منیژه
منیژه
لوکوم پرتقال

لوکوم پرتقال

۵.۲k
۹۹
۶۰'
شیرینی سیگارتی

شیرینی سیگارتی

۲.۶k
۵۱
۴۵'
ناگت مرغ (ترکیه)
منیژه
منیژه
۶۹

ناگت مرغ (ترکیه)

۲۱ ساعت پیش
☕️لبخندی کوچک
🍁و یا کلامی زیــبا
☕️میتواند قلبی را لمس کند
🍁و یا دلی را شاد کند

☕️هیچکس خوشحال
🍁بدنیا نیامده است
☕️اما همه‌‌ ما با توانایی
🍁خلق شادی بدنیا آمده‌ایم

☕️پیوسته شاد باشید
🍁عصرتان سرشار از آرامش
...
کباب دو رنگ رولی
منیژه
منیژه
۱۲۰
🔘 داستان کوتاه

حضرت موسی به عروسی دوجوان مومن و نیک سرشت قومش دعوت شده بود، آخر شب در هنگام خداحافظی عزرائیل را بر بالای خانه بخت وحجله عروس و داماد دید!!!از او پرسید تو اینجا چه میکنی؟عزراییل گفت امشب آخرین شب زندگی این عروس داماد است ماری سمی درمیان بستر این دوجوان خوابیده ومن باید در زمان ورود وهمبستر شدن آنها دراین حجله جان هر دو را به امر پروردگار دراثرنیش مار بگیرم . موسی با اندوه از ناکامی و مرگ این دوجوان نیکوکار و مومن قومش رفته وصبحگاهان برای برگذاری مراسم دعا و دفن آن دو بازگشت امادر کمال تعجب و خوشحالی عروس و داماد زنده و خندان از دیدن پیامبر خدا درحال بیرون انداختن جسد ماری سیاه دید!!! از خدا دلیل دادن این وقت وعمر اضافه به ایشان را پرسید؟ جبرییل نازل شدو گفت دلیل را خود با سوال از اعمال شب قبل ایشان خواهی یافت.موسی از داماد سوال کرد دیشب قبل ورود بحجله چه کردند؟ جوان گفت وقتی همه رفتند گدایی=(سائلی) در زد و گفت من خبر عروسی شمارا در روستای مجاور دیر شنیدم و تمام بعدازظهر و شب را برای خوردن و بردن یک شکم سیر از غذای شما برای خود وهمسر بیمارم در راه بودم لطفا بمن هم از طعام جشنتان بدهید.بداخل آمدم و جز غذای خودم و همسرم نیافتم غذای خودرا به آن مرد گرسنه دادم خورد برایم دعای طول عمر کردو گفت برای همسرم هم غذابدهید اونیز چون من سه روز است غذای مناسبی نخورده است. باخجالت قصد ورود و بستن در را داشتم که همسرم با رویی خندان غذای خودش را بمرد داد و اودرهنگام رفتن برای هردوی ما دعای طول عمر ،رفع بلا و شگون مصاحبت باپیامبر خدا دراولین روز زندگی مشترکمان را کردو رفت.وقتی قصد ورود بحجله را داشتیم مجمعه (سینی بزرگ و سنگین غذا از جنس مس ) از دست همسرم برروی رختخواب افتاد و باعث مرگ این مار سمی که در رختخواب مابود گشت، پس ماهردو دیشب را تااکنون بعبادت گذارندیم و العجب شادی ما از اینست که دعای آنمرد بر شگون مصاحبت با شما نیز به اجابت رسید.جبرییل ع فرمود ای موسی بدان صدقه و انفاق باعث رفع بلا و طول عمر شده این بر ایشان بیاموز و داستانشان برهمگان باز گو باشد که چراغی گردد بر خلق ما برای نیکی به دیگران و مصاحبت پیامبرانی چون تو در جنت.

─┅─═इई 🍁🍂🍁 ईइ═─┅─‎‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
...
ماکارونی ساده
منیژه
منیژه
۹۵

ماکارونی ساده

۳ روز پیش


🍁به یاد داشته باش:
آینده کتابی است
که امروز می نویسی...
پس چیزی بنویس
که فردا از
خواندن آن لذت ببری...🍁
...
خورش مرغ ناردونی
منیژه
منیژه
۱۴۱
☕️شیرینی زندگی
🍁همین دقایق کنارهم
🍂بودن است
☕️همین زندگی عاشقانه
🍁همین محبت های
🍂بی ریا
☕️و همین خنده های یهویی
🍁دوست من
🍂بیاییم زندگی را زیبا
☕️زندگی کنیم
عصر جمعه تون بخیر🍂🍁
...
پاناکوتای وانیلی و کاکائویی
منیژه
منیژه
۴۱
آرزو میکنم دراولین آدینه آبان ماه 🌸🍃

💕الهی آنقدر بخندید

ڪه صدای خندهاتون بشه 🥰

زیباترین موسیقی کائنات🎵

💖يه دنيا عشق مهمون خونه هاتون 💖

✨احوالتون بخیر 🌸
...
 راتا مرغ و جعفری
منیژه
منیژه
۸۱
🍁در اولین روز
🍂از ماه آبان
🍁ناب ترين دعاهايم
🍂را برتار خورشيـد
🍁و عرش كبريايی
🍂به وديعه ميگذارم
🍁تا همای سعادت بر
🍂زندگيتان لانه كند
🍁 روزتان عالی
🍂همراه با لطف خداوند 🍁

اینم لینک دستور پختش👈https://sarashpazpapion.com/recipe/2bbb12819730561babc12df7f583a9f6
...
چیبس ماکارونی
منیژه
منیژه
۲۳۱

چیبس ماکارونی

۱ هفته پیش
مراسم عروسی بود

پیرمردی در گوشه سالن تنها نشسته بود که داماد پیشش آمد و‌ گفت:
سلام استاد آیا منو می‌شناسید.
معلم بازنشسته جواب داد:
خیر عزیزم فقط می‌دانم مهمان دعوتی از طرف داماد هستم.
و داماد ضمن معرفی خود گفت:
چطور آخه مگه میشه منو فراموش کرده باشید
یادتان هست سال‌ها قبل ساعت گران قیمت یکی از بچه‌ها گم شد و شما فرمودید که باید جیب همه دانش‌آموزان را بگردید و گفتید همه باید رو به دیوار بایستیم و من که ساعت را دزدیده بودم از ترس و خجالت خیلی ناراحت بودم که شما ساعت را از جیبم بیرون می‌آورید و جلوی دیگر معلمین و دانش‌آموزان آبرویم را می‌برید، ولی شما ساعت را از جیبم بیرون آوردید ولی تفتیش جیب بقیه‌ی دانش‌آموزان را تا آخر انجام دادید و تا پایان آن سال و سال‌های بعد در اون مدرسه هیچ کس موضوع دزدی ساعت را به من نسبت نداد و خبردار نشد و شما آبروی من را نبردید.
استاد گفت :
باز هم شما را نشناختم!
ولی واقعه را دقیق یادم هست (چون من موقع تفتیش جیب دانش‌آموزان چشم‌هایم را بسته بودم)…

تربیت و حکمت معلمین، دانش‌آموزان را بزرگ می‌نماید.

─┅─═इई 🍁🍂🍁 ईइ═─┅─
...
خورش قرمه سبزی
منیژه
منیژه
۹۹

خورش قرمه سبزی

۱ هفته پیش
‌مادر نابینا کنار تخت پسرش در شفاخانه نشسته بود و می گریست...

فرشته ی فرود آمد و رو به طرف مادر گفت:
ای مادر من از جانب خدا آمده ام. رحمت خدا بر آن است که فقط یکی از آرزو های ترا براورده سازد، بگو از خدا چه می خواهـی؟
مادر رو به فرشته کرد و گفت:
از خدا می خواهم تا پسرم را شِفا دهد.
فرشته گفت: پشیمان نمی شوی؟
مادر پاسخ داد: نه!

فرشته گفت:
اینک پسرت شِفا یافت ولی تو می توانستی بینایی چشمان خود را از خدا بخواهی...
مادر لبخند زد و گفت تو درک نمی کنی!

سال ها گذشت و پسر بزرگ
شد و آدم موفقی شده بود و مادر موفقیت های فرزندش را با عشق جشن می گرفت.
پسرش ازدواج کرد و همسرش را خیلی دوست داشت...

پسر روزی رو به مادرش کرد و گفت:
مادر نمی توانم چطور برایت بگویم ولی مشکل اینجاست که خانمم نمی تواند با تو یکجا زندگی کند. می خواهم تا خانه ی برایت بگیرم و تو آنجا زندگی کنی.
مادر رو به پسرش کرد و گفت:
نه پسرم من می روم و در خانه ی سالمندان با هم سن و سالهایم زندگی می کنم و راحت خواهم بود...
مادر از خانه بیرون آمد، گوشه ی نشست و مشغول گریستن شد.

فرشته بار دیگر فرود آمد و گفت:
ای مادر دیدی که پسرت با تو چه کرد؟
حال پشیمان شده یی؟
می خواهی او را نفرین کنی؟
مادر گفت:
نه پشیمانم و نه نفرینش می کنم
آخر تو چه می دانی؟

فرشته گفت:
ولی باز هم رحمت خدا شامل حال تو شده و می توانی آرزوی بکنی. حال بگو میدانم که بینایی چشمانت را از خدا می خواهی، درست است؟
مادر با اطمینان پاسخ داد نه!
فرشته با تعجب بسیار پرسید: پس چه؟

مادر جواب داد:
از خدا می خواهم عروسم زن خوب باشد و مادر مهربان باشد و بتواند پسرم را خوشبخت کند، آخر من دیگر نیستم تا مراقب پسرم باشم.
اشک از چشمان فرشته سرازیر شد و اشک هایش دو قطره در چشمان مادر ریخت و مادر بینا شد...
هنگامی که زن اشک های فرشته را دید از او پرسید:
مگر فرشته ها هم گریه می کنند؟
فرشته گفت: بلی!
ولی تنها زمانی اشک می ریزیم که خدا گریه می کند.
مادر پرسید:
مگر خدا هم گریه می کند؟!

فرشته پاسخ داد:
خدا اینک از شوق آفرینش موجودی به نام مادر در حال گریستن است...

هیچ کس و هیچ چیز را نمی توان با مادر مقایسه کرد.

❤️ تقدیم به همه مادرا ❤️

─┅─═इई 💞💗💞 ईइ═─┅─
...
پیتزا با خمیر همه کاره
منیژه
منیژه
۱۱۶
دعای اولین روز ماه ربیع الاول
تقدیم شما دوستان و هم گروهی های عزیز :

🎀الهی یهویی و
🌸بی دلیل دل مهربونتون شادشه
🎀الهی یهویی وبی دلیل
🌸گل لبخند روی لباتون بشکفه
🎀الهی یهویی
🌸کاراتون راس وریس شه
🎀الهی یهویی امروز
🌸یکی ازبهترین روزای زندگیتون شه
🎀الهی یهویی بشه اون
🌸چیزی که دل مهربونتون میخواد
🎀الهی هزار تا یهوییِ
🌸قشنگِ دیگه نصیب تون بشه
🎀الهی کہ ماه ربیع الاول
🌸شروع بهترین ها براتون باشہ
...
رولت مرغ
منیژه
منیژه
۱۸۱

رولت مرغ

۲ هفته پیش
امروز برای همه دعا کنیم
مخصوصا بیماران
خدایا 🙏
امروز به حرمت
امام غریب
هرکس دست نیاز به
طرفت بلند کرد
خالی برنگردون
حاجت همه رو بده
" الهی آمیـن "

رولت مرغ: سینه وران مرغ رو به همراه پیاز چرخ کردم بهش نمک، فلفل، زرچوبه، پاپریکا وکمی زعفران زدم یک ساعت توی یخچال استراحت دادم(میتونید کمی فلفل دلمه ای ریز توش خرد کنید) در این فاصله پیاز رو نگینی خرد و با کمی روغن سرخ کردم بعد قارچ اضافه کردم اونم تفت دادم بعد گردوی خرد شده اضافه کردم بعد تابه رو کج نگه داشتم تا روغن اضافش خارج بشه بعد بهشون یه قاشق بهش رب انار زدم . حالا یک کیسه فریزر رو باز کردم و مرغ رو روی نایلون به قطر نیم سانت باز کردم کمی رب انار روی مرغ مالیدم(اگه رب انارتون غلیظ بود کمی رقیق کنید)بعد مواد داخلش رو روش پخش کردم وبا کمی نایلون آروم رولش کردم وتوی تابه سرخ کردم یک طرفش که سرخ شد برگردوندم تا طرف دیگش هم سرخ بشه با شعله کم. البته تو فر هم میشه پخت ولی این دفعه سرخ کردم
...
آبگوشت دیزی
منیژه
منیژه
۸۸

آبگوشت دیزی

۲ هفته پیش
☕️آرامش تحفه ای گرانبها
🍁با رنگ عشق است
☕️از جانب خدا
🍂در این عصر زیبا
☕️این هدیه را
🍁برای شما دوستان
☕️خوبم آرزومندم

عصر جمعه تون پر از آرامش☕️
...
حلوای مدرن
منیژه
منیژه
۷۵

حلوای مدرن

۲ هفته پیش
🌸پنجشنبه است
🕯هـمان روزی که
🌸اهالی سفر کرده از دنیا،
🕯چشم انتظار عزیزانشان هستند

🌸دستشان از دنیا ڪوتاه است
🕯و محتاج یاد ڪردن ما هستند

🌸با ذکر فاتحه و صلوات
🕯روحشان را شاد کنیم
...
لوبیا پلو با ته دیگ سیب زمینی کنجدی
منیژه
منیژه
۴۴
🌸زیباترین
💗حکمت دوستی
🌸به یاد هم بودن است
💗نه در کنار هم بودن
🌸پس به سلامتیِ
💗همه دوستای مجازی
🌸که در کنارشون نیستیم
💗ولی همیشه به یادشونیم
🌹 تقدیم به شما مهربانان 🌹
...
سالاد ماکارونی با کاهو
آش گوجه
منیژه
منیژه
۵۳
🔘داستان کوتاه

"از مکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو ز جو"

در زمان قدیم ، مردی ازدواج کرد ...

در روز اول ازدواج، جهت خوردن ناهار با خانواده شوهر دور هم جمع شدند.

مرد سهم بیشتری از غذا را با احترام خاص به همسرش و به مادر خودش سهم ناچیزی از غذا داد، بدون هیچ احترامی!!

در این لحظه عروس که "شخصیت اصیل و با حکمتی داشت،" وقتی این صحنه را دید درخواست طلاق کرد و گفت:
شخصیت اصیل در ذات هست و نمی خواهم از تو فرزندی داشته باشم که بعدها فرزندانم رفتاری چون تو با مادرت، با من داشته باشند و مورد اهانت قرار بگیرم!

""متاسفانه بعضی از زنان وقتی شوهرانشان آنها را ترجیح می دهند، فکر می کنند بر مادر شوهر پیروز شدند.!!"

عروس با تدبیر همان روز طلاق گرفت و مدتی بعد با همسری که به مادر خودش احترام می‌گذاشت ازدواج کرد و بعد از سالها صاحب فرزندانی شد ...

یک روز با فرزندانش عزم مسافرت کرد، با فرزندانی که بزرگ شده بودند و به مادرشان بسیار احترام می گذاشتند.

در مسیر به کاروانی برخوردند، پیرمردی پابرهنه پشت سر کاروان راه می رفت و هیچ کس به او اعتنایی نمی کرد.!

مادر به فرزندانش گفت: آن پیرمرد را بیاورید.

وقتی او را آوردند مادر، همسر سابقش را شناخت به او گفت:
چرا هیچ کس به تو اعتنا و کمکی نمی کند؟!
آنها کی هستند؟!

گفت: فرزندانم هستند ...
گفت : من رامی شناسی؟
پیرمرد گفت: نه
زن با حکمت گفت: من همان همسر سابقت هستم و قبلا گفتم که اصالت در ذات هست ...

"همانگونه که می کاری درو خواهی کرد..."

به فرزندان من نگاه کن!
چقدر به من احترام می گذارند ...

حالا به خودت و فرزندانت نگاه کن،
چون تو به مادرت اهانت کردی، این جزای کارهای خودت هست ...

زن با تدبیر به فرزندانش گفت: "کمکش کنید برای خدا..."

* بدانیم؛ فرزندانمان همانگونه با ما رفتار خواهند کرد که ما با پدر و مادر خود رفتار می‌کنیم.!*

─┅─═इई 🍁🍂🍁ईइ═─┅─
...
مشاهده موارد بیشتر
سایر کاربران
ماشاالله لاحول ولا قوت الا بالله العلی العظیم ❤
ب عشق همسرم❤ و2تاپسرای❤❤ گلم آشپزی میکنم..
شیراز نویسنده،شاعر،نقاش،فرهنگی دارای مدرک بین‌الملل سفره آرایی 😊
دوستان گلم خیلی دوستتون دارم.واز تک تک شما بابت لایکها وکامنتهای ارزشمندتون سپاسگزارم.❤❤ آدرس اینستا گرامم: R.Dashti99
سلام 🌹مامان آرزو خوشمزه پز ،آشپز رستوران 🍜🍟یه دی ماهی همه فن حریف عاشق آشپزی مهمان جدید پاپیونی به امید میزبانی شما دوستان گلم😘
۲۶ ساله ساکن خوزستان