عکس کاچی زعفرانی
دخی مازنی
۹
۱۸۵

کاچی زعفرانی

۱۴ آذر ۰۳
ایستاده بود گوشه مترو ،صندلی خالی شد،
ننشست،
گفتم پدرجان صندلی خالیه بیا بشین.
گفت لباسام کثیفه نمی‌خوام کثیف بشید.
شبیه کارگرهای ساختمانی بود.
پیرزنی که کمی آن طرف تر نشسته بود
گفت: آقا بیا بشین باز خداروشکر شما لباسات کثیفه بیشتر آدما ذاتشون کثیفه
زیر لباس قایمش میکنن:»

دلتون شاد لبتون خندون💞
...