عکس کیک هویج
رامتین
رامتین
۱۱۴
۱.۷k

کیک هویج

۱ هفته پیش
این کیک فوق العادس با دستور خوب خانم خدمتی عزیز
همونطور که تو فکر بودم علی بیدار شد ویه نگاهی به من کرد وبه دستم وگفت اینا چیه برگه های آزمون من وتو.اینا نه تنها برای آزمون تو هست آزمون مردانگی منم هست .بعد دستمالا رو گرفت واروم گفت هیس وبلند شد طرف در اتاق ویکدفعه دروباز کرد ویه آن دیدم یه خانمی که انگار گوششو محکم چسبونده بود به در واز زیر در علی سایه پاشو دیده بود ، یکدفعه گوله شد وتالاپ افتاد وسط اتاق 😁علی گفت فرمایشی داشتین اونم هول شد همونطور که کف اتاق یه وری افتاده بود کلی من ومن کرد گفت چیزه دنبال پوشک بچم اومدم.علی گفت نه اینجا نیست ولی بیا این دستمالا رو بجا پوشک استفاده کن.رفتی پایینم بگو من سرم درد میکنه ومیخوام بخوابم کسی سر وصدانکنه ودنبال پوشک بچتونم نیاین بالا وزنه با شرمندگی رفت.ماهم خوابیدیم.صبح علی اروم صدام کرد خانوم خانما بلند شو بریم صبحانه دارم از گرسنگی می میرم شب قبل از بس همه نگاهمون میکردن دو قاشق نتونستیم بخوریم.منم خسته ی خسته بودم دلم میخواست مثل زمان مجردی تا ظهر بخوابم ولی بلند شدم ویه آرایش مختصری کردمو وموهامو از پشت بستم ورفتیم پایین.ودیدیم از طرف خانوادم چندین مجمع صبحانه از شیر وکره وخامه وعسل طبیعی وتخم مرغ وحلیم و...فرستادن.طلا خانمم با یه اخم وقیافه ای اون بالا نشسته بود.طلا خانم کل دندانهای نیش وآسیاش روکش طلا داشت و وقتی میخندید یا ناراحت بود یه طوری دهنشو کج وکوله میگرد تا تمام دندانهاش مشخص میشد ومن واقعا از این حرکتش بدم میومد.
همه اقوام شوهر مشغول خوردن صبحانه بودن وتو یه کاسه بزرگم برامون گداخته(کاچی یا قیماق با پودر هفت مغز)فرستاده بودن.وطلا خانم هی غر میزد ومیگفت گداخته برا کی فرستادن لابد برامن فرستادن من باید بخورم ونقره خانم خواهرش هی میگفت خواهر بس کن هیس هیس.
خلاصه صبحانه هم نخوردم.کلا من از بچگی هر وقت ناراحت میشدم معده درد میگرفتم واشتهام کور میشد.بعدم به علی گفتم برم یه سر پیش مامانم اینا دلم تنگ شده گفت باشه .در راهرو بودم که شنیدم مادرش داشت میگفت یعنی چه ما دیشب منتظر بودیم جواب مردمو چی بدیم و...وعلی هم تو روش وایساد گفت این رسما مال زمان شما بوده دیگه ور افتاده اینا مسایل خصوصیه به خودمون مربوطه مردم غلط کردن وهر کی حرف مفت بزنه با من طرفه ودیگه طلا خانم ساکت شد.عصر قرار بود پاتختی باشه وبعدش ما بریم آبادان.رفتم خونه خودمون یکشبه چقدر دلم تنگ شده بود برا همه .عمه هام هم بودن داشتن برا عصر اماده میشدن باهمه روبوسی کردم انگار ازسفر قندهار اومدم😁.عمه منیرم کشیدم کنار وچندتا سوال خصوصی کرد ومنم گفتم ما که تخت خوابیدیم وهمه جریانو تعریف کردم.بعدش عمه بلند شد ورفت با مامانمو وعمه هام یک جلسه تشکیل دادن ومنم همش فکر میکردم دارن چی میگن.بعدعمه منیر گفت پاشو برو با علی آقا وروحی بریم پزشکی قانونی گفتم وا برا چی گفت بریم گواهی بگیریم برات زود پاشو .گفتم اه نمیخوام این لوس بازیا چیه تو این دوره زمانه همه روشنفکرن زشته علی خودش بدش میاد از این حرفا برا ما که تحصیلکرده ایم عیبه مسخره است.عمه منیر یه نیشگون از پهلوم گرفت گفت وای تحصیلکرده برو علیو بگوبیاد بریم روحی به جناب سرهنگ زنگ زده دکتر فلانی گفته تاسرم خلوته بیاد.منم سرخ شدم گفتم وای به جناب سرهنگ چه آبرومو بردین حالا چی فکر میکنه.عمه گفت اون فکری نمیکنه نگران نباش.خلاصه علی هم با اکراه وکلی غر غر کردن اومد رفتیم دکتر ومعاینه وگواهی با مهر وامضا وتاریخ صادر شد.تا اومدیم ساعت دو بود.علی گفت از این موضوع خانوادم ومادرم چیزی نفهمه ها من متنفرم از این حرکات عصر حجر.دم در عمه روحی گفت گوش کن ببین چی میگم این برگه را گم نکنیا بزار یه جای امن یه روزی میفهمی چرا این کار را کردیم ودعامون میکنی.
تند تند نهارو خوردیمو واماده شدیم برا پاتختی وتمام فامیل دو طرف بسیار زحمت کشیده بودن وکلی پول و طلا برامون جمع شد به اضافه طلاهای سر عقد البته چون میدونستن فعلا خونه سازمانی زندگی میکنیم وچیزی لازم نداریم پتو وپارچ ولیوان کادو نیاوردن😂.همه کادوها رو ریختم تو یه ساک کوچیک بعدم مراسم روبوسی با بغض وگریه وخداحافظی واز زیر قرآن ردمون کردن وپشت سرمون آب پاشیدنو ما رفتیم دنبال سرنوشت وبخش دوم زندگیم .ادامه دارد...
...
نظرات دستور پخت

کیک هویج

۰
neda
به به عالی کدبانو 👌
۱ هفته پیش
۰
A.s
عالیه گلم
۱ هفته پیش
۰
ROZA
نوش جونت عالی شده گلم
۱ هفته پیش
۰
miad
بله که همسری من کسی از خونوادش نمیتونست باهاش مخالفت کنه 😊اما آبجی بزرگم تا صبح منتظر موند😡😡بجای مادرم اومده بود چون مادرم به رحمت خدا رفته بود
۱ هفته پیش
۰
miad
واقعاچ جالب من عاشق قصه و رمانم اول فکر کردم همین یه تیکه ی آخره بعد دیشب فهمیدم این فعلا آخرین قسمتشه😑رفتم ازاول خوندم دیشب تونستم تا قسمت هفتش بخونم اخه بچم مریضه 😩😩
۱ هفته پیش
۰
Hasti
به به به کارای منم سربزنین
۱ هفته پیش
۰
لیلا
عالیه دوست عزیز
۱ هفته پیش
۰
maman hosein❤
عالیه
۱ هفته پیش
۰
Soheyla banoo
عالی شده دوست خوبم.خسته نباشی
۱ هفته پیش
۰
elham
داستانتون در عین سادگی و.روانی واقعا زبباست...@):-
۱ هفته پیش
دستورپخت های پیشنهادی
کیک هویج

کیک هویج

۲.۸k
کیک قرمزمخملی

کیک قرمزمخملی

۳۴.۱k
کیک شربتی

کیک شربتی

۳۲.۶k
کیک هندوانه ای

کیک هندوانه ای

۳۲.۵k
کیک هویج وکشمش

کیک هویج وکشمش

۱.۵k
کیک هویج و گردو

کیک هویج و گردو

۱.۵k
سایر کاربران
روزانه های شیرین و دلچسب من
کاربر فعال سرآشپز پاپیون
کاربر فعال سرآشپز پاپیون
کیک کرسی کیک یلدای
کاربر فعال سرآشپز پاپیون
کاربر فعال سرآشپز پاپیون