده دلار تو را جریمه می کنم و میدانم که توانایی پرداخت آنرا نداری به همین خاطر من جای تو جریمه را پرداخت میکنم، درآن لحظه همه سکوت کرده بودند و دیدند که قاضی ده دلار از جیب خود درآورد و درخواست کرد به خزانه بابت حکم پیرمرد پرداخت شود سپس ایستاد و به حاضرین در جلسه گفت:
همه شما محکوم هستید و باید هرکدام ده دلار:جریمه پرداخت کنید چون شما در شهری زندگی میکنید که فقیری مجبور می شود تکه ای نان دزدی کند؛ درآن جلسه دادگاه ۴٨٠ دلار جمع شد و قاضی آن را به پیرمرد بخشید.

شیخ شعراوی میگوید: اگر در شهر مسلمانان، فقیری دیدی، بدان که ثروتمندان آن شهرمال او را می دزدند...!


#محبوبه_عباسی
#آش_شله_قلمکار
#افطار
...
گیلانه

گیلانه

۲ هفته پیش
درها برای کسانی گشوده می شوند که جسارت در زدن داشته باشند.
جسارت داشته باش
با امید با عشق بامحبت
با تلاش در بزن
حتما درها گشوده خواهند شد به سوی روشنایی
زندگیتون پراز امید


#محبوبه_عباسی
#نوروز۱۴۰۰
...
خورش میرزا قاسمی
محبوبه عباسی
۳۵۷

خورش میرزا قاسمی

۳ هفته پیش
جسارت داشته باش و زندگی کن ...
اما جوری که خودت دوست داری ،
نه جوری که دیگران از تو انتظار دارند !
مهم نیست که تا مقصدت می رسی یا نه ،
و مهم نیست که تمامِ آرزوهایت محقق می شوند یا نه ،
مهم این است که حالِ دلت خوب باشد !
پس تا میتوانی شاد باش و از لحظه لحظه ی زندگی ات لذت ببر ...
و خودت باش ؛
خودت حاکم و معیار و قاضیِ کارهای خودت ،
خودت همه کاره ی دنیای خودت ،
و انگیزه ی آرزوهای خودت ...
تو نیاز به تاییدِ هیچکس نداری !

#محبوبه_عباسی
#میرزاقاسمی
#گیلان
...
کرم کارامل زعفرانی
محبوبه عباسی
۳۸۵
بالا رفتن سن حتمی است...
اما اینکه روان تو پیر شود بستگی به خودت دارد!

زندگی را ورق بزن...!
استکان استکان چای را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش.

مبادا،مبادا!
زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری دوست من

پایان آدمیزاد
نه از دست دادن معشوق است!
نه رفتن یار!
نه تنهایی!
هیچ کدام پایان آدمی نیست

آدمی آن هنگام تمام میشود و دلش پیر شود
که دنبال رویاهایش نرود...

شاد باش و شاد کن و لذت ببر
زندگی کوتاهست.

#محبوبه_عباسی
#کرم_کارامل_زعفرانی
#رمضان۱۴۰۰
...
ماهی شکم پر شمالی
محبوبه عباسی
۳۸۹

ماهی شکم پر شمالی

۳ هفته پیش
گاهی خودت رامثل یک کتاب ورق بزن،
انتهای بعضی فکرهایت " نقطه" بگذار که بدانی باید همانجا تمامشان کنی.
بین بعضی حرفهایت "کاما" بگذار که بدانی باید با کمی تامل ادایشان کنی.
پس از بعضی رفتارهایت هم "علامت تعجب" و آخر برخی عادت هایت نیز علامت "سوال" بگذار.
تا فرصت ویرایش هست... خودت را هر چند شب یکبار ورق بزن...
حتی بعضی از عقایدت را حذف کن ... اما بعضی را پر رنگ...
هرگز هیچ روز زندگیت را سرزنش نکن !
روز خوب به تو شادی میدهد،
روز بد به تو تجربه،
و بدترین روز به تو درس میدهد ...!
فصلها برای درختان هر سال تکرار میشود،
اما فصلهای زندگی انسان تکرار شدنی نیست ...
تولد ... کودکی ... جوانی... پیری و دیگر هیچ ...
تنها زمانی صبور خواهی شد که صبر را یک قدرت بدانی نه یک ضعف!
آنچه ویرانمان میکند، روزگار نیست،
حوصله کوچک و آرزوهای بزرگ است ...


#محبوبه_عباسی
#ماهی_شکم_پرشمالی
#رمضان۱۴۰۰
...
شیرینی نخودچی
محبوبه عباسی
۳۸۶

شیرینی نخودچی

۴ هفته پیش
انــســان ها
به ميزان "حقارتشان" "توهين" ميكنند.

به ميزان "فرهنگشان" "عشق ميورزند".

و به ميزان "كمبودهايشان" "آزارت ميدهند".

هرچه "حقيرتر" باشند، بيشتر "توهين ميكنند" تا حقارتشان را جبران كنند.

هر چه "فرهنگشان غني تر باشد"، بيشتر به ديگران "عشق ميدهند".

وهرچه "هويّتشان عميق تر باشد"، "محترمانه تر رفتار ميكنند".

به اندازه "دركشان" ميفهمند،
و به اندازه "شعورشان" به "باورها و حرف هايشان عمل ميكنند.

#محبوبه_عباسی
#شیرینی_نخودچی
...
باسلوق انار
محبوبه عباسی
۳۵۰

باسلوق انار

۱ ماه پیش
اگر نمی‌توانید دیگران را ببخشید هنوز از اصل جاودان حیات و مقام خود بی‌خبر هستید

و این چنین روایت شده که دو رفیق در دل کویری راه می‌رفتند. در میانه سفر ، بر سر موضوعی جدالی میانشان درگرفت و یکی از آن دو سیلی محکمی بر صورت دیگری زد. رفیقی که سیلی خورده بود بی‌هیچ حرفی بر روی ریگ‌های روان نوشت:" امروز بهترین دوستم سیلی محکمی به من زد "
آن دو به راهشان ادامه دادند. رفیقی که سیلی خورده بود در باتلاقی گرفتار شد که دوست دیگر به کمکش آمد و نجاتش داد . سپس روی تخته سنگی نوشت: "امروز بهترین دوستم مرا از مرگ نجات داد"
رفیق سیلی خورده به دوستش گفت: " وقتی کسی ما را می‌آزارد باید آن را بر روی ریگ‌های روان بنویسیم تا بادهای فراموشی بتوانند آن را با خود ببرند و از یادمان دور بسازند ، اما وقتی کسی کار نیکی برایمان انجام می‌دهد باید آن‌را بر روی تخته سنگی حک کنیم که حتی با باد هم به دست فراموشی سپرده نشود و از یادمان نرود."

❣در ابتدای بهار، بیاموزیم دلخوری‌ها را بر روی ریگ روان بنویسیم و نیکی‌ها را بر سنگ حک کنیم.


#محبوبه_عباسی
#باسلوق_انار
...
سیزده بدر
محبوبه عباسی
۳۷۶

سیزده بدر

۱ ماه پیش
آدمی به مرور آرام می‌گیرد، بزرگ می‌شود
بالغ می‌شود و پای اشتباهاتش می‌ایستد
آنها را به گردن دیگران نمی‌اندازد و دنبال مقصر نمی‌گردد
گذشته‌اش را قبول می‌کند، نادیده‌اش نمی‌گیرد
و اجازه می‌دهد هر چیزی که بوده در همان گذشته بماند.
آدمی از یک جایی به بعد می ‌فهمد
که از حالا باید آینده‌‌اش را از نو بسازد
اما به نوعی دیگر می‌فهمد
که زندگی یک موهبت است، یک غنیمت است،
یک نعمت است و نباید آن را فدای آدم‌های بی‌مقدار کرد!
اصلا از یک جایی به بعد
حال آدم خودش خوب می‌شود...

سیزده بدر خونه خواهرم

#محبوبه_عباسی
#کباب_چنجه
#سیزده_بدر
...
شیرینی شکوفه نارگیلی
محبوبه عباسی
۲۹۲
آدمی به مرور آرام می‌گیرد، بزرگ می‌شود
بالغ می‌شود و پای اشتباهاتش می‌ایستد
آنها را به گردن دیگران نمی‌اندازد و دنبال مقصر نمی‌گردد
گذشته‌اش را قبول می‌کند، نادیده‌اش نمی‌گیرد
و اجازه می‌دهد هر چیزی که بوده در همان گذشته بماند.
آدمی از یک جایی به بعد می ‌فهمد
که از حالا باید آینده‌‌اش را از نو بسازد
اما به نوعی دیگر می‌فهمد
که زندگی یک موهبت است، یک غنیمت است،
یک نعمت است و نباید آن را فدای آدم‌های بی‌مقدار کرد!
اصلا از یک جایی به بعد
حال آدم خودش خوب می‌شود...

#محبوبه_عباسی
#شیرینی_شکوفه_نارگیلی
...
برشتوک نخودچی شکلاتی
محبوبه عباسی
۲۰۷
اگر ما دردهایِ درونِ آدم ها را می دانستیم و حالشان را می فهمیدیم ؛ بیشتر درکشان می کردیم و کمتر آزارشان می دادیم ، کمتر از دستشان کفری می شدیم و کمتر قضاوتشان می کردیم .
گاهی آدم ها آنقدر خسته و زخمی و بریده اند که نمی توانند آرامش و تمرکزِ لازم را برای حفظ روابطشان داشته باشند ، حرف هایشان ، تیز و برّنده می شود و رفتارهایشان آزاردهنده ، اما واقعا قصد و نیتِ بدی ندارند .
آدم ها را درک کنیم ! این بزرگترین کمکی ست که از هرکسی برایِ خوب کردنِ حالِ دیگران بر می آید .
به گفتار و رفتارهایِ آنیِ شان برچسب نزنیم !
آدم های امروز ، همین اند ! دردهایشان را انکار می کنند تا قوی به نظر برسند و روی پای خودشان ایستاده باشند .
اما روزی کم می آورند و در نهایتِ خستگی ، زیرِ آوارِ دردها و مشکلات و حرف هایِ ناگفته شان لِه می شوند ... و شما نمی دانید که در آن لحظه با یک روحِ خسته و متلاشی طرفید ! و نمی دانید چه سخت است لبخند زدن ، در نهایتِ ویرانی ...
به جای جبهه گیری و قضاوت ، درکشان کنید
کمی که بگذرد ؛ خودشان فاصله ها را کم می کنند و دوباره می خندند ،
وقتی که زخم هایشان را ترمیم کرده اند و درد هایشان را خوب ،
وقتی که با مشکلات و نداشته هایشان کنار آمده اند ...


دوستان عزیزم کپشن هایی که برای پست هام در نظر میگیرم نوشته خودم نیست...


#محبوبه_عباسی
#برشتوک_شکلاتی
...
ماست خانگی
محبوبه عباسی
۲۷۵

ماست خانگی

۱ ماه پیش
"رنج نبايد تو را غمگين كند"
اين همان جايی ست كه اغلب مردم اشتباه ميكنند...

رنج قرار است تو را هوشيار تر كند؛ چون انسانها زمانی هوشيارتر ميشوند كه زخمی شوند، رنج نبايد بيچارگی را بيشتر كند.

رنجت را تنها تحمل نكن؛ رنجت را درک كن...
اين فرصتی ست براى بيداری،
وقتی آگاه شوی
بيچارگی ات تمام ميشود...

اگر كه به جاى محبتی كه به كسی كرديد از او بی مهری ديده ايد، مأيوس نشويد،
چون برگشت آن محبت را از شخص ديگری، در زمان ديگری، در رابطه با موضوع ديگری خواهيد گرفت.
شک نكنيد!
--> اين قانون كائنات است <--


از دوستان گلی که پست قبلی منو که تو پیج خودم به نمایش درآمده لایک کردند بی نهایت سپاسگزارم..
لطفتون مستدام


#محبوبه_عباسی
#ماست_خانگی
#ماست_کوزه
...
قهوه ترک
محبوبه عباسی
۱۹۲

قهوه ترک

۱ ماه پیش
اجازه ندارم بپرسم؛ خدایا چرا من!

آرتور اش قهرمان افسانه ای تنیس هنگامی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت، با تزریق خون آلوده، به بیماری ایدز مبتلا شد. طرفداران آرتور از سر تا سر جهان نامه هایی محبت آمیز برایش فرستادند. یکی از دوستداران وی در نامه خویش نوشته بود: "چرا خدا تو را برای ابتلا به چنین بیماری خطرناکی انتخاب کرده؟"

آرتور اش، در پاسخ این نامه چنین نوشت:
در تمام دنیا هر سال بیش از پنجاه میلیون کودک به انجام بازی تنیس علاقه مند شده و شروع به آموزش می کنند.
حدود پنج میلیون از آن ها بازی را به خوبی فرا می گیرند.
از آن میان قریب پانصد هزار نفر تنیس حرفه ای را می آموزند و شاید پنجاه هزار نفر در مسابقات شرکت می‌کنند پنج هزار نفر به مسابقات تخصصی تر راه می یابند.
پنجاه نفر اجازه شرکت در مسابقات بین المللی ویمبلدون را می یابند.
چهار نفر به مسابقات نیمه نهایی راه می یابند.
و دو نفر به مسابقات نهایی.
وقتی که من جام جهانی تنیس را در دست هایم می فشردم هرگز نپرسیدم که "خدایا چرا من؟" و امروز وقتی که درد می کشم، باز هم اجازه ندارم که از خدا بپرسم :"چرا من؟"

قهوه ترک کار خواهرم منزل مادر عزیزم

#محبوبه_عباسی
#قهوه_ترک
...
شیرینی برنجی
محبوبه عباسی
۲۴۸

شیرینی برنجی

۱ ماه پیش
قیصر امین پور چه زیبا گفت :
مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺭﻭﺡ ﻭ ﻗﻠﺐ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ کﻠﻤﻪ ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ :
"ببخشید"
ﻣﮕﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻋﻤﺮﯼ ﺭﺍ ﻫﺪﺭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺎﺯﻫﻢ ﮔﻔﺖ:
" ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﯿﮑﻨﻢ "
مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻏﺮﻭﺭ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺧﺮﺩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ی " ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ " ﻏﺮﻭﺭ له ﺷﺪﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺑﺰﻧﯽ !!؟؟
مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﮐﺴﯽ ﺯﻭﺩ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﺑﮕﻮﺋﯽ " ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ "
با ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ : ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﮐﺮﺩ؟
چه ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺨﺸﯿﺪ؟
گاهی ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻧﯿﺴﺖ ....
کاری ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﻣﺮﻫﻢ ﺩﺭﺩ ﺑﺎﺷﺪ، نیست.
گذﺷﺖ ﻫﻢ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ،
ﻭﻗﺘﯽ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﻢ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﺎﺭ ﻫﻮﯾﺖ ﻭ
ﺷﺨﺼﯿﺖ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ ....
انتظار ﺑﺨﺸﺶ ﻫﻢ ﻧﺎﺑﺠﺎﺳﺖ ....
شخصیت ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﺑﻪ ﺁﺷﻮﺏ ﮐﺸﯿﺪﯼ ، ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺁﺭﺍﻡ نمی ﺷﻮﺩ ...
آدمها را بفهمید، دل،آلزایمر نمی گیرد...


#محبوبه_عباسی
#شیرینی_برنجی
#نوروز۱۴۰۰
...
نوروز ۱۴۰۰
محبوبه عباسی
۴۹۷

نوروز ۱۴۰۰

۲ ماه پیش
گذر کردیم از این سال به آن سال
دل‌هایمان شکست و دل‌هایمان شاد گشت
بودند آنانی که برایمان از خود عزیز تر ولی حال نقشی از غریبه را نیز در دل ندارند؛
هستند آنانی که در این لحظه به جمع عزیزان دل اضافه گشته‌اند
و در پایان آنانی که بودند و هستند هر روز و هر لحظه در دل‌هایمان خود را عزیزتر و مهربان‌تر جای کرده‌اند
به امید، ماندن خوبان و شاد بودن لحظه‌ها از بودن‌هایی با جنس ثبات....

سال ۱۴۰۰ مبارک...
فیلم هفت سین رو هم گذاشتم ان شاالله که دوست داشته باشید...

#محبوبه_عباسی
#نوروز۱۴۰۰
...
مشاهده موارد بیشتر