Chef Z@hra
Chef Z@hra
کیک لیمویی
Chef Z@hra
۱۶۶

کیک لیمویی

۲ هفته پیش
سلام رفقا
منم حرف ناشناسی شدم 😂👇
https://harfeto.timefriend.net/16135900094598

من و پتوس خانوم اومدیم با یه عکس ساده...
یکم پژمرده شده درگیر کارای خونه بودم به کل فراموش کردم بهش آب بدم...
کلی پژمرده و ناراحت بود....حالا کم کم آشتی میکنه... 😉😊

خسته نباشید.... میدونم که همگی در تکاپوی عید و خونه تکونی هستین
حالا اگر چه کرونا هست و شاید سال ۱۴۰۰ هم عید و عید دیدنی مثل گذشته نباشه ولی اینکه همه جا تر و تمیز میشه و بعضی وسایل نو یا تعویض میشه کلا حس خیلی خوبیه....

بوی عید میاد، بوی بهار.....
امیدوارم پایان سال خوب و سال پیش روی بهتری داشته باشید عزیزای دلم...
دلم برای همه ی شما دوستام تنگ شده....😍🤗
کیک لیمویی من تقدیم وجود نازنین تک تکتون که یک دنیا برام عزیزید....

💙 یه نکته ای هست که میخام بگم
لطفا و لطفا و لطفا موقع تمیزکاری و زمان استفاده از مواد شوینده و سفید کننده مراقب باشید و در کنارش فکر سلامتتون هم باشین....

و اما ماجرای کیک لیمویی که یدونه لیمو تپل داشتم گذاشتم گوشه جامیوه ای که باهاش کیک بپزم ولی همسرم طی یک حرکت غافلگیرانه نصفشو خورده بود 😂 منم دعواش کردم 😂
مونده بود نصفش که به همون بسنده کردم رنده پوستش حدود یک قاشق چایخوری شد و حدود ۳ قاشق آب داشت 😂 و باید بگم که در نهایت کیکم ناکام موند از اون طعم و عطر بی نظیر لیمو چون باید مقدارش بیشتر بود تا عطرش خوب حس بشه ولی بافت کیک عالی شد جاتون سبز....

#دستور
کیک چهارتخم مرغی با رنده پوست لیمو و همون یکم آبلیموی تازه که با یک لیوان آب جوش درستش کردم و دو لیوان و دو قاشق غذاخوری آرد و یک و نیم لیوان شکر و یک سوم لیوان روغن زدم....🙄
حالا چرا دو لیوان و دوقاشق غذاخوری آرد؟ چون من میگم بگو چشم 😂
حس میکنم این میزان آرد خیلی مناسب هست واسه کیک و رسیدن به اون بافت دلخواه من....
دستور رو کامل ننوشتم چون شما دیگه خودتون استادین....😊

یک عالم عاشقتونم....😊☝ 😘❤
...
پست ویژه تولد :))
Chef Z@hra
۱۸۰

پست ویژه تولد :))

۳ هفته پیش
سلام بعد از یک هفته غیبت 😊
ریحون خوشگلم مرسی بیادم بودی
تولد قشنگت مبارک دوست خوبم 🤗🌱
هدیه من رو از دور پذیرا باش...
برات بهترین آرزوها رو دارم دوست مهربون و قهرالوی من 😂😍😘


پ.ن : ورق بزنید عکس مراحل هست...

#دستور
نان شیرمال با دستور سوزان شریعت عزیز
من برای سومین بار و با دو برابر دستور درستش کردم
برای دو برابر دستور از دو تا تخم مرغ استفاده کردم، سفیده ها رو داخل خمیر ریختم و زرده ها رو برای رومال نگه داشتم، ۵۰ گرم کره ذوب شده داخل خمیر ریختم و با حدود ۳۰ گرم دیگه کره به مدت ۱۵ دقیقه ورزش دادم عالی میشه...بقیه موارد هم طبق دستور....
میتونین برای نون مغز شکلات یا خرما هم بذارین عالی میشه...

https://sarashpazpapion.com/recipe/630a4b7911d80669a7dcb8018b171197
...
پست ویژه تولد :))
Chef Z@hra
۲۱۷

پست ویژه تولد :))

۴ هفته پیش
تولد قشنگت مبارک دختر زیبای زمستان 😍
چی خوشگل تر از اینکه روز تولدت با روز زن مصادف باشه...😍❤
تبریک گرم من رو برای تولد قشنگت و روز زن پذیرا باش...
خوشحالم باهات آشنا شدم و به وجودت افتخار میکنم نقاش من 😘❤
کیک خیس خوشمزه من تقدیم نگاه و قلب صاف و مهربونت...
کاش پیشت بودم و تقدیمت میکردم...
فقط بدون خیلی برام با ارزشی 😘❤

امیدوارم سال بعد در کنارت باشم و مادرشدنت رو بهت تبریک بگم مهربونترین فاطمه ی دنیا....
https://sarashpazpapion.com/user/5fa80e06507533.59139794

این پست بهانه ای برای تبریک روز زن به بانوان و مادران پاپیون...
دوستتون دارم روزتون مبارک....🌹


پ.ن: کیک خیس شکلاتی با #دستور نیکا عزیز
ممنونم
https://sarashpazpapion.com/recipe/6276c6b21563e692a73cbd354b36b68c
...
دَمی دُدِه :))
Chef Z@hra
۱۶۵

دَمی دُدِه :))

۴ هفته پیش
سلام
دمی دُدِه خوشمزه 😂 تقدیم به ویدا گلی و مهراد شیرین زبونش 😍
ویدا بلاخره موفق شدم دمی دُدِه بپزم 😂😂
با سالاد شیرازی مخصوووص خودت 😊❤
من زیاد سالاد شیرازیو مخلوط نمیکنم انگار له میشه 😐 از عجایب زهرا 😂
فقط ته دیگشو گذاشتم اونور بشقاب برا خودم دسسس نزن 😂😂

#دستور
دمی گوجه رو هر کسی به روش خودش میپزه
وقتی کوچیک بودم مامانم دمی گوجه رو اینطوری میپخت چون با پدربزرگ مادربزرگ یه جا زندگی میکردیم و بابابزرگم این مدلی خیلی دوس داشت...
مامانم به جای خرد کردن سیب زمینی ها، سیب زمینی ریز رو به تعداد دلخواه خیلی خوب و تمیز میشست و اواخر جمع شدن آب برنج داخل برنج ها فرو میکرد و تا دم کشیدن برنج سیب زمینی ها هم میپخت منم به یاد پدربزرگ خدابیامرزم این مدلی میپزمش....

اول یه پیاز متوسط رو نگینی ریز خرد میکنم و تفت میدم

بعد از اینکه پیاز طلایی شد یه قاشق مرباخوری رب، کمی زردچوبه، فلفل، کاری، دارچین و پودر زیره سیاه اضافه میکنم من عاشق عطر و بوشم 😍
بعد گوجه ها رو اضافه میکنم تا تفت بخوره و آب بندازه و کمی بپزه

بعد هم آب و برنج اضافه میکنم، مقدار آب بستگی به سلیقه شما داره که برنج رو دون دوس دارین یا شفته، آخه دمی گوجه شفته خوشمزه تره...

من به اندازه یک بند انگشت بالاتر از سطح برنج آب اضافه میکنم و وقتی آب کمی جمع شد یکم آب خنک دوباره اضافه میکنم واسه شوک برنج تا کمی قد بکشه اگر برنج ایرانی باشه سعی میکنم خیلی هم نزنم تا  زیاد شفته و سنگین نشه

قبل از جمع شدن کامل آب برنج ۴ تا سیب زمینی ریز که خوب شستم با پوست ریختم داخل برنج و کمی هم زدم

بعد از جمع شدن کامل آب برنج شعله پخش کن و دمکنی میذارم تا به مدت ۴۵ دقیقه دم بکشه و آمادست.... 😊


#نکات
_من نمک رو بعد از اضافه کردن گوجه و با آب برنج تنظیم میکنم تا مناسب باشه
_دارچین و زیره کمی برنج رو تیره میکنه اگه دوس ندارین اضافه نکنید
_در هر مرحله از پخت برنج اگر لازم بود بازم روغن اضافه کنید

امیدوارم دوست داشته باشین....
ممنون گل های زیبا ❤😊

#قرارگروهی
#قرار_گروهی
#دمی_گوجه
#کته_گوجه
...
سالاد خیار مخصوص
Chef Z@hra
۵۶
خوشمزه بود من و همسر که واقعا دوست داشتیم...
المیرا چندبار این سالادو توی پست هات دیدم و منم مشتری شدم 😍

ممنون از مامان حنا و حسام، سلوی عزیز 😊❤
#دستور

https://sarashpazpapion.com/recipe/1313f3781f7e6e46fd1a1f5326ec8f79
...
نان شیرمال
Chef Z@hra
۱۱۲

نان شیرمال

۱ ماه پیش
سلام رفقای جانم ❤
کلی زیاد دلم براتون تنگ شده...
به دستور بابا نون شیرمال پختیم....
ببخشید عکس عجله ای هست ولی ورق بزنید عکسا متفاوته...
اون بافت های تپل رو بابا درست کرده اون بزرگ زشته رو من...😂😂
بابام قبلا شیرمال میپخته...

نون شیرمال با دستور سوزان شریعت عزیز
من دستور رو دو برابر کردم و کلا دو تا تخم مرغ استفاده کردم سفیده ها رو به خمیر اضافه کردم و زرده ها رو با کمی زعفران رومال زدم
کره ۵۰ گرم اضافه کردم ولی بعد از جمع شدن خمیر با حدود ۲۰ گرم کره به مدت ۱۵ دقیقه ورز دادم، یک ساعت استراحت اول ۴۰ دقیقه استراحت دوم....
و اینگونه دستور پخت را کن فیکون کردم 😐😂😂
#دستور
https://sarashpazpapion.com/recipe/630a4b7911d80669a7dcb8018b171197

عاشقتونم....
سرم خلوت شه جواب محبت هاتونو میدم عزیزای دل 😘❤❤
...
قند رنگی
Chef Z@hra
۸۳

قند رنگی

۱ ماه پیش
سلام رفقا 😊🖐
فدای معرفتتون که سراغمو گرفتین خوشگلای من 😘
قندها رو با طعم توت فرنگی، وانیل و زنجبیل درست کردم....
بابام خیلی دوست داره.....😊
هم خوشمزست هم به صرفه....
بنظرم با پودر قند خیلی بهتر میشه تا شکر دانه درشت....😊
رنگ آبی شکر داره ولی صورتی پودر قند هست....

ممنونِ نگاه مهربونتون....😍❤
...
سوپ بلغور جو
Chef Z@hra
۱۶۷

سوپ بلغور جو

۱ ماه پیش
سلام 🤗
سوپ زودپزی زهرا.......
جای شما سبز 😊⚘

#دستور_سوپ
اول یک پیاز بزرگ رو نگینی درشت خرد کردم و با کمی روغن تفت دادم و گوشه دیگه ظرفم رب رو با کمی زردچوبه تفت دادم تا رنگ بندازه.
بعد یه تکه ران مرغ را همراه بقیه مواد که سبزی سوپ، هویج حلقه ای، شلغم نگینی درشت، کرفس،سیب زمینی نگینی، بلغور جو شسته و یک ساعت خیس شده و چوب دارچین بود رو اضافه کردم و در نهایت با میزان دلخواه آب اجازه دادم بپزه...
بعد از پخت کامل نمک رو بچشید و میزون کنید طبق ذائقه، و همراه فلفل و لیمو یا آبلیمو تازه سرو کنید...

#نکات
_میتوانید از بلغور گندم یا خرده برنج هم استفاده کنید

_من هر زمان سوپ میپزم هر سبزیجاتی داشته باشم اضافه میکنم برای همین همیشه سوپ هام متنوع و جدید میشه، حتی ذرت، قارچ، فلفل دلمه، کدو حلوایی...

_اگه مثل من سبزیجات شما پخته و فریز شده هست، نیازی نیست در زودپز رو ببندیم و همینطوری هم پخته میشه یک ساعت تا یک و نیم ساعت هم برای پخت کافیه، یا حداقل تا زمانی که مرغ خوب بپزه.

_ولی اگر سبزیجات تازه و نپخته بود یا اگه دوست دارین سوپ کمی له بشه و مرغ خیلی خوب بپزه یا تصمیم دارین سوپ رو میکس کنید، میتونید به مدت ۲۰ دقیقه تا نیم ساعت اجازه بدین با در بسته داخل زودپز بپزه.

_با اینکه طبیعت جو باعث میشه سوپ سفت باشه اگر مایل باشید سوپ سفت تر بشه میتونید یک ربع آخر پخت به میزان دلخواه رشته سوپ اضافه کنید.

_من سوپ خیلی قرمز دوست ندارم و رب کم میزنم شما میتونید بیشتر رب اضافه کنید.


امیدوارم مفید باشه
دوستتون دارم بی اندازه، بی حساب....😌❤
...
حلوای شیره انگور
Chef Z@hra
۲۵۹
سلام رفقای دوست داشتنی 😍

حلوای شیره انگور هوسونه من بدون شکر با شیره مامانبزرگ
خوشمزه شد جاتون سبز...🌼
عکس رو ساده گرفتم با آفتاب ملایم، اون گلای منم همیشه هستن 😂😍
...
سمنو نذری
Chef Z@hra
۱۱۶

سمنو نذری

۱ ماه پیش
#فاطمیه
شهادت بزرگ بانوی دو عالم فاطمةالزهرا (سلام الله علیها) تسلیت باد....
قرار بود این پست رو روز شهادت بفرستم که به خاطر تاخیر در پخت سمنو دیر شد
ممنونم از رفقایی که این روزا بیادم بودن، دعام کردم و حالم رو پرسیدن
خدا رو شکر خوبم ممنون از احوالپرسی هاتون مهربونای من 😍😊
شاید یه مدت برای رسیدگی به کارهای روزمره و علایقم کمی از مجازی دور بشم اما هستم در کنارتون جایی نرفتم....❤
ممنون از همگی و التماس دعای فراوان 🌼
🌼اللهم عجل لولیک الفرج🌼


#سمنو
نذری خاله عزیزم
۲۴ کیلو جوانه گندم بود که با کمک دستگاه شیره رو گرفتیم و دو تا آب شستیم
۴۰ کیلو آرد سفید اضافه کردیم و حدود ۴۰ ساعت روی حرارت بود که ۶ ساعتش سمنو رو دم کردیم تا به این رنگ زیبا رسید.
حین پخت وقتی موقع جوشیدن پرتاب میشد نشونه این بود که باید بهش آب اضافه میکردیم و همین روند رو ادامه دادیم تا به غلظت، پخت و رنگ دلخواه برسه....
ورق بزنید و عکس مراحل رو ببینید...


#دلنوشته_فاطمیه

مادر، حسین تنها شد...‌بعد از شما لبهای تشنه ی زیبای کوچکت هیچگاه سیراب نشد

مادر، حسن تنها شد.....بعد از شما تنهاییِ زیبایی و فروغ خانه ات کم که نه، هر روز بیشتر شد

مادر، زینب تنها شد.....بعد از شما هر روز و هر روز قلب زیبای زینت پدر پُر شد از غم و درد

مادر، علیِ شما تنها شد...مولای ما تنها شد و چه شب ها، چه روزها، چه زمان ها که سر در چاه نبرد و نگریست

مادر، از وقتی محسن شما جان نگرفته جان سپرد، دیگر تمام خوبی ها تمام شد....

مادر، همه یتیم شدیم....
مادر، بعد از شما دنیا دیگر دنیا نشد....

...
کوفته مرغ و هویج
Chef Z@hra
۹۰
شام خوشمزه کوفته مرغ و هویج خونه مادر گلم
دستپخت مامانی....😍❤
بخار ها رو میبینید دیگه؟ 😊😍😍

ممنون از محبتتون، دوستان با ارزشم.....
...
پان اسپانیای پرطرفدار
Chef Z@hra
۱۴۹
من اومدم با دسر آسون و پر طرفدار پان اسپانیا...🤗

برای اولین بار شب یلدا درستش کردم که کلی خاطر خواه پیدا کرد و همه همش درخواست میدادن بازم درستش کنم... 😊
حتم دارم شکلاتی یا زعفرانیش هم عالی میشه ولی من وانیل و نسکافه درست کردم چون پدرم شکلات و کاکائو اصلا دوست نداره....

دقیقا با دستور پاپیون هست فقط من چند قطره اسانس نارگیل به تخم مرغ زدم تا بو نده ، شکر رو سه چهارم لیوان زدم تا زننده نباشع و داخل موادم یک بسته پودر نسکافه ریختم که واقعا خوشمزه شد...
الانم تو یخچاله و در انتظاره که جا بیفته و بخوریمش 😆🌼
اون کوچولو واسه خواهر شوهره که درس میخونه، واسه جایزش 😆
اون بزرگه هم واسه بقیه ی خاطر خواهان...😊❤

تزیینشم که کلی پرماجرا شد میوه نداشتم چون همسرم طبق معمول اثری ازشون باقی نذاشته بود...گل محمدی هامم تموم شده بود....و باز من موندم و پودر نارگیل و شکلات چیپسی های معروف....😂
بیچاره ها همش که نباید تخمه هندونه بشن یبارم گل بشن 😂

❤❤❤ ممنون از محبت هاتون رفقای با ارزشم...❤❤❤

#پان_اسپانیا
#دسر
#نسکافه
#وانیل
#شکلات
...
راتاتویی فرانسوی موش سرآشپز
Chef Z@hra
۱۱۵
سلام 🤗❤
ورق بزنید عکس رو گازی و سنتی من هم ببینید که بعد از پخت هست 🤗😍 شام خوشمزه ما بودن همراه ترشی کلم در کنار مادرشوهر و خواهر شوهر عزیز...😊
من با راتاتویی یاد کارتون موش سرآشپز میوفتم خیلی قشنگ بود😍
آخه چقد خوبه این غذا، طعمش خیلی دلبر و خوشمزس...
رسپی واقعا منعطفی داره که میتونین طبق ذائقتون تهیه ش کنید
گیاهی و کاملا سالم...

#دستور راتاتویی
هویج و کدو و گوجه و بادمجون و پیاز حلقه ای رو چیدم.
سیب زمینی و فلفل دلمه و چند حلقه لیمو ترش تازه هم میتونید اضافه کنید. فلفل هالوپینو و کدو خورشی زرد هم در رسپی های خارجی استفاه میشه.
چقدر بهتر بود که پوست بادمجون ها رو اصلا جدا نمیکردم واقعا خوشمزه تره از نظر من
برای تهیه سس، رب رو همراه روغن تفت دادم، انواع ادویه های دلخواه و سبزی ترخون خشک و کمی شنبلیله رو اضافه کردم و تفت دادم تا رب رنگ بندازه.
بعد آب اضافه کردم و وقتی خوب مخلوط شد و جوشید به ماهیتابه که سبزیجات رو چیدم اضافه کردم و اجازه دادم بپزه عطرش عالی بود من عاشق عطر ترخونم 😌
فقط رزماری نداشتم و جاش خیلی خالی بود چون ادویه اصلی برای راتاتویی هست در نهایت نمک فراموش نشه.
.

#نکات
_سبزی های معطر خیلی خوشمزش میکنه، ترخون و رزماری و شنبلیله و ریحون حالا یا تازه و یا خشک و همینطور پودر سیر و زنجبیل عطر و طعم خوبی داره.

_اگه گوجه ها ترش نبود بهتره کمی پودر غوره یا چند تا دونه آلو به غذا اضافه کنید.

_پیاز بنفش و سفید هر دو برای این غذا مناسبه.

_افزودن مقداری کره و پوره سیر به سس یا تهیه سس با روغن زیتون طعم این غذا رو دلپذیرتر میکنه.

_بنظر من چاشنی و ادویه این غذا سلیقه ای هست. دستورهای مختلفی دیدم.

_برای سس بهتره از پوره ی گوجه هم در کنار رب استفاده کنید و میزان آب رو کم کنید که مطمئنا طعم بهتری خواهد داشت.

_چون کدو و گوجه هم حین پخت آب میندازه خیلی آب اضافه نکنید تا طعمش بهتر باشه و شکلش رو حفظ کنه و خیلی له نشه.

_کلاه بادمجونا رو دور نریزین عین من بذارین کنار غذاتون چون خیلی پرخاصیته و ب خصوص برای افراد دیابتی معرکست.

_بعد از کامل شدن پخت میشه اجازه بدین آب غذا کامل جمع بشه و بعد روی اون پنیر پیتزا بریزین و اجازه بدین آب بشه عالی میشه.

_برای پذیرایی و مهمونی هم غذای خوشمزه ای هست و هم دردسر زیادی نداره و خیلی هم زیباست. بهتره سعی کنید از سبزیجات یک اندازه استفاده کنید تا جذاب تر باشه.

_هم میتونید با فر یا توستر تهیه کنید و هم بدون فر

_با پلوی یکم شفته خیلی خوشمزست 😂😍

🌼سعی کردم یکسری نکات از رسپی های مختلف براتون بنویسم امیدوارم مفید باشه

جای همگی سبز 😊❤
دوستتون دارم بیش از پیش....❤

#راتاتویی
#یتیمچه
#بادمجون
#خوشمزه
...
دمنوش گل گاو زبان
Chef Z@hra
۶۸
دمنوش خوشرنگ گل گاو زبان برای قرار گروهی
چون عصر اینترنت در دسترسم نیست زودتر ارسال کردم
داداشم همیشه میگه گل گاو زبان رو دُز بالا درست کن 😂 اینم دُز بالاست....

ممنون بابت محبت های همیشگیتون ❤

#قرارگروهی
#قرار_گروهی
...
عکس قدیمی سینی صبحانه
(چالش مامی مهستی مهیاس)
Chef Z@hra
۴۱۷
خیلی حال و هوای تابستون خونه ی مادربزرگ خوب بود...
زمستوناش یجور قشنگ تابستوناش یجور قشنگ...

شبا موقع خواب با دختر خاله ها و خاله ها ریز ریز، زیر لحاف حرف میزدیم تا وقتی دعوامون کنن و ما هم ریز ریز بخندیم و بخابیم...
میگم لحاف چون شبای تابستون روستای ما کم از زمستون نداشت...

دیر میخوابیدیم ولی صبح ها از ترس اینکه کسی زودتر از ما بیدار بشه و نون خونگی که مامانبزرگ توی سرشیر، اونم از شیری که صبح خیلی زود دوشیده، خوابونده بود و حالا یه نون نرم خامه ای خوشمزه شده بود رو بخوره و از دستش بدیم، همون خروس خون بیدار میشدیم...
خروس خون که میگم الکی نمیگم، خروس مامانبزرگ میخوند، خروس همسایه میخوند، خروس همه ی همسایه ها میخوندن.....
چقد نون نرم شده توی سرشیر میچسبید طعم بهشت میداد...

اون صبحانه چرب و چیل رو میخوردیم با چشمای پفکی، هر کسی ام دیر بیدار میشد خبری از سرشیر نبود البته من سوگولی بودم و اگه دیر هم بیدار میشدم واسم یه تیکه رو طاقچه تو ظرف استیل قایم میکردن... یادمه یبار داییم صبح زودتر از من بیدار شده بود و همشو خورده بود و من کلی گریه کرده بودم و مامانبزرگ به جاش واسم قیماق آورده بود ...شکمو بودم دیگه
مینشستیم تو ایوون رو فرش دستباف قرمز مامانبزرگ که خودش بهش میگفت خِرسَکی، آفتاب تازه زده بود هوا بی اندازه بی نظیر بود هوای اول صبح تابستون روستا...
بوی تازگی بوی درختای بلند که بهش میگفتیم کبوده، بوی خاصی داشت
خونه مامانبزرگ سه تا درخت گردوی بزرگ داشت اونقدر بزرگ که کل حیاط چند صد در چند صد متریشون پوشیده شده بود از شاخ و برگ درختا و آفتاب به زور از بین برگ درختا خودنمایی میکرد و اشعه هاش به چشمامون میخورد و ما سرمست میشدیم....
درختای گردو یادگار و همراه خاطرات بچگیامون بودن، بهشون تاب میبستیم فرار میکردیم ازشون بالا میرفتیم، بهمون سایه میدادن، بوی برگاشون...
یادمه کوچیک بودیم با کلی اصرار دایی جون برامون به درخت گردو ته حیاط تاب میبست و ما نوبتی سوار میشدیم و همدیگه رو هل میدادیم، گاهی هم که قهر میکردیم و خودمون با پاهامون خودمونو هل میدادیم....

وقتی باد میومد صدای برخورد برگ و شاخه های گردو حس نابی بود که هیچوقت هیچی جاشو پر نمیکنه، به خصوص وقتی باد با خودش بوی عطر برگ گردو رو پخش میکرد....چشمامونو میبستیم و بووو میکشیدیم تا جایی که ریه هامون پر میشد از بوی گردو...

یادمه وقتی بابابزرگ مجبور شد واسه خاطر بازسازی خونه آخرین درخت گردو رو هم قطع کنه چقدر سر تکون داد و غصه خورد... همه باهاشون انس گرفته بودیم سخت بود دوری ازشون وقتی کوچیک بودم تنه ی درختو که بغل میکردم دستام به هم نمیرسید بس که تنومند بودن...
و همچنان چشمای بسته ما و بوی برگ درختا و آفتاب نرم صبح یه دفعه بوی چای تازه دم با عطر گردو قاطی میشد چشم که باز میکردیم کتری و قوری استیل رو دستگیره آشپزخونه با یه سینی پر از استکانای قد و نیم قد تمیز و یه قندون استیل پر قند کنارمون بود....

چرا قندهای خونه مامانبزرگ خوشمزه ترن؟....گاهی قندونو زیر و رو میکردیم تا آبنبات پیدا کنیم و همممیشه پیدا میکردیم...کسی نمیدونه شاید مامانبزرگ خودش قایمشون میکرد....
نزدیک ظهر بوی آبگوشت میپیچید....
بابابزرگ با الاغ سفیدش از باغ میومد و واسمون سیب و انگور میاورد....
انگور سیاه....گفتم انگور سیاه یاد درخت آلو سیاه ته حیاط افتادم که اوایل پاییز اوج بار دادنش بود و ما همش آویزونش بودیم و چقدر خوشمزه بود...
یادمه بابابزرگ یدونه کوزه داشت که با گونی کنفی مامان بزرگم پوشونده بودش که آبش خنک بمونه...
وقتی از باغ میومد دستاش و لباساش خاکی و پر از پینه و زخم بود ولی هیچکس چپ چپ نگاش نمیکرد...چون روستا بود...
یادگار اون روزا واسه بابا بزرگ الان شده اذیت شدن چشمای قشنگ و عسلیش به خاطر گرد و خاک و زحمتای همیشگی ولی الانم شاکی نیست چون از زندگی لذت میبرده....و واقعا لذت هم داشت اون همه بی شیله پیله و ساده زیستی....

یادمه مامانبزرگ میگفت تا گردوها نرسیده نچینید تا خوشمزه بشن ولی ما یواشکی میرفتیم پشت بوم و گردوهای شاخه های روی بوم رو میشکستیم و میخوردیم، پوسته هاشم قایم میکردیم...کلی ام میخندیدیم....به خیال خودمون یواشکی بود ولی رنگ پوست گردو روی دستامونو میشد به وضوح دید...

ناهار آبگوشتو که میخوردیم باز بساط خواب بود و بازی و سر و صدا گاهی دعوا گاهی آشتی...
یکم که آفتاب مهربونتر میشد بساط جور میکردیم بچگونه بریم کوه گشت و چقد خوب بود هیچکس هم نگران گم شدن ما نبود....
چون روستا بود....
کیفمونو پر از خوراکی میکردیم لواشک پفک نمکی نون و پنیر، خرما و کشمش و گردو
راه میوفتادیم بین راه همه رو میدیدیم سلام میکردیم...
کوه سختی نبود، براحتی بالا میرفتیم و بین راه خوراکیا رو تقسیم میکردیم، اون بالا که می رسیدیم انگار دنیا مال ما بود....
از بالا همه جا سبز بود و سبز بود و سبز از زمینای کشاورزی... باغ انگور و گردو، سنجدهای کنار جو....
بعدش از کوه گشت میرفتیم خونه مامان بزرگ پدری مادرم، لپ گلی چارقد گلی با سنجاق قفلی که کنارش یدونه سنگ چشم زخم آبی میزد...

خونه گِلی با در چوبی و مسیر سنگی منتهی به خونه، حوض کوچیک کنار حیاط و درخت گردوی بزرگ وسط حیاط، ته حیاط طویله گاو ها بود...
اصلا مگه میشد کسی توی خونش گاو و درختای گردو نداشته باشه...
توی خونه گرمای لحاف و چای که روی منقل بود، همممیشه چای روی منقل درست میکرد...
با لباسای گل گلیش دلمونو میبرد
واسمون گز و نقل و نبات میاورد و از گوشه روسریش که گره داده بود بهمون آبنبات میداد کلی قربون صدقمون میرفت و بوسمون میکرد...
طاقچه های خونش پر از عکسای قدیمی بود و چراغ نفتی، جلوی طاقچه ها با میخ پارچه گل گلی میزد، درهای چوبی خونه که با باز و بسته شدن همش قیژ قیژ میکردن...
کم کم برمیگشتیم خونه....هیچکس ولی هنوز نگرانمون نبود...
باز شب میشد و دور همی و چای و صدای حرف و سر و صدای شب نشینی، توی ایوون همیشه پر از صفا بود...
دوباره کم کم سکوت و سرمای شب با صدای گرگ و خواب راحت ما زیر لحاف گرم و گلگلی....

خونه مامان بزرگ کلا خراب و بازسازی شد، ما بزرگ شدیم و قد کشیدیم دیگه الان وقتی گردوها رو بغل کنیم دستامون بهم میرسه ولی گردوها نیستن...و به ناچار قطع شدن
و فقط خاطره هاش موند واسمون....
دلم گاهی لک میزنه واسه تابستونای بچگی....
صدای آب، انگور و سنجدای تر و تازه...
من تمام خاطراتمو در گوشه گوشه قلب و ذهنم هک کردم تا روزی برای دخترم، پسرم تعریف کنم این همه زیبایی بی انتها رو...
خدا رو شکر که هنوز مامانبزرگ بابابزرگ هستن و هنوز دارمشون...شکر شکر شکر😊❤

زهرا _ ۱۸ دی ماه ۱۳۹۹ _پاپیون

سلام 😇 🤗
امیدوارم خاطره و عکس رو دوس داشته باشین خودم که عاشقشم
عکس تقدیم به
زهرا جون مامانی مهستی و مهیاس کوچولو واسه حس خوبی که باعثش شد...
ویدا جون که عاشق چایی هست....دیشلمه، خرما پهلو😂، لبسوز، لبدوز، لبریز....بدون چای صاف کن و این قرطی بازیا همراه با کف...😂
بساط صبحونه ی دیر هنگام ما بود، همسرم که گفت خیییلی چسبید 😊
اگه دوست داشتین ورق بزنین عکس رخ خودمم روی قوری افتاده 😂😂
بعد صبحونه رفتم خوابیدم زیر لحاف براتون خاطره نوشتم 😊
بیشتر از این چیزای قدیمی نداشتم متاسفانه و مامان بزرگ هم از من دوره که بتونم قرض بگیرم...
یک دنیا منت دار نگاهتون 😘❤

دوستتون دارم بیشتر از همیشه ❤

#چالش
#چالش_عکس_قدیمی
#قدیمی
...
مشاهده موارد بیشتر