عکس ترشی سیر
مریم گلی
۱۹
۲۵۰

ترشی سیر

۲۸ تیر ۹۹
دیروز مطمئن شدم ڪه ماسک زدن خیلے ام ربطے به شعور نداره...

سر ظهر بود و ظهر گرما، تو تاڪسے ڪه سه نفر رو بیشتر سوار نمے ڪنه، نشسته بودم، آقایے هم بیرون تاڪسے ایستاده بود، دیرم شده بود، به راننده گفتم بگو سوار بشه تا بریم دیگه...گفت ماسک نزده، سوارش نمے ڪنم، بعد اضافه ڪرد: خیلے وقته وایستاده، بدون ماسک ڪسے سوارش نمے ڪنه، اتوبوس هم نیست!

تو ڪیفم ماسک اضافه داشتم، بهش دادم و سوار شد.

ڪلی تشڪر ڪرد و همش خودشو گوشه ے تاڪسے جمع مے ڪرد تا فاصله رو بیشتر رعایت ڪرده باشه، سر صحبت رو باز ڪردم و گفتم: اگه ماسک بزنین خودتون سلامت مے مونین...

گفت: ڪارگرم، هزینه ے زندگے نمے رسه ڪه بخوام ماسک و اسپرے ضد عفونے هم بخرم، بعد به یه روسرے ڪه دور گردنش بود اشاره ڪرد و گفت، همینو مے زنم، هر شب هم مے شورمش.

گفتم: خوب به خانمت بگو از همین روسرے برات ماسک درست ڪنه!

با تعجب گفت: مگه مے شه؟ چجورے؟

تو دلم گفتم اینهمه ڪلیپ تو فضاے مجازے ڪه طرز تهیه ے ماسک رو آموزش داده، یعنے به اینها هم دسترسے نداره، بعد من براش نسخه ے بے فرهنگے و بے شعورے مے پیچم!

با دستمال و نایلونے ڪه همراهم بود، طرز درست ڪردن ماسک رو بهش یاد دادم، خیلے دقت ڪرد و خودش هم امتحان ڪرد تا مطمئن بشه یاد گرفته.

نزدیڪای میدون، پولشو در اورد و به راننده گفت: ڪرایه ے این آبجے رو من حساب مے ڪنم.

شوکه شدم، گفتم دلیلے نداره ڪه شما ڪرایه ے منو حساب ڪنین...

گفت: درسته انسانیت شما رو نمے شه با ڪرایه ماشین جبران ڪرد، ولے من بیشتر از نیم ساعت زیر آفتاب وایستاده بودم، خیلے ها فهمیدن ڪه به خاطر ماسک ڪسے سوارم نمے ڪنه، شایدم ماسک اضافے داشتن، اما به خاطر قیافه و ظاهرم بهم ندادن، تنها ڪارے ڪه مے تونم براتون بڪنم، دعا ڪردن و حساب ڪردن ڪرایتونه.

خلاصه از او اصرار و از من انڪار ڪه تیر خلاص رو راننده زد ڪه ڪرایه ے هر ڪسے رو از خودش مے گیرم.

وقتی پیاده شدم دلم سوخت، شاید پول ماسک براے من پول خرد بود، اما براے خیلے ها بار اضافه است، شرمنده بودم از قضاوت زود هنگامم و خوشحال از این ڪه ماسک اضافے داشتم.


پ.ن: شاید صدقه ے این روزهامون، دادن ماسک به افراد بدون ماسک و دو تا پیس ڪوچک، اسپرے ضد عفونے ڪف دستاشون باشه...



بياييم سفير مهربانىِ او باشيم
...
نظرات