
سفره هفت سین
۱ فروردین ۰۱
افتاحیه پست های سال جدید فقط باید سفره هفت سین باشه
باید چادر سفید گلصورتیاش را سر کند، جورابهایش را بکشد تا روی ساق پا، دمپاییهایش را بپوشد و شانس بیاورد مادرش جلویش در نیاید که "شازدهخانوم کجا؟"
🍃🎈🍃🎈🎈🍃🎈🎈🍃🎈🍃
باید از در بزند بیرون و پا تند کند و شانس بیاورد یک وقت آشنا نبیند که به حرف بگیرد... باید زود برود و زیر چادر دم کند و عرق بنشیند پشت لبش و شانس بیاورد که پیرمرد، سر چهارراه، نشسته باشد کنار باجه تلفن تا بتواند یک تومانیاش را با چند تا دوزاری تاخت بزند...
باید شانس بیاورد که صف تلفن شلوغ نباشد، شانس بیاورد که چانه آدمهای توی صف گرم نباشد، که تلفن سکهها را نخورد، که بالاخره نوبتش بشود، برود توی باجه، در را ببندد، گوشی را بردارد، سکه را بیندازد، تا بوق آزاد میشود چادر را روی سرش مرتب کند و صدایش را صاف کند و به کسی که آن طرف خط میگوید: "الو؟" بگوید: "ببخشید آقا محمد هستن؟!"
.
و شانس بیاورد آقا محمد باشد و نرفته باشد یک تُک پا نان بخرد و شانس بیاورد که کسی که گفته الو، نخواهد نصیحت کند که "دختر جون! این کارها خوبیت نداره" و بالاخره گوشی را بدهد به محمد. و دختر دلش گورپگورپ بکوبد به قفسه سینهاش و بالاخره بگوید "دوستت دارم" و صدای قنجرفتن دل محمد را از پشت گوشی بشنود...
.
از دالِ این"دوستت" تا میمِ "دارم" آن دوستت دارمی که فقط باید شانس بیاورد، سرعت نت خوب باشد که صفحه را باز کند و تایپ کند "دوسِت دارم" تومنی هفت صنار فرق میکند. قبول که آن یکی جلویش یک خط قلب و بوس و بادکنک و گیلاس و گل هم دارد!
.
هر چیز زیاد بشود، ارزان میشود. هرچیز فراوان شود، بیمقدار میشود...
اینجاست که میرسیم به برتری کیفیت بر کمیت.
بحث ابریشمیست که چلوار شده، حالا چه فرقی میکند چند متر، چند قواره؟
.
فرق است بین کاری که کریستف کلمب کرد تا کاری که تصویرهای هوایی از زمین میکنند. آن کشف است و این رصد.
.
کدام دوستت دارمِ به لطف وایفایِ سرِ پا، خاطره میشود؟
.
اینجا، لابلای دوستتدارمهای مکررِ مجازی، یک چیزی کم است، اینجا گلهای ریزِ صورتیِ معصومِ روی چادر کم است و صدای قلبی که تپیدن بلد است.
👤#سودابه_فرضی_پور
باید چادر سفید گلصورتیاش را سر کند، جورابهایش را بکشد تا روی ساق پا، دمپاییهایش را بپوشد و شانس بیاورد مادرش جلویش در نیاید که "شازدهخانوم کجا؟"
🍃🎈🍃🎈🎈🍃🎈🎈🍃🎈🍃
باید از در بزند بیرون و پا تند کند و شانس بیاورد یک وقت آشنا نبیند که به حرف بگیرد... باید زود برود و زیر چادر دم کند و عرق بنشیند پشت لبش و شانس بیاورد که پیرمرد، سر چهارراه، نشسته باشد کنار باجه تلفن تا بتواند یک تومانیاش را با چند تا دوزاری تاخت بزند...
باید شانس بیاورد که صف تلفن شلوغ نباشد، شانس بیاورد که چانه آدمهای توی صف گرم نباشد، که تلفن سکهها را نخورد، که بالاخره نوبتش بشود، برود توی باجه، در را ببندد، گوشی را بردارد، سکه را بیندازد، تا بوق آزاد میشود چادر را روی سرش مرتب کند و صدایش را صاف کند و به کسی که آن طرف خط میگوید: "الو؟" بگوید: "ببخشید آقا محمد هستن؟!"
.
و شانس بیاورد آقا محمد باشد و نرفته باشد یک تُک پا نان بخرد و شانس بیاورد که کسی که گفته الو، نخواهد نصیحت کند که "دختر جون! این کارها خوبیت نداره" و بالاخره گوشی را بدهد به محمد. و دختر دلش گورپگورپ بکوبد به قفسه سینهاش و بالاخره بگوید "دوستت دارم" و صدای قنجرفتن دل محمد را از پشت گوشی بشنود...
.
از دالِ این"دوستت" تا میمِ "دارم" آن دوستت دارمی که فقط باید شانس بیاورد، سرعت نت خوب باشد که صفحه را باز کند و تایپ کند "دوسِت دارم" تومنی هفت صنار فرق میکند. قبول که آن یکی جلویش یک خط قلب و بوس و بادکنک و گیلاس و گل هم دارد!
.
هر چیز زیاد بشود، ارزان میشود. هرچیز فراوان شود، بیمقدار میشود...
اینجاست که میرسیم به برتری کیفیت بر کمیت.
بحث ابریشمیست که چلوار شده، حالا چه فرقی میکند چند متر، چند قواره؟
.
فرق است بین کاری که کریستف کلمب کرد تا کاری که تصویرهای هوایی از زمین میکنند. آن کشف است و این رصد.
.
کدام دوستت دارمِ به لطف وایفایِ سرِ پا، خاطره میشود؟
.
اینجا، لابلای دوستتدارمهای مکررِ مجازی، یک چیزی کم است، اینجا گلهای ریزِ صورتیِ معصومِ روی چادر کم است و صدای قلبی که تپیدن بلد است.
👤#سودابه_فرضی_پور
...
طرز تهیه و دستور پخت های مرتبط

سوفله سیب زمینی و گوشت

سینه مرغ شکم پر

ته چین مرغ تک نفره

شیرینی تر فرانسوی

کیک تِرِس لِچِس شکلاتی
