
ژله رولی
۷ مرداد ۹۹
#عشق_مجازی📱❤
#پارت_57
منو توآغوشش کشید_خانوممم خوبی؟چرادستموول کردی؟ قربونت بشم چیزیت که نشد؟
بانفس گرفته گفتم+خووببم...دلممم...تیرککشید...رفتم... ته دریا
محکم منو به خودش فشرد _همینکه خوبی یه دنیاس برام
آرادوستاره به ماکه رسیدن آرادبانگرانی گفت_چیشدنفس خوبی؟
+خوبم
ستاره_مگه شنابلدنیستی
+نه
******
5 ماه بعد
_سلام مامان
+سلام دخترم خوبی؟ خیلی دل تنگتم مادربابات ونکیساهم خیلی سراغتو میگیرین بیااینجاخب
_چشم مامان حتما میام
+خوشحال میشم عزیزم
بعدازکلی حرف زدن بامامان رفتم سرمیزشام همه بودن مامان وباباوستاره وآرادوسیاوش
سلام بلندبالایی دادم
امروز زیادحالم خوش نبود حوصله هیچیو نداشتم هیچکاریم دلم نمیخواست انجام بدم
سرمیزنشستم
آرادخیلی وقته که بیخیال من شده بود منومثل زن داداشش میدونست
ستاره هنوز زبونش نیش داشت ولی خودشو کنترل میکرد
بعدازخوردن شام همه روی کاناپه توشاه نشینی نشستیم
سرموانداختم توگوشیم وسرگرمش شدم
بابامحمد_خب سیاوش کاراچجوری میگذره پسرم؟
سیاوش+هی بد نیست باباجون
آراد_کارمنم خوبها باباااا
بابامحمد+باشه حسوداآقاکارای توچجوری میگذره؟
آراد_هی بدنیست باباجون
#عشق_مجازی📱❤
#پارت58
بابامحمدباحالت مسخره ای گفت+آخرشم این حسود میمونه
مامان مهتاب_من برم بگم آبمیوه ای چیزی بیارن شما ازاین حرفا دست بردارین
دستموروی دست مامان گذاشتم+من میرم مامان
_خودم میرم دخترم
+نه شما بشین میرم
هنوزچندقدم بیشترنرفتم سرم گیج رفت وکل عمارت دورسرم چرخید وافتادم زمین دیگه چیزی نفهمیدم
چشماموبازکردم که نورلامپی عزیزم کردبازچشمامو بستم وچندباربازوبسته کردم
تواتاقمون بودم نگاهم خوردبه سرم تودستم
بعدازچندثانیه بایادآوری که چیشدافتادم صاف نشستم
دراتاق بازشدم وسیاوش باقیافه ای داغون اومد داخل
تامنوبیداردیدسریع اومد سمتم ودستموگرفت
_خوبی نفس؟
+خوبم چیشده؟
_هیچی خانومم استراحت کن
+چراناراحتی؟
نیشش روتا بن گوشش بازکرد وپاشدایستاد
نگاه پرازسوالی بهش کردم
_نفسسسسس
+چیه چرادادمیرنی؟
_خانوممممممم
+خب چته نگرانم کردی
_قراره سه تابشیم
بعدازچندثانیه به حرفش فکرکردن فهمیدم منظورش چیه
+چیییییییی؟
خوشحال ازجام پریدم
+سیابگوجون من
_جون توخانوممممممممم
#عشق_مجازی📱❤
#پارت59
خودموپرت کردم توآغوشش که منو بلند کرد وچرخوند
بعدمنو گذاشت روزمین شروع کرد به گاز گرفتن دستش وسرخ شدن صورتش
واااای یعنی سیاوش انقدربچه دوست داره
دستش سرخ شده بود که رفتم جلو وگرفتم ازدهنش کشیدم بیرون
_سیاوش آروم باش خب توکه بدترمنی انقدرهیجانی شدی که هیجان خودمویادم رفت
+دوییدسمت سیستم وروشنشون کردیه آهنگ پلی کردوتاآخرصداشوبردبالا
دراتاق بازشدهمه بانگرانی نگامون کردن
سیاوش دویید سمت مامانش وبغلش کرد
_مامان...مامان...داری نوه دارمیشی
مامان مهتاب بعدازکمی فکرکردن چشماش برق زد
+دکتراینوگفت؟
_ارررررره
آرادنیم نگاهی بهم کردولبخندملیحی زد+مبارک باشه زن داداش
روکردبه سیاوش+مبارک باشه داداش
سیاوش داداششوبغل کرد_مرسی داداش
#عشق_مجازی📱❤
#پارت60
خیلی ذوق داشتم پریدم توبغل سیاوش وازخوشحالی اشک ریختم
+سیاااا
_جونم؟
+ازاین به بعد دوتا ازتودارم عشقم
سیاوش پیشونیموبوسید_خب منم دوتا ازتودارم زندگیم
مامان مهتاب+واااای خدادارم نوه دارررررمیشم خدایاحکمتتوشکرررر
نگاهی به ستاره کردم که اخماش توهم بود وهیچی نمیگفت وقتی چشماش توچشمام گره خورد نیشخندی زدوازاتاق خارج شد
اون لحضه هیچی وهیچکس نمیتونست ناراحتم کنه
******
هشت ماه بعد
_سیاااا
+جونم خانومم
_پاشو
+چرا؟
_آلوچه میخام بروبرام بخر
+یکم دیگه بخوابم
_خب هوس کردم سیا
سیاوش روتخت نشست وباپشت دستاش چشماشومالوندخمیازه ای کشید
+دارم میرم عزیزم
لباساشوپوشید
_دیگه چیزی نمیخای خانومم
+نه عزیزم مواظب خودت باش خانومم
...
طرز تهیه و دستور پخت های مرتبط

پاستیل رولی

ژله آکواریوم

ژله خرده شیشه

کیک گوشت با نان تست

اسلایس کنافه پسته
